" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا                /                              یاداشت  و سوژه هاي خبري خود را از «اینجا» برای ما ارسال نمایید       رودکوف کجاست:رودکوف در منتهی الیه کوه حاتم یکی از دهها کوه باعظمت و استوار کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان قرار دارد.      
يکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ - ۰۸:۱۳  |  Sunday, 19 November 2017
کد خبر: ۱۹۱۳۳
تاریخ انتشار: ۱۵:۵۹ - ۲۱ مرداد ۱۳۹۶
منصور نظری
منصور نظری شاعر ارزشی و عدالتخواه کشورمان آخرین سروده خود را تقدیم به شهید بی سر کربلای شام، محسن حججی نموده است.
پایگاه خبری آوای رودکوف :منصور نظری شاعر ارزشی و عدالتخواه کشورمان آخرین سروده خود را تقدیم به شهید بی سر کربلای شام، محسن حججی نموده است.



بسم رب الفاطمه، ام الحسین
کلک خبر گشته پریشانِ داغ - خونِ شقایق شده جاری به باغ
قاصدک آورده خبر از دمشق - قصۀِ سربازی اصحاب عشق
شامِ بلا باز خبرساز شد - باز بلا قافیه‌پرداز شد
شیعه بلا گو شدۀِ بر اَلَست - عطر شهادت همه را کرده مست
وز همه سو بانگ بلا می‌رسد - عطرِ خوشِ کرب و بلا می‌رسد
رخ زِ قمر غرقه‌به‌خون آمده - سر زِ تنِ ماه، نگون آمده
مویِ علی غرقه‌به‌خون گشته باز - فاطمه بنشسته بخواند نماز
اَلعطش از سوی حرم می‌رسد - غرقه‌به‌خون مَشک و علم می‌رسد
کرب و بلایی شده بر پا به شام - شیعه سراپا به تب انتقام
عودِ بلا گشته حجازی نواز - نِشتر غم بر رگِ دل خورده باز
آمده ویرانه دو بارویِ آه - خون چکد از گوشۀِ ابروی ماه
خورده غزل خنجر کِشمیری است - این تبِ یک داغِ اساطیری است
خرمن دل را همه آتش زدند - شعله به دامان سیاوش زدند
قوم سیاوش همگی دردمند - گریۀِ دنیای مجازی بلند
اشک قلم آمده جاری چو رود - سینۀِ دفتر شده از غم کبود
هلهلۀِ ناله ز هر سو به گوش - نُه‌فلک آشفتۀِ بغضی خموش
در شِکَن ِخاتمی از یَشم گل - اشک خدا می‌چکد از چشم گل
باز دلی شور عطش میزند - حادثه بر آینه خَش میزند
آتشِ‌داغِ قمر افروخته - سِدره نشینان همه دل‌سوخته
مردمِ چشمانِ غزل مَشعلی - ناله کمربستۀِ اشکِ علی
مرغِ سحر نوحه‌سرایِ قَرَن - کرده بغل زانوی غم نسترن
می‌رسد از ره سحر آسیمه‌سر - رخت عزا کرده صَحاری به بر
وه چه شرابی شده انگور غم - می‌دمد این نَفخه که بر صورِ غم
در سحری تازه به رنگِ تُرنج - میزند آیینه زِغم چَنگ رنج
خنجر کین سر زِ قمر می‌زند - فاطمه بر سینه و سر می‌زند
شیعه بگو تا که کُند ترکِ سر - تا نخورد فاطمه سیلی دگر
تا نَکشد معجر زهرا کسی - سر بدهد شیعه به خنجر بسی
گر نه عدو سر ز تن ما بُرد - پیش علی فاطمه سیلی خورد
ای سر شوریده سلام‌ٌعلیک - کرب و بلادیده سلامٌ‌علیک
ای تن بی‌سر شده در راهِ عشق - ای که شدی محرم درگاهِ عشق
کاوۀِ آهنگر ایران تویی - آرش این قوم دلیران تویی
ای که شکسته کمرِ ما،غمت - مردم ایران همه در ماتمت
ما همه دلداده به یاس کبود- منتقمانِ تو ز آل سعود
زلزله در کون و مکان افکنیم - ریشۀِ داعش زجهان برکنیم
ای مه بی سر شده در راهِ عشق - وعدۀِ ما با تو سحرگاهِ عشق
با پسر فاطمه آیی چو باز - فتح یمن سازی و فتحِ حجاز
به امید ظهور حضرت یار

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۰۳ - ۱۳۹۶/۰۵/۲۲
0
0
سلام و درود بر مرد عدالتخواه کشورمان استاد نظری
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس روز