" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا                /                              یاداشت  و سوژه هاي خبري خود را از «اینجا» برای ما ارسال نمایید       رودکوف کجاست:رودکوف در منتهی الیه کوه حاتم یکی از دهها کوه باعظمت و استوار کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان قرار دارد.      
يکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ - ۰۸:۱۳  |  Sunday, 19 November 2017
کد خبر: ۱۹۱۹۳
تاریخ انتشار: ۱۳:۴۶ - ۲۶ مرداد ۱۳۹۶
معرفی کتاب
سید ناصر حسینی پور گفت: از 808 روزی که در اسارت بودم، تنها خاطرات 200 روز را نوشتم.
پایگاه خبری آوای رودکوف، معرفی می کند:
سید ناصر حسینی پور نویسنده ی کتاب پایی که جا ماند از جانبازان هشت سال دفاع مقدس است که در 16 سالگی به جبهه می‌رود و با از دست دادن یک پایش پس از سالها اسارت به کشورمان بازمی‌گردد، وی می گوید: من در جزیره مجنون دیده‌بان بودم. کار دیده‌بان مشخص است و تفاوتش با رزمنده عادی در این است که عمل او باید حساب شده و دقیق باشد و به روز گزارش بدهد.

وقتی اسیر شدم هم دیده‌بان بودم، اما نه دیده‌بانی که فعالیت جبهه و خاکریز عراقی‌ها را زیر نظر داشته باشد، بلکه دیده‌بان بدی‌ها و خوبی‌های دشمن، دیده‌بان اتفاقات ناب و خوبی و بدی اسرای خودمان که گاهی برخی شان کم می‌آورند، شدم. این دیده‌بانی را به صورت یادداشت‌های روزانه درآوردم.



من دو بند کفش داشتم که یکی از دیگری بلندتر بود. بند کوتاه‌تر برای حساب روز بود و بند دیگر برای حساب ماه‌ها. به یک بند به حساب هر روز یک گره می‌زدم و به بند بلندتر به حساب هر ماه یک گره. یادداشت‌های روزانه را هم در کاغذهای سیمانی می‌نوشتم که با رفتن بچه‌ها به بیگاری بدست می‌آمد. همچنین خاطرات را روی زرورق سیگار و حاشیه روزنامه‌های عراقی می‌نوشتم.



بیش از 300 اسیر ایرانی در این اردوگاه‌ها بر اثر بیماری یا عفونت شهید شدند و این موضوع اصلا برای عراقی‌ها مهم نبود. زمانی که اعلام شد قرار است اسرای قطع عضوی آزاد بشوند، اسم 750 اسیر از اسرای مخفی را نوشتم و در یک لنگه عصایم مخفی کردم. در لنگه دیگر هم خاطراتم را مخفی می‌کردم. هیچ وقت نشد که افسران عراقی از نوشتن و مخفی کردن خاطراتم آگاه شوند و من از 808 روزی که در اسارت بودم، تنها خاطرات 200 روز را نوشتم.



مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب پایی که جا ماند پی‌نوشتی را مرقوم فرموده‌اند که به شرح زیر است:

بسمه تعالی

اکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیده‌ام که صحنه‌های اسارت مردان ما را در چنگال نامردمان بعثی عراق را، آنچنان که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد. این یک روایت استثنایی از حوادث تکان دهنده‌ای است که از سویی صبر و پایداری و عظمت روحی جوانمردان ما را، و از سویی دیگر پستی و خباثت و قساوت نظامیان و گماشتگان صدام را، جزء به جزء و کلمه به کلمه در برابر چشم و دل خواننده می‌گذارد و او را مبهوت می‌کند. احساس خواننده از یک سو شگفتی و تحسین و احساس عزت است، و از سویی دیگر غم و خشم و نفرت.

درود و سلام به خانواده‌های مجاهد و مقاوم حسینی.

سیدعلی خامنه‌ای

91/6/2

انتهای پیام/ آرامه.و

نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس روز