یادداشت به قلم مدینه صابری:
تخریب شخصیت افراد پدیده نامیمون جامعه ماست
پایگاه خبری آوای رودکوف- مدینه صابری- اخلاق مداری و دیدگاه مبتنی بر بیطرفی و خالی از شک و کینه، رفتار و منش ایرانیان از گذشته بوده است ولیکن آنچه با گذر زمان و در پرتو تحول و تغییر مناطق رخ داده است؛ بروز و ظهور اخلاق خلاف عزت بخشی و نفاق و رشد رفتارهای بدور از هرگونه منکوب سازی در بین برخی اقشار جامعه ملی ایران اسلامی و در بین برخی اقوام است. این مسأله موجب شده در طول گذار زمانی و مکانی، گرد نخوت و رکود اجتماعی بر گستره جوامع بگسترد و خود زمینه ساز بدبینی های بین قومی و آشوب زدگی منطقه ای فراهم آید و این موضوع در مقیاس کوچکتر به تشنج افکار و تشنج کردار بیانجامد و در دل خود گسست ها را در دامان اجتماع گسترش دهد.

در هر حال اجتماع ایران اسلامی و به تبع آن فضای محافل کوچکتر قومی و قبیله ای در مناطق مختلف در هر برهه از زمان و مکان نیازمند مدیریت درست در دو بعد اجتماعی و روانشناختی سوای دیگر ابعاد مشمول اجتماع است چرا که تا جامعه از منظر اجتماعی و روانشناختی به رشد و توسعه وقرون به صرفه نرسد و به اقناع دست نیابد؛ نخواهد توانست مستعد پیشرفت در دیگر بخش‌ها و دیگر مقوله ها همچون مقوله اقتصادی، فرهنگی، مذهبی، عقیدتی و...... شود.

باید دانست در دنیای امروز که استفاده معقول از منابع مختلف با بکارگیری روش‌های نوین علمی به تعالی غیرقابل توصیف دست می یابد، دیگر حسادت و بخل و کینه و تخریب راه به جائی نخواهد برد چرا که علم بر مدیریت بهینه از منابع اجتماعی عاملی بس اثرگذار بر چنین افکار کوته نظرانه و تنگ بینانه قلمداد می شود.

منابع اجتماعی سرشار در فضای انسانی کشور و مناطق مختلف برگ زرینی باید محسوب شود که نتوان گریزی از آن دانست؛ اینها همچون سوخت‌های فسیلی هستند که دیر یا زود تمام می شوند و انسان را با تمام شدن خود به تامین منابع دیگر نیازمند می سازند که در این رابطه ممکن است منابع شناخته شده قبلی دیگر کارساز و تامین کننده نیاز روز نباشد و به ناچار این خلاقیت در بهره ورری از منابع تجدید پذیر جدید است که گلوگاهی بس ارزشمند و اصولی در پیشرفت و عدالت اجتماعی خواهد بود. از این مثال چنین بر می آید لازمه رشد و بهبود وضعیت جوامع کشورمان بکارگیری دیدگاه مثبت و بدور از حس تخریبگرانه است چرا که همه انسان‌ها بواسطه استعدادی که دارند حق زندگی و کار و فعالیت در جامعه را دارند و زندگی فردی و اجتماعی هر کس در جامعه نباید خللی در زندگی دیگران ایجاد کند که چه بسا خریب خود سم مهلکی بر ریشه زندگی سالم و بدور از آشوب در اجتماع است و باید با بکارگیری و اعمال فنون اجتماعی و روانشناختی از سوی صاحبان فن روشی برای ارتقای شاخصه های امنیت قلمداد خواهد شد.

تخریب یک نمونه بارز از فقر فرهنگی محسوب می شود و خود یک شیوه نادرست تربیتی است که منشا آن از خانواده آغاز می شود این تخریب است که در بسیاری مواقع افراد را دچار ترس و تحقیر و انحراف می کند و خود به پیدایش و بروز انواع بزه کاری رهنمون می کند؛ به طوریکه از منابع علمی بر می آید تخریب در بسیاری مواقع با تکرار شدن در ضمیر ناخودآگاه و خود آگاه تخریب شونده موارد بیان شده تخریب را به بخشی وجودی وی تبدیل می کند و گاهی چنان با شخصیت وی درمی آمیزد که ممکن است که انگار زا همان ابتدا اینگونه بوده است و همین مسئله موجب ظهور شوک های تربیتی اجتماعی را در بستر روان تخریب شونده ایجاد می کند و وی را به عکس العمل های مختلف همچون گرایش –اجتناب،گرایش –گرایش و اجتناب –اجتناب در برابر جامعه سوق می دهد.

باید دانست دوری از روحیه تخریب افراد و اجتماعات جامعه ملی و جامعه منطقه ای کشورمان رشد آگاهی است و این آگاهی است که حرکت متوازن گردونه اجتماع را به سمت پایبندی به ارزش‌ها و اعتبار بخشی به سلامت فردی و جمعی از بعد جسم و روان رهنمون می سازد و در اینجاست که این جمله به تثبیت می رسد که آگاه سازی و آگاهی بخشی و نهادینه سازی ارزش خوب بودن و خوب نگریستن به جامعه و افراد است که یکی از مهمترین بخشهای موثر در برنامه های پیشگیری از گسست ها و ممانعت از بدبینی های افرطی و بداندیشی های ویرانگر است.

مدینه صابری/خبرنگار پایگاه خبری آوای رودکوف