پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۹ - ۰۲:۰۰  |  Thursday, 09 April 2020
کد خبر: ۲۶۶۶۲
تاریخ انتشار: ۱۸:۲۷ - ۰۵ دی ۱۳۹۸
خاطرات" جهانگیر ایزدپناه"قسمت(9)
در خاطره زیر به شرح فریبکاری و سو استفاده از عقاید مردم می پردازیم که چگونه دامنگیر خودمان شد .
پایگاه خبری آوای رودکوف-«جهانگیرایزدپناه»:این حقیر از چند و چون متون دینی در مورد غیب گویی و صحت و سقم توانایی انسان در غیب گفتن اطلاع چندانی ندارم و امیدوارم که در این زمینه هم خط و خطوط قرمزی ترسیم نشده باشد .

اما در ورای این قضایا غیب گویی و ساحری نوعی تردستی و شعبده بازی و سو استفاده از باورهاست که با پیشرفت علم ودانش و آگاهی و تجربه ،حنای شان کم رنگ شده ومی شود .

در خاطره زیر به شرح فریبکاری و سو استفاده از عقاید مردم می پردازیم که چگونه دامنگیر خودمان شد .

عرض کنم تعطیلات عید ودبیرستان تعطیل بود ، آبادی های ما " تل بردی "حوالی بهبهان تا دامنه کوه خائیز بود بعد از ظهری ناگهان دو نفر ملبس به پوشش روحانی و مندیل و دستار سیدی به آبادی مان آمدند و با یک یا علی گفتنِ مهیب عصا ( گلاک ) شان را به گردن نحیف من انداختند که این جهانگیر ( جُنگیر ) است و نظر کرده جد مان امامزاده فلان است و در زمان گذشته مرگ اش فرا رسیده بود اما جد ما ضامن شد و نجاتش داده و حالا هم باید شما نذر جدمان را ادا کنید و گوسفندی و یا پول یک گوسفندی بدهید تا ببریم به بارگاه جد مان .

از این که اسم مرا از غیب گفتند همه به این باور رسیدند که راست می گویند و من هم مثل یک کهره یا بره گلاک در گردنم بود وتکان نمی خوردم و البته خوش حال که مفتخربه نظر کردگی و در پناه فلان امامزاده هستم وحتما در پناهش آینده ای خوب در انتظارم هست.

پول نقد نبود با هزاران التماس از سیدان وطلب بخشش از امامزاده جدشان، مرحوم مادر بزرگ ومادرمان و بقیه بانوان محترم مقداری چای و قند به حضرات باصطلاح "سید" دادند . مرا رها کردند تا فرصتی دیگر نذری در خور امامزاده محترم ادا کنیم.

همه نسوان محترم در حال مکاشفه بودند که ملا جُنگیر(جهانگیر) چه سالی سخت بیمار شده که این امام زاده نجاتش داده؟ وهر کس حدسی میزد ودعایی.

اما دروغ گویی و کلک غیب گویی ای کذابان وقتی ثابت شد که غروب مرحوم عمویم به آبادی آمد و شرح واقعه را برایش با آب وتاب گفتند .عمویم ما را سرزنش کرد که این چه حرفی است که شما میزند . حق با مرحوم عمو بود زیرا موقعی که این باصطلاح سیدان به تپه ای نزدیک آبادی رسیده بودند مرحوم عمویم مرا از دور بانگ زده بود جهانگیر تا دیر نشده برو گاوها را به آبادی بیاور. آن کذابان همان وقت نام مرا شنیده و بخاطر سپرده بودند و ما هم بی خبر از کلک شان .

البته با پیشرفت زمانه حالا دروغ وغیب گویی پیچیده تر شده مثلا هراز چندی یکی از بزرگان نقل میکنند که امام زمان به ما چنین وچنان گفت ویا با امام زمان به گفتگونشستم و از این دسته تخیلات !!!
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
محسن
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۶ - ۱۳۹۸/۱۰/۰۸
0
0
سلام ، دکانداران در دین و کرامت میبایست مورد تقبیح قرار گیرند زیرا کرامت واقعی هنگامی بدست می آید و ادامه خواهد داشت که از انسانها پنهان بماند در غیر اینصورت حقه بازی و دکانداری عده ای روحانی نما است که این روزها بعضی افراد خیلی مشغول چپاول جیب مردم هستند.
امام صادق (ع) فرمود از 10 نفر روحانی نما 9 نفر در لباس آخوند و یک نفر در لباس درویشی مردم را فریب میدهند.
جالبه نسبت آخوند به درویش نما 9 به یک بوده لابد کنترل و نظارت بین درویشها زیاد بوده است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس روز