" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
پایگاه خبری آوای رودکوف|خبرِ کوتاه اما تکاندهنده بود: «حمله چند فرد با سلاح سرد به نیروهای حراست بیمارستان شهید دکتر جلیل یاسوج، چهار مجروح بر جای گذاشت.» این حادثه اگرچه در نگاه اول یک نزاع است، اما وقتی آن را در بسترِ حافظهی تاریخی شهر یاسوج -که هنوز داغِ قتلِ متخصصِ قلب در این شهر را به یاد دارد- قرار میدهیم، به عمقِ نگرانیها پی میبریم.
۱. گسستِ امنیت در سنگرِ درمان
بیمارستان، آخرین پناهگاهِ جانِ آدمیان است. مکانی که باید «امنترین» نقطه در یک شهر باشد، اکنون به عرصهای برای تنشآفرینی با سلاح سرد بدل شده است. حمله به نیروهای حراست، تنها ضربه به چند فرد نیست؛ بلکه ضربه به «اعصابِ محیط درمانی» است. وقتی امنیتِ متولیانِ نظمِ بیمارستان فرو میپاشد، پزشک و پرستار چگونه میتوانند با آرامشِ خاطر، بر روی جانِ بیمار تمرکز کنند؟ این وضعیت، نوعی «وحشتِ ساختاری» ایجاد میکند که خروجیِ آن، فرسودگیِ روانیِ کادر درمان و در نهایت، کاهشِ کیفیتِ خدماتِ پزشکی برای مردم است.
۲. ضرورتِ برخوردِ قانونمند و قاطع
درخواستِ رئیس بیمارستان شهید دکتر جلیل از دستگاه قضایی و انتظامی برای برخورد قاطع، کاملاً بهجاست. وقتی هزینهی «هنجارشکنی» در یک مرکز درمانی پایین باشد، تکرارِ آن محتمل است. جامعه منتظر است ببیند آیا دستگاههای مسئول میتوانند با رسیدگیِ ویژه، پیامِ روشنی به مخلانِ نظم و امنیت مخابره کنند؟ امنیتِ مراکز درمانی نباید دستخوشِ تعارفاتِ اداری شود؛ اینجا خط مقدمِ جانِ مردم است و قانون باید بدون مماشات، بازدارندگیِ لازم را ایجاد کند.
۳. روی دیگر سکه: ضرورتِ بازنگری در «رفتارِ حرفهای»
با این حال، این تحلیل بدون نقدِ فضای حاکم بر مراکز درمانی ناقص است. اگرچه هیچ توجیهی برای خشونت در هیچ شکلی پذیرفته نیست، اما نمیتوان از لزومِ «مهارتهای ارتباطی» و «اخلاقِ حرفهای» کادرِ پزشکی نیز چشمپوشی کرد. گاهی اصطکاک میانِ همراهانِ بیمار و کادرِ درمانی، ناشی از نبودِ یک نظامِ اطلاعرسانیِ دقیق، کمحوصلگی در پاسخگویی و یا رفتارهای تحکمآمیز است.
در بسیاری از موارد، «خشم» در محیطهای درمانی، حاصلِ انباشتِ استرس و سوءتفاهم است. کادرِ درمانی، حتی در سختترین شرایط، ملزم به حفظِ وقار و کنترلِ هیجانات هستند؛ چرا که در تقابل با همراهی که عزیزش در آستانهی مرگ است، «کلام» میتواند مانندِ مسکن عمل کند یا مانندِ بنزین بر آتش.
در نتیجه ما در یاسوج نیازمند یک «قراردادِ نانوشته» جدید هستیم:
از یک سو، حاکمیت باید با تقویتِ سیستمهای نظارتی و برخوردِ قضاییِ عبرتآموز، دیوارِ حفاظتیِ مراکز درمانی را نفوذناپذیر کند.
و از سوی دیگر، مراکز درمانی باید «تکریمِ اربابرجوع» را نه در شعار، که در مهارتهای رفتاریِ پرسنلِ خود نهادینه کنند تا با سعهصدر و برخوردِ صحیح، از شکلگیریِ بسیاری از سوءتفاهمها پیشگیری کنند.
بیمارستان باید «مأمن» باشد، نه «میدانِ تنش». اجازه ندهیم سایهی تیزیِ سلاحها یا رفتارهای نامناسب، بر سپیدیِ روپوشِ پزشکانِ ما سنگینی کند؛ چرا که در این میان، تنها بازندهی واقعی، مردمِ این سرزمین هستند که در لحظهی نیاز به درمان، بیش از هر چیز به «آرامش» محتاجاند.