" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
پایگاه خبری آوای رودکوف |در شرایطی که فضای ژئوپلیتیک منطقه و فشارهای بینالمللی، کشور را در یک «مقطع حساس و سرنوشتساز» قرار داده است، دبیری شورای عالی امنیت ملی نقشی فراتر از یک مسئولیت اداری، و در قامتِ یک «مهندسیِ راهبردی» برای بقای نظام مییابد. عیسی محتشم در این یادداشت، با تمرکز بر مؤلفههایی چون «اجماعسازی استراتژیک»، «توازن میان بازدارندگی و دیپلماسی» و «حفاظت از خطوط قرمز راهبردی»، تأکید میکند که موفقیت دکتر محسن رضایی در این جایگاه، در گروِ گذار از منافع جناحی به نفعِ منافع ملی، میدان دادن به متخصصانِ نسل نو و تقویتِ بازوهایِ سهگانه قدرت (میدان، دیپلماسی و خیابان) است؛ راهبردی که میتواند شکافهای ناشی از بدگمانیهای داخلی را ترمیم و انسجام ملی را بازیابی کند.
۱. صیانت از هویت ملی شورا، فراتر از مصالح جناحی
شورای عالی امنیت ملی، به مقتضای کارکرد ذاتی خود، باید مرجعِ ملی بماند و هیچ شخص یا گروهی حق ندارد این نهاد را در مسیر منافعِ حزبی یا جناحی هدایت و مدیریت کند.
درعین حال، رسانهها و مقامات نیز در اظهارنظرها و جهت گیریهای خود مکلف اند حرمت جایگاه این شورا و اعضای آن در رأس رئیس جمهور محترم را پاس دارند، و این رعایت ادب در نقد ، هیچگاه به معنای تعطیلِ نقد و سلب حق نظارت عمومی نیست.
۲. رصد و مدیریت کلان همه محورهای امنیتی
شورای عالی امنیت ملی، قلب تپنده تصمیمسازی و تصمیمگیری در حکمرانی ایرانی-اسلامی است و بر اساس مأموریت ذاتی خود، یعنی «مهندسی تداوم نظام در مواجهه با تهدیدات وجودی»، موظف است تمامی محورهای امنیتی و راهبردهای ملی و بینالمللی نظام را به صورت شبانهروزی رصد، هماهنگ و مدیریت کند.
۳. اجماعسازی استراتژیک؛ نخستین و بنیادیترین مأموریت
شورا در این مقطع حساس و سرنوشتساز باید تمام ظرفیت خود را وقف «اجماعسازی استراتژیک» کند. به باور من این مهمترین و اساسیترین وظیفهای است که دکتر محسن رضایی بر عهده گرفته است — چراکه بدون اجماع ملی، هیچ راهبرد امنیتی، هرقدر هم فنی، از پشتوانه عملیاتی لازم برخوردار نخواهد بود.
۴. تنظیم رابطه «بازدارندگی» و «دیپلماسی»و بازآفرینی اعتماد ملی
دکتر رضایی در تنظیم رابطه میان بازدارندگی و دیپلماسی، مسئولیتی سنگین و توصیفناپذیر بر عهده دارد. برای به سرانجام رساندن این مهم، باید سرمایه ملی را بار دیگر احیا کند و اجازه ندهد تخریبها و بدگمانیها، سه مؤلفه ملی بازدارندگی (( یعنی میدان، خیابان و دیپلماسی)) را به جان یکدیگر بیندازد. این ناشکیبایی و ناگواری، امروز هم در مصاحبههای برخی مسئولان و هم در برخی منابر و تریبونها دیده می شود.
وضعیتی که اگر مهار نشود، خود به تهدیدی درونی علیه انسجام راهبردی کشور تبدیل خواهد شد.
۵. میدانداری متخصصانِ میداندیده و بهرهگیری از نسلی «امروزی»
برای مدیریت بحرانهای ترکیبی و نوظهور، دکتر رضایی نیازمند میدان دادن به متخصصانِ متعهد و میداندیدهای است که فرزند زمانه خویش باشند؛ افرادی که گوش شنوایشان تیزتر از زبان گویایشان باشد و از ترکیب سه گانه «جوانی»، «تعهد» و «تخصص» بهره برده باشند. در عصر بحرانهای هیبریدی، نخبهپروری و جانشینپروری، دیگر یک انتخاب حاشیهای نیست، بلکه به یکی از ارکان بقای راهبردی بدل شده است.
۶. حراست از خطوط قرمز راهبردی و مرزهای غیرقابل مذاکره
حفاظت از خطوط راهبردی و قرمز نظام، از دیگر مأموریتهای جدی و اساسی دکتر رضایی در مسئولیت اخیر است. هرچند رئیسجمهور محترم بارها تصریح کردهاند که فرامین رهبری، نصب العین دولت و تیم دیپلماسی است، اما سختی کار، پیچیدگی مناسبات بینالملل و زیاده خواهی های طرف مذاکره کننده، بعضاً زمینه لغزش و عبور از این خطوط را فراهم میآورد، موضوعی که طی سالهای اخیر فضای سیاسی کشور را نسبت به آن حساس کرده است. پافشاری بر این خطوط قرمز، بی شک قدرت مانورِ تیم ایرانی را افزایش خواهد داد و افزون بر جنبه راهبردی، به مشروعیت داخلی مذاکرات اعتبار خواهد بخشید.