" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
پایگاه خبری آوای رودکوف | در حالی که مباحث پیرامون شکلگیری «پیمان مکه» در کانون توجه تحلیلگران قرار گرفته است، جعفر حقپناه، کارشناس مسائل ترکیه، با بررسی پیشینه ائتلافهای امنیتی در خاورمیانه، نگاهی متفاوت به این تحرک منطقهای دارد. وی ضمن تأکید بر اینکه خاورمیانه «گورستان پیمانهای امنیتی» است، معتقد است خطر اصلی این پیمان، نه یک تهدید نظامیِ جدید، بلکه سیگنالهای نگرانکننده از «واگرایی منطقهای» و انزوای سیاسی ایران است.
تجربه ناتو؛ الگویی که در خاورمیانه غایب است
جعفر حقپناه در تشریح چراییِ ناکارآمدیِ ائتلافهای منطقهای میگوید: اگر تجربه موفقِ ناتو را به عنوان یک الگو بررسی کنیم، درمییابیم که پایداریِ چنین پیمانهایی مرهونِ «پیوستگیهای عمیق» سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و رسانهای است. در واقع ناتو مکملِ قدرتِ نظامی اعضا بوده است؛ اما در خاورمیانه، ما هیچگاه شاهد چنین روندِ همکاریهایِ مکملی نبودهایم.
وی با یادآوری شکستهای پیدرپیِ ائتلافهای پیشین، از جمله «پیمان سعدآباد»، «پیمان بغداد»، «سنتو»، «شورای همکاری خلیج فارس» و «ائتلافهای جنگ یمن»، خاورمیانه را «گورستان پیمانهای امنیتی» توصیف کرد که یا روی کاغذ ماندهاند و یا به سرعت فروپاشیدهاند.
عضویت ترکیه؛ تهدید نظامی جدیدی ایجاد نمیکند
این استاد دانشگاه با ردِ فرضیه تهدید نظامیِ مستقیم از سوی ترکیه در قالب پیمان مکه، استدلال میکند که ترکیه دهههاست عضو رسمی پیمان ناتو است. وی میگوید: «اگر حضور در چنین پیمانی تهدید محسوب شود، ترکیه هماکنون نیز به دلیل حضور مستقیمِ نیروهای آمریکایی و همکاری نظامی با قدرتهای غربی، باید تهدیدِ جدیتری تلقی میشد. بنابراین، عضویت در پیمان جدید، ظرفیت نظامی ویژهای به ترکیه نمیبخشد که بخواهد ایران را در موضع ضعفِ امنیتی قرار دهد.»
هشدار درباره روند واگرایی منطقهای
حقپناه در نهایت با تفکیکِ تهدید نظامی از تهدید سیاسی، به نکته اصلی اشاره میکند: «خطرِ واقعی، واگرایی و فاصلهگیریِ رو به رشدِ منطقه از ایران است.»
او پیوستن پاکستان، به عنوان یک قدرت اتمیِ همسایه، به این پیمان را علامت منفیِ جدی برای دستگاه دیپلماسی ایران میداند. از نگاه این کارشناس، اگرچه این پیمان تهدید هستهای یا نظامیِ بالفعل محسوب نمیشود، اما «نفسِ حرکتهای واگرایانه» در منطقه، زنگ خطری است که نشاندهنده تغییر توازنِ روابط و کاهش وزن دیپلماتیک ایران در محیط پیرامونی است؛ وضعیتی که مدیریتِ آن نیازمندِ بازخوانیِ دقیقِ سیاستهای منطقهای است.
استالین با همین تفکر در طی جنگ جهانی دوم چهل میلیون نفر از مردم خودش را قتل عام کرد که فقط ده میلیون نفر از انها مردم اوکراین بودند که با گرسنگی قتل عام شدند.
ظاهرا همین روش را می خواهند روی مردم ایران پیاده کنند.