" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
پایگاه خبری آوای رودکوف - حجت الاسلام سید علیمحمد بزرگواری :در روزگاری که دشمنان این سرزمین، چشم به هر کلمه و جملهای دوختهاند، ادبیات مسئولان نیز بخشی از میدان نبرد است. همانگونه که یک تصمیم درست میتواند امید بیافریند، یک سخن نسنجیده نیز میتواند ناخواسته به دشمن پیام ضعف، سردرگمی و ناتوانی مخابره کند.
بیتردید ایران با مشکلات و چالشهای جدی اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی روبهروست و انکار مشکلات، نه عقلانی است و نه انقلابی؛ اما میان «بیان صادقانه مشکلات» و «القای ناتوانی و بنبست» فاصلهای بسیار است. مردم حق دارند مشکلات را بدانند، اما بیش از آن، حق دارند از مسئولان خود عزم، تدبیر، شجاعت و راهحل بشنوند.
قرآن کریم میفرماید:
«وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»
«سست نشوید و اندوهگین نباشید؛ شما برترید اگر ایمان داشته باشید.»
(آلعمران، ۱۳۹)
این آیه، یک مکتب سیاسی و اجتماعی نیز هست: ملت مؤمن نباید ادبیات شکست را جایگزین ادبیات مقاومت کند.
ایران، کشوری است که در سختترین روزهای تاریخ معاصر خود ایستاده است؛ از دوران دفاع مقدس تا تحریمها، فشارهای خارجی، ترور دانشمندان و فرماندهان، و توطئههای گوناگون. اگر همه توان ملت را تنها در فهرست مشکلات خلاصه کنیم، حقیقت دیگری را که همان ظرفیت عظیم ملت ایران برای عبور از مشکلات است، نادیده گرفتهایم.
و پیام قرآن روشن است:
«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً»
(شرح، ۵ و ۶)
دو بار آمدن «یُسر» در کنار «عُسر»، برای اهل ایمان تنها یک وعده نیست؛ دعوتی به امید، حرکت و مجاهدت است.
مسئولی که پشت تریبون میایستد، باید بداند که کلمات او فقط شنیده نمیشوند؛ آنها بر روح جامعه اثر میگذارند و در بیرون از مرزها نیز شنیده میشوند. اگر سخن مسئول، ناخواسته این تصویر را بسازد که کشور گرفتار بنبست است، توان تصمیمگیری ندارد و راهی برای عبور از مشکلات نمیشناسد، دشمن همان جمله را هزار برابر خواهد کرد و در جنگ روانی به کار خواهد گرفت.
این به معنای پنهان کردن ضعفها نیست؛ بلکه به معنای آن است که ضعف را باید شناخت، درمان کرد و از آن عبور نمود، نه اینکه آن را به هویت یک ملت تبدیل کرد.
امام خمینی(ره) به ملت آموخت که «ما میتوانیم». انقلاب اسلامی با همین روحیه شکل گرفت؛ با باور به اینکه ملت ایران، حتی در برابر قدرتهای بزرگ،تسلیحاتی مانند آمریکای جنایتکار و رژيم نامشروع صهیونیستی اگر ایمان، وحدت، عقلانیت و اراده داشته باشد، میتواند روی پای خود بایستد.
امروز نیز مردم از مسئولان انتظار معجزه ندارند؛ انتظار صداقت، برنامه، پاسخگویی و اقتدار دارند.
اقتدار یعنی مشکلات را دیدن، اما در برابر آنها زانو نزدن.
اقتدار یعنی اعتراف به ضعفها، اما تسلیم نشدن در برابر دشمن.
اقتدار یعنی گفتنِ حقیقت، همراه با ارائه راهحل.
اقتدار یعنی به جای «نمیشود»، گفتنِ «باید بشود و برای آن برنامه داریم.»
قرآن کریم میفرماید:
«وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ»
«در تعقیب دشمن سستی نکنید.»
(نساء، ۱۰۴)
این روحیه، روحیه یک ملت بزرگ است؛ ملتی که ممکن است خسته شود، اما تسلیم نمیشود؛ ممکن است با مشکل روبهرو شود، اما امید خود را نمیبازد؛ ممکن است اشتباه کند، اما از اصلاح مسیر نمیترسد.
ایران امروز بیش از هر چیز به ادبیات مسئولانه، امیدآفرین و مقتدرانه نیاز دارد؛ ادبیاتی که نه بر دروغ و پنهانکاری بنا شود و نه بر سیاهنمایی و القای یأس.
مسئولان باید به مردم بگویند:
مشکل داریم، اما بنبست نداریم.
دشمن داریم، اما از دشمن نمیترسیم.
راه دشوار است، اما راه بسته نیست.
کمبود داریم، اما ظرفیت داریم.
اشتباه داشتهایم، اما توان اصلاح داریم.
و مهمتر از همه، ملتی داریم که بارها ثابت کرده است در سختترین میدانها میتواند بایستد.
این همان پیام شایسته ایران است؛
پیام مقاومت، نه استیصال؛
پیام تدبیر، نه سردرگمی؛
پیام امید، نه یأس؛
پیام اقتدار، نه ناتوانی.
امروز اگر مسئولان میخواهند اعتماد عمومی را تقویت کنند، باید به جای تکرار مداوم فهرست مشکلات، فهرست راهحلها را نیز روی میز مردم بگذارند.
چرا که ملت ایران شایسته شنیدن جملهای است که تاریخ این سرزمین بارها آن را به اثبات رسانده است:
«ما مشکلات را میبینیم؛ اما آینده را هم میبینیم.
و با توکل بر خدا، با تکیه بر مردم و با ارادهای استوار، برای ساختن آن آینده خواهیم ایستاد.»
والسلام
سید علی محمد بزرگواری
سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵