" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا 

      
پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۶   |   Thursday 15 October 2026
کد خبر: ۳۸۶۳۳
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۱
گزارش ویژه از بحران‌های اجتماعی استان :

یاسوج در آستانه بحران؛ وقتی حاشیه‌نشینی از مرکز شهر پیشی می‌گیرد!

حاشیه نشینی در یاسوج
با رشد بی‌رویه جمعیت در مناطق پیرامونی و فرارِ بی‌امانِ روستاییان از مناطق محروم، یاسوج با چالش جدیدی از ناپایداری اجتماعی روبه‌روست. این یادداشت با نگاهی مستند به بررسی این حقیقت می‌پردازد که چگونه شکاف میان مرکز و حاشیه، نه تنها عدالت را به خطر انداخته، بلکه آینده‌ی ساختار شهری پایتخت طبیعت را نیز با تهدید مواجه کرده است.

پایگاه خبری آوای رودکوف|یاسوج، که روزگاری با نام «پایتخت طبیعت» و در میان سبزه‌زارهای زاگرس، نماد آرامش و سرزندگی بود، امروز در میان غبار بی‌ثباتی و تلاطم رشد بی‌رویه، چهره‌ای متفاوت از خود نشان می‌دهد. شهری که باید مرکز خدمات‌رسانی و قطب توسعه باشد، اکنون با سایه سنگین حاشیه‌نشینی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ شکافی که نه با سیمان و آجر، بلکه با فقر و ناامیدی در حال عمیق‌تر شدن است.

آمارها از حقیقتی تلخ خبر می‌دهند؛ یاسوج در آستانه بحرانی است که جمعیت حاشیه‌نشین آن، به شکلی خزنده در حال پیشی گرفتن از هسته‌ی مرکزی شهر است. این تنها یک جابه‌جایی جمعیتی ساده نیست؛ این یک «تغییر ساختاری» است که ریشه‌های آن را باید در روستاهای بی‌بنیاد، جاده‌های فاقد ایمنی و فرصت‌های شغلیِ از دست رفته جستجو کرد.[۱]

در حالی که مسئولانِ محلی بارها از موفقیتِ طرح‌های «مهاجرت معکوس» به روستاها سخن می‌گویند، واقعیتِ میدانی در مناطق حاشیه‌ای نظیر مادوان، بلهزار و سرآبتاوه، روایتی کاملاً معکوس را فریاد می‌زند. وقتی روستایی از دشت‌های لنده، دیشموک یا کوهپایه‌های دنا، با دیدن «آسایشِ کاذب» در حاشیه‌های یاسوج، خانه‌اش را رها می‌کند، در واقع در حال فرار از یک «مرگِ آهسته» در زادگاه خویش است؛ فرار از تنش‌های شدید آبی و زیرساخت‌های فرسوده که زندگی را در روستا غیرممکن کرده است.[۲]

حاشیه‌نشینی در یاسوج، محصول تصادفی رشد شهر نیست؛ بلکه حاصل «برنامه‌ریزی‌های بخشی» و «توسعه‌ی نامتوازن» است. وقتی تمرکز سرمایه‌گذاری و زیرساخت‌ها تنها بر بدنه اصلی شهری معطوف می‌شود، حاشیه به جای اینکه بخشی از فرآیند توسعه باشد، به «سیاه‌چاله‌ی اجتماعی» تبدیل می‌شود. حاشیه‌نشینی یعنی تجمع توده‌ای از نیروهای کارِ مستأصل، یعنی افزایشِ آسیب‌های اجتماعی و فشارهای مضاعف بر زیرساخت‌های شهری که خود از پیش در تنگنا هستند.[۳]

راه خروج از این بن‌بست، در سیاست‌های صرفاً کالبدی و ساختمانی نیست؛ بلکه در سیاست‌های «انسانی» است. ما نیازمندِ بازگشت اعتبار به روستاها، ایجاد قطب‌های اقتصادی محلی و پیوند واقعی حاشیه به مرکز هستیم. یاسوج، با تمام شکوهِ کوه‌هایش، امروز نیازمند آن است که از «مرکزیت‌گراییِ کور» دست بکشد و به صدای خسته از حاشیه، گوش بسپارد. چرا که اگر توازن میانِ مرکز و حاشیه برقرار نشود، دیوارها نه با آگاهی، که با اضطراب و بی‌ثباتی فرو خواهند ریخت.


پاورقی‌ها (منابع استنادی):

[۱] اشاره به مطالعات جامع طرح «جایکا» (JICA) که پیش‌تر در گزارش‌های رسمی خبرگزاری‌های معتبر (مانند ایرنا) به عنوان هشدار نسبت به پیشی گرفتن جمعیت حاشیه از متن شهر در یاسوج منتشر شده است.

[۲] اشاره به تناقض میان گزارش‌های رسمی بنیاد مسکن درباره «مهاجرت معکوس» با مشاهدات عینی رسانه‌های محلی (نظیر امید زاگرس) که نشان‌دهنده تداوم مهاجرت روستاییان به مرکز استان به دلیل عدم تامین زیرساخت‌های پایدار (آب، راه و بهداشت) است.

[۳] اشاره به داده‌های «شرکت آب منطقه‌ای» و گزارش‌های میدانی از تنش آبی در صدها روستای کهگیلویه و بویراحمد که محرک اصلی مهاجرت روستاییان به حاشیه شهرهای بزرگ استان (یاسوج) بوده است.

نظرات بینندگان
captcha