" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
پایگاه خبری آوای رودکوف | در استانی که بر دریایی از منابع خدادادی، نفت، گاز و آب تکیه زده است، شنیدن آمار بیکاری جوانان تحصیلکرده نه تنها یک هشدار، بلکه یک «فاجعه راهبردی» است. در حالی که سالهاست وعدههای رنگین برای فعالسازی شهرکهای صنعتی و جذب سرمایهگذار از تریبونها شنیده میشود، واقعیتهای موجود در شهرکهای صنعتی استان، حکایت از حقیقتی تلخ دارد؛ حقیقتی که در آن پروژههای نیمهکاره نه به تولید، بلکه به قبرستانهای خاموش سرمایه تبدیل شدهاند.
واقعیت این است که بخش عمدهای از ظرفیتهای صنعتی استان کهگیلویه و بویراحمد، امروز اسیرِ بیبرنامگی و سوءمدیریت شده است. جوانانِ نخبه و تحصیلکردهای که باید موتور محرک توسعه استان باشند، به دلیل فقدان زیرساختهای پایدار تولیدی، ناچار به مهاجرت شدهاند و این یعنی «خالی شدن سرمایه انسانی» استان. اینکه چرا با وجود تخصیص اعتبارات و تسهیلات کلان، هنوز یک کارخانه یا واحد تولیدی مادر که بتواند بارِ اشتغالزایی شهرستانهای استان را به دوش بکشد، در این مناطق ظهور نکرده است، سوالی است که مدیران استان باید با صراحت و بدون لکنت به آن پاسخ دهند.
این جفایی بزرگ است که در استان کهگیلویه و بویراحمد، کارآفرین و سرمایهگذار واقعی در پیچ و خمِ دیوانسالاری اداری و بروکراسیهای خستهکننده سرگردان شود، اما پروژههای رانتی و فاقد توجیه اقتصادی، منابع بانکی را ببلعند. ما با پدیدهای مواجه هستیم که در آن نه تنها اشتغال ایجاد نمیشود، بلکه اعتماد عمومی نیز به دلیل وعدههای محقق نشده در حال فرسایش است. چرا باید شهرکهای صنعتی ما مملو از سولههایی باشد که تنها گرد و غبار رکود بر آنها نشسته است؟ آیا وقت آن نرسیده است که به جای شعار درمانی، یک آسیبشناسی دقیق و بیتعارف از نحوه واگذاریها و حمایتهای دولتی صورت گیرد؟
اشتغالزایی با برگزاری همایش و نمایشهای رسانهای محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند «عزمِ جدی برای پاکسازی مسیرِ تولید» است. نخبگان و جوانان این استان خسته از شنیدن وعدههای تکراری درباره «آینده روشن» هستند؛ آنها امروزِ خود را میخواهند. اگر مدیریت استان توانایی جذب سرمایهگذار را ندارد، باید صادقانه با مردم سخن بگوید، نه اینکه با آمارسازیهای صوری، واقعیت تلخِ رکود صنعتی را پشت اعداد و ارقام پنهان کند. تداوم این وضعیت نه تنها خیانت به بیتالمال است، بلکه به منزله نادیده گرفتن حقِ حیاتِ اقتصادیِ نسلی است که تنها خواسته آنها، شغلی در خورِ شأن و تخصصشان در دیار خودشان است.
مطالبه ما از متولیان امر روشن است: وقتِ آن رسیده که «لیست دقیق پروژههای راکد»، «علت عدم موفقیت آنها» و «نحوه هزینهکرد تسهیلات اختصاص یافته» به صورت شفاف در اختیار افکار عمومی قرار گیرد. مردم باید بدانند که سرمایههای این استان در کدام بنبستهای اداری یا مدیریتی دفن شدهاند. آبروی استان و آینده جوانان، گروگانِ مدیریتِ ناکارآمد نیست. امروز، برخورد با ریشههای این رکود و کوتاه کردن دستِ جریانهای غیرمولد از منابع استانی، یک ضرورتِ انقلابی و مطالبهای همگانی است. مسئولین استان باید پاسخگو باشند که چه زمانی «قفلِ رکود» بر صنعتِ کهگیلویه و بویراحمد شکسته خواهد شد؟