" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا 

      
پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۰   |   Thursday 15 October 2026
کد خبر: ۳۸۷۱۱
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۸
ریشه‌شناسی یک مثل اصیل لری در کهگیلویه و بویراحمد به قلم عابد اسکندری ؛

«شَه‌پَر از دال ایزَنه»؛ بازخوانی نماد قدرت زاگرس‌نشینان از تخت‌جمشید تا ایل طیبی

ضرب المثل لری
ضرب‌المثل «شَه‌پَر از دال ایزَنه» در میان مردم کهگیلویه و بویراحمد و ایل طیبی، کنایه‌ای کم‌نظیر برای توصیف اقدامات سترگ و کارهای چشمگیر است. این مثل بومی که ریشه در تاریخ، ادبیات کهن فارسی و باورهای اساطیری زاگرس دارد، پیوند ناگسستنی زیست بوم، حافظه جمعی و غنای کلامی مردم این دیار را در خلق تصاویری ملموس از شجاعت و بزرگی به نمایش می‌گذارد.
عابد
نویسنده: عابد اسکندری

پایگاه خبری آوای رودکوف| ضرب‌المثل‌ها بخشی از حافظه زنده هر سرزمین‌اند؛ جمله‌هایی کوتاه که گاهی پشت چند واژه ساده، تصویری از طبیعت، فرهنگ، باورها و شیوه زندگی مردم یک منطقه را در خود نگه داشته‌اند. در میان تعبیرهای شفاهی مناطق لرنشین کهگیلویه و بویراحمد، بخصوص ایل طیبی، ضرب المثل «شَه‌پَر از دال ایزَنه» یا در فارسی «شاه‌پَر از دال می زنه» از جمله تعبیرهایی است که با تصویر پرنده‌ای بزرگ و نیرومند، برای اشاره به یک حرکت یا کار بزرگ و چشمگیر به کار می‌رود.

برای فهم این تعبیر، نخست باید به واژه «شاه‌پَر» توجه کرد. این واژه تنها یک ترکیب محلی نیست و در فارسی سابقه‌ای کهن دارد. لغت‌نامه دهخدا «شاه‌پر» را «چند پر بزرگ بر بال مرغ که پرواز با آنها انجام می‌گیرد» و نیز پرهای بلند بال پرندگان می‌داند. فرهنگ معین نیز «شاه‌پر» را برابر با «شَهپر» و «بزرگ‌ترین پر در بال طیور» آورده است. در فرهنگ عمید نیز «شاه‌بال؛ بزرگ‌ترین پر بال پرندگان» برای آن ثبت شده است.

در خود ساخت واژه نیز «شاه» معنای «برتر، بزرگ‌تر و ممتاز» پیدا می‌کند؛ همان کاربردی که در ترکیب‌هایی مانند شاهراه، شاهکار و شاهبال دیده می‌شود. بنابراین «شاه‌پر» را می‌توان در ساده‌ترین بیان، پرِ اصلی و بزرگ بال دانست؛ همان پری که با تصویر قدرت پرواز پیوند می‌خورد. حتی در زبان و ادبیات فارسی، ترکیب «شهپر گشادن» به معنای «بال گشودن» و کنایه از پرواز کردن آمده است.

واژه «دال» نیز واژه‌ای قدیمی در زبان فارسی است و برخلاف آنچه ممکن است در نگاه نخست تصور شود، کاربرد آن تنها به یک پرنده مشخص محدود نیست. در لغت‌نامه دهخدا، «دال» هم برای پرنده‌ای شکاری که آن را عقاب دانسته‌اند آمده و هم برای گونه‌ای کرکس و لاشخوار. دهخدا همچنین با اشاره به پژوهش‌های مربوط به ایران باستان، کاربرد این واژه را برای یکی از پرندگان شکاری بزرگ در گیلان ذکر می‌کند.

فرهنگ معین نیز برای «دال» دو معنا ثبت کرده است: «عقاب» و «مرغی لاشخور از نوع کرکس». در نتیجه، نمی‌توان «دال» را در همه مناطق ایران تنها معادل عقاب یا تنها معادل کرکس دانست؛ معنای دقیق آن می‌تواند بر اساس منطقه و گویش تغییر کند.
این تفاوت در گویش‌های زاگرسی نیز دیده می‌شود. برای نمونه، در برخی منابع مربوط به گویش‌های بختیاری، «دال» به معنای کرکس و لاشخوار توضیح داده شده و شواهدی از کاربرد آن در شعر و اصطلاحات محلی نیز ارائه شده است. در برخی دیگر از منابع گویشی، برای «دال» معنای عقاب نیز ثبت شده است. بنابراین، بهتر است این واژه را در گستره زبانی زاگرس، نامی برای پرندگان بزرگ شکاری بدانیم که مصداق دقیق آن از منطقه‌ای به منطقه دیگر تفاوت دارد.

دال فقط یک نام جانوری در فرهنگ شفاهی لرها نیست. این پرنده در افسانه‌های لری نیز حضوری قابل توجه دارد. یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها، قصه یا مَتَل «دختر دال» است؛ قصه‌ای که در روایت‌های مربوط به فرهنگ عامه لرها و حتی در مجموعه قصه‌های عامیانه کهگیلویه و بویراحمد ثبت و گردآوری شده است.

در اسطوره‌شناختی افسانه‌های لری، دال در «دختر دال» نقشی یاریگر دارد و پرورش دختر به دست این پرنده، با نقش سیمرغ در داستان زال مقایسه شده است.

از همین رو، دال در جهان قصه‌ها و تخیل مردم زاگرس تنها یک پرنده معمولی نیست؛ پرنده‌ای است که می‌تواند با بلندی، قدرت، پناه‌دهندگی و حضور در ارتفاعات پیوند بخورد.

ردپای دال حتی در فرهنگ و هنر ایران باستان نیز در قالب موجود افسانه‌ای «شیردال» یا گریفین دیده می‌شود؛ موجودی ترکیبی با تن شیر و سر دال و گوش اسب که نمونه‌های آن در هنر هخامنشی، از جمله در تخت جمشید، دیده شده است.

در گفتگوهای شفاهی مردم ایل طیبی و استان کهگیلویه و بویراحمد، وقتی کسی می‌خواهد بگوید شخصی در حال انجام دادن کاری بزرگ، مهم یا چشمگیر است، یا از تصمیمی بزرگ و اتفاقی قابل توجه سخن می‌گوید، از این تعبیر استفاده می شود:

«شَه‌پَر از دال ایزنه!»یعنی حرکت آن فرد مورد خطاب، حرکت معمولی و کوچکی نیست؛ انگار شاه پری از پرنده‌ای بزرگ را چیده است.

به همین دلیل، این تعبیر می‌تواند در موقعیت‌های مختلف به کار برود؛ مثلاً وقتی کسی تصمیم گرفته کاری اساسی در زندگی انجام دهد، پروژه‌ای بزرگ را آغاز کند، تغییری جدی ایجاد کند یا خبری از یک اقدام مهم به میان آمده باشد.

در این کاربرد، گوینده الزاماً قصد ندارد خودِ «دال» را موضوع اصلی قرار دهد؛ بلکه از بزرگی کار درآوردن و چیدن یک پر از دال برای توصیف بزرگی حرکت او استفاده می‌کند.

جذابیت «شَه‌پَر از دال ایزنه» در این است که برای رساندن مفهوم «کار بزرگ»، از واژه‌هایی انتزاعی مانند «بزرگ»، «مهم» یا «عظیم» استفاده نمی‌شود؛ بلکه یک تصویر زنده پیش چشم مخاطب گذاشته می شود: دالی در آسمان زاگرس که فردی از شاه‌پرهایش  درآورده.

این نوع تصویرسازی با زندگی مردمی که نسل‌ها در کوهستان، دشت، دره و میان صخره‌های زاگرس زندگی کرده‌اند، تناسب دارد. در چنین فرهنگی، طبیعت فقط پس‌زمینه زندگی نیست؛ بخشی از زبان و حافظه مردم است. پرندگان، کوه‌ها، چشمه‌ها، درختان و حیوانات وارد قصه‌ها، کنایه‌ها و مثل‌ها می‌شوند و برای بیان مفاهیم انسانی به کار می‌روند.

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار:
انتشار یافته: ۲
king
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۳۴ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۲
1
0
این همه وش استفاده کردم هیچوقت تا این حد بهش نگاه نکردم
طیبی اصالت
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۳
1
0
زیبا
نظرات بینندگان
captcha