برچسب ها
حضور همه ی اقشار در روز 22 بهمن بزرگترین نعمت الهی است که باید همه ی عمر را برای آن شکر کرد .(امام خامنه ای)اوای دنا-حاج یدالله مرادی:ملتهای کهن و تمدنساز بعلت برخورداری از آگاهی و خردورزی و انجام امور تعقلی همیشه  درک بالایی از تصمیم گیری در مواقع خاص ابراز داشته اند ، موقعیت شناسی و اقدام بموقع از خصائص خواص با بصیرت است و ملتهای بزرگ چون  خود خواص  هستند  لذا همه در مقام نخبگان می باشند و در شرایط سخت و بحرانی در نقش " عالمه بزمانه" آنچنان عمل می کنند که حیرت و شگفتی را بهمراه دارد.حضور و مشارکت و تصمیم عاقلانه  ملت بصیر و خردمند ایران در 22 بهمن 91 همسطح با 22 بهمن 57 یک تحول اساسی و زیر بنایی بود که بعد از 34 سال مورد تاکیدو ابرام و تایید قرار گرفت.آنهم برخلاف تمام استدلالها و تحلیلهای جهانی .چرا؟زیرا:در طول 34 سال گذشته انواع فشارها و محدودیتها از جنگ داخلی ،تجزیه  طلبی ،ترور شخصیتی و فیزیکی ،جنگ و اشغال ، تحریم سیاسی و اقتصادی ،تبلیغات منفی تمام ابعاد رسانه ای ، فتنه  و فتنه انگیزی و فتنه گرایی  توأم با نفاق و نفوذ و در 2 سال اخیر شدیدترین نوع  تحریمها بکار گرفته شد بمنظور : الف-جدایی ملت با انقلاب اسلامی ب-ایجاد فاصله بین امت و امام ج-ایجاد شکاف بین نسلهای اول و دوم و سوم  انقلاب د-ایجاد تردید و تشکیک در کا رائی نظام ولایت فقیه و مدیریت دینیو دریک کلام : « برپائی جشن سقوط یا انحراف انقلاب اسلامی »این اهداف را بر اساس زمینه های زیردنبال میکردند:هضم بعد بیرونی انقلاب چین در اقتصاد جهانی ، اضمحلال شوروی بزرگ و پایان  انقلاب  آنها با طرح گلاسنوست و پروستریکا،فرو ریختن دیواربرلین،سقوط یوگسلاوی و استقلال جمهوریهای آن ، حذف حکومتهای ناسازگار با سیاستهای امپریالیستی امریکا با ترفند انتخابات و سیاست معروف جنگ نرم مانند قرقیزستان ، اوکراین ، گرجستان و ... نهایتاً برنامه ریزان سیاستهای استعماری و استکباری آنها را به این نتیجه رساند:که انقلاب عظیم ، مردمی ،دینی و اسلامی ایران را هم میتوان با این شیوه به بن بست رساند و بااین خیال و رؤیا تحریمهای کمرشکن یکسال اخیر را سازماندهی و بطور هماهنگ اعمال نمودند تا در 22 بهمن 91 بگویند:.در خیابانها مردم از راهپیمایی استقبال نکردند ؟ مردم ایران مصرف گرا هستند و تورم و گرانی  و کمبودها و بازار سکه و ارز و برنج و مرغ و ... آنها را به ستوه  آورده و بجای شعار مرگ برامریکا دیگ بدست به خیابانها  ریختند و کف گیر بر کف دیگها  کوفتند!!! و ....؟اما عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد، چه زیبا  فرموده اند که دشمنان ما غافلند نه روحیه ،شجاعت ودرایت مردم را شناخته اند ، نه فرزندان عاشورا و کربلا را درک می کنند ، نه توان و صبوری درس آموختگان  شعب ابیطالب  را تجربه کرده اند ، نه  سخت کوشی و خلاقیت جبهه و جنگ 8 ساله را تحلیل نموده اند  نه شهریاریها، آشتیانی ها ، علی محمدی ها و بسیجی های دلاور را دارند . این بود که این ملت و درک و شعور و شور و اشتیاق و هیجان  آنها، دشمنان  ناتوان از شناخت و تحلیل شدند ودر نتیجه  خود را وعده دادند که همه چیز تمام است اما:در ماندگارترین روز تازیخی ایران یعنی 22 بهمن 91-رودخانه  زلال و شفاف و خروشان مردم آگاه و بصیر راه افتادند:1- تا دوستان انقلاب را امیدوارو بانشاط و سربلند سازند.2-سونامی بزرگ راه انداختند تا مرعوبین و دشمنان انقلاب را مأیوس نموده و دفن کنند .3-گلهای شکوفای رویش نسل جدید و آگاه و پایدار را در بهار انقلاب بنمایش گذاشتند.4- نور افشانی پر فروغی ایجاد کردند تا بیداری اسلامی را تقویت و آزاد سازی ملتهای زیر ستم را امیدوار نگهدارند.5- دل امام عصر (عج)را  شاد ،لبخند غرور و اقتدار بر لبان نایبش جاری و پایکوبی شهدا را در عالم بقا تکمیل نمودند .آفرین براین ملت موقعیت شناس اعم از کرد ،ترک  ،لر ،بلوچ و گیلکی و همه ایرانیهای با خرد و فرهنگ و بخصوص همشهریان فهیم و درد آشنایم  گچسارانی های قهرمان
کد خبر: ۱۴۱۵   تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۱۲/۰۳

ماجراي" يكشنبه سياه مجلس "بازي باخت باخت بود كه دشمن برنده آن بوددکتر کارخانه ای نماينده مردم همدان وفامنين درمجلس شوراي اسلامي بااشاره به حوادث اخيرگفت: مردم قدر گوهر گرانبهای ولایت را در صدف مروارید عزت و سرافرازی ایران اسلامی به خوبی دریافتهاند.نماينده مردم همدان وفامنين درمجلس شوراي اسلامي گفت: حضور دهها میلیونی مردم در اقیانوسي از امواج خروشان انسان های مصمم و ولایتمداردر22بهمن امسال لبیک یک پارچه مردم به رهبری و نه بزرگ به استکبارجهانی و دعوت از مسئولان ارشد کشور به  وحدت و همدلی و پرهیز از اختلاف بود.دکتر کارخانه ای گفت: ملت بزرگ ایران نشان دادندازبصيرت وآگاهي كافي برخوردارهستند و با تمام قدرت در مقابل گرگهاي درنده بین المللی که چشم طمع به عزت و اقتدار و جایگاه رفیع جمهوری اسلامی ایران در معادلات بین المللی دوخته اند خواهد ایستاد و از گوهرگرانبهای ولایت که مظهر سرافرازی و سربلندی ایران اسلامی است با تمام قدرت دفاع خواهد کرد.عضوفراكسيون اصولگرايان مجلس گفت:ورود مدبرانه مقام معظم رهبری درپایان دادن به اختلافات سران قوا، دوستان انقلاب را شاد و دشمنان آنان را مأیوس کرد و درحقیقت آبی بود که بر آتش خرمن کینه و نفاق دشمنان انقلاب اسلامی ریخته شد ودرماجراي" يكشنبه سياه مجلس "بازي باخت باخت راشاهدبوديم كه دشمنان برنده آن بودند.نماينده مردم همدان وفامنين درمجلس افزود:اقدام همشمندانه رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی تفسیر این پیام گهربار امام خمینی(ره) بود که فرمود "پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت شما نرسد."دکتر کارخانه ای گفت:ملت هوشیار و سلحشور ایران که در طی 34سال در میدان مبارزه بی امان با استکبار جهانی سربلند و سرافراز بیرون آمده است، رمز صلابت و پایداری خود را در اطاعت از رهبری و وحدت کلمه جستجو نموده است.وي اضافه كرد:ولایتمداری شاخص ملت بزرگ ایران در تمام آزمونهاست وآنان که در طول انقلاب از این شاخص فاصله گرفته اند به همان اندازه از ملت قهرمان ایران فاصله گرفته اند.مردم هوشیار و سربلند ایران اسلامی در تمام صحنه های انقلاب نشان داده اند که از صمیم قلب به رهبر عظیم الشأن خود عشق می ورزند و دفاع از اسلام، امام، انقلاب و رهبری را افتخار خود می دانند.
کد خبر: ۱۴۱۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۱۱/۳۰

حق را بشناسید آنگاه یارانش را خواهید شناخت ،باطل را بشناسید ،آنگاه طرفدارانش را خواهید شناخت.(نهج البلاغه حکمت 262)
کد خبر: ۱۲۶۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۱۰/۰۸

انتقاد و انتظارات امام جمعه لنده از عملکرد بعضی از ادارات بخش در خطبه های نماز جمعه امروز .اوای دنا: حجت‌الاسلام عباس عبدالملکي ظهر امروز در خطبه‌هاي نماز جمعه اين هفته شهر لنده ضمن تبريک ميلاد امام موسي کاظم (ع) و  ميلاد حضرت عيسي مسيح (ع)  ، نفاق و دو دستگي را در ميان مسلمين خطرناک خواند و افزود: از آغاز انقلاب تاکنون منافقين با طرح‌ريزي توطئه‌هاي مختلف درصدد دو دستگي در ايران بودند ولي آگاهي و بصيرت مردم ايران تمام توطئه‌هاي آنان را با شکست روبرو ساخت.وي فتنه 88 را حاصل نفاق عده‌اي از خواص بي‌بصيرتي دانست که با شايعه پراکني‌هاي مختلف 7 ماه آشوب و نزاع و فتنه را در کشور رقم زدند.حجت‌الاسلام عبدالملکي افزود: امروز مردم ما بايد بصيرت و آگاهي خود را نسبت به مسائل کشور بيش از گذشته تقويت کنند و نگذارند منافقان کاري از پيش برند که به صلاح کشور و ملت نيست.وي در ادامه شايعات به پايان رسيدن دنيا را پوچ و واهي خواند و گفت: اين شايعات که طراحي و شبيخون فرهنگي غرب عليه اعتقادات مردم است چيزي خطرناک بوده و مردم و مسئولان بايد از پراکندگي آن در جامعه جلوگيري کنند.امام جمعه لنده در ادامه به نارضايتي مردم لنده از چاله‌هاي موجود در خيابان‌ها اشاره کرد و گفت: شهرداري بايد هر چه سريع‌تر چاله‌هاي موجود در خيابان‌ها را تسطيح کرده و جلوي سد معبر در خيابان‌ها را بگيرد.وی همچنین با اشاره به انتظارات مردم از دستگاه‌هاي دولتي اظهار داشت: سپاه و آموزش و پروش بايد از قيد بخشنامه‌هاي داخلي و سختگيرانه بيرون آيند و کارهاي فرهنگي بيشتري در سطح شهر انجام دهند.امام جمعه لنده گفت: کانون‌هاي فرهنگي مساجد شهر لنده عملاً تعطيل بوده به صورتي که فعاليت فرهنگي از آنان به چشم نمي‌خورد.وي وظايف کميته امداد و بهزيستي را نيز يادآور شد و گفت: دستگاه‌ها بايد از نيروي عظيم خود به نحو احسن استفاده کرده و امور فرهنگي خود را فعال کنند.حجت‌الاسلام عبدالملکي خاموشي بعضي از خيابان‌هاي شهر لنده را يادآور شد و افزود: انتظارات مردم از داشته‌هاي دستگاه‌ها بوده نه از نداشته‌ها، پس ادارات داشته‌هاي خود را به مردم عرضه کنند تا نگويند کاري نشده است.وي افزود: بحث مواد مخدر در سطح کشور به يک معضل تبديل شده و نيروي انتظامي بايد بيش از گذشته با ترويج اين مواد در سطح شهر برخورد و اراذل و اوباش شهر را دستگير و به مراجع ذي‌صلاح معرفي کند.امام جمعه لنده گفت: مردم عملکرد تمام دستگاه‌ها را زير ذره‌بين خود داشته و از کوچکترين خطاي آنها نمي‌گذرند که ادارات بايد تا مي‌توانند در کارهاي خود جديت به خرج دهند.حجت‌الاسلام عبدالملکي توجه به جوانان را يادآور شد و افزود: قشر جوان کشور نيازمند توجه و برنامه‌ريزي جدي است.وي خاطرنشان کرد: امور جوانان اداره ورزش و جوانان غير فعال بوده و تاکنون در برنامه‌ريزي براي جوانان ناکام عمل کرده است.
کد خبر: ۱۲۴۱   تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۱۰/۰۱

اوای دنا:نمایشگاه دگردیسی در فرقه تروریستی منافقین شنبه، 11 آذرماه در یاسوج مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد برپا شد.به گزارش اوای دنا به نقل ار ایسنا «حسین صابری» ، استاندار کهگیلویه و بویراحمد در مراسم افتتاح این نمایشگاه گفت:منافقین کارنامه سراسر سیاه و تیره دارند و با خاک وخون کشیدن جوانان برومند کشورمان بیش از 17 هزار نفر را به شهادت رساندند اما اقدام خصمانه آنها راهی به جایی نبرده است و روز به روز در محضر خداوند و مردم روسیاه تر می شوند.وی افزود:این افراد شهیدانی مانند آیت الله دستغیب، باهنر، رجایی،مطهری ،بهشت و مفتح  را از ما گرفتند که همه این افراد اسوه ای از صبر و تقوا بودند .استاندار کهگیلویه و بویراحمد بیان کرد:فرقه منافقین دست نشانده استکبار هستند و با اعمال تروریستی خود سعی دارند نوکری خود را روز به روز بیشتر به اثبات برسانند.صابری تصریح کرد: سربازان گمنان امام زمان (عج) بر اعمال منافقین کاملاً کنترل دارند و کوچکترین حرکت آنان از دید آنان مخفی نیست.وی اظهار کرد:کسانی که از منافقین جدا می شوند و به وطن برمی گردند این ندامت آنان خوب است اما باید کاملاً مراقب این افراد بود تا دوباره به دامان منافقین برنگردند .استاندار کهگیلویه و بویراحمد  با اشاره به سابقه تاریخی نفاق ابراز کرد:به اندازه طول تاریخ حیات بشریت نفاق وجود دارد که یکی از نمونه های آن بی وفایی کوفیان در قبال آل الله بود که یک نفاق فراموش نشدنی است.صابری عنوان کرد: نفاق و منافقین یعنی نوکری استکبار در تمام ابعاد و همه خیانت ها ،جنایت و کثافت کاری هایی که این گروهک تروریستی انجام دادند به نوکری استکبار بود.وی گفت:تا زمانی که ریشه استکبار خشکانده نشود نفاق وجود دارد و ما نیز باید امادگی مقابله با نفاق را به شکل های منخلف داشته باشیم. که یکی از حفظ آمادگی خود برگزاری چنین نمابشگاه هایی است.استاندار کهگیلویه و بویراحمد با بیان این مطلب که روحانیت یکی از اقشاری بود که در لیست ترور این گروهک تروریستی قرار داشت، تصریح کرد: این مسأله نشان می دهد که ما باید کجا هارا حفاظت کنیم . شهید صیاد شیرازی را بخاطر داشتن درجه سرلشکری به شهادت نرساندند بلکه به دلیل گفتن شهید سرلشکر بسیجی بود و امروزه دشمن بیشتر از ما به اثر گذاری فرهنگ بسیج پی برده و این فرهنگ غنی یکی از بیمه نامه های غیر قابل تمدید انقلاب اسلامی ایران است و به دلیل اهمیت این فرهنگ یکی از کارهای تروریستی خود را ترور اقشار مختلف بسیجی قرار دادند.صابری ضمن تقدیر و تشکر از دست اندرکاران این نمایشگاه اضافه کرد:این گونه نمایشگاه ها باید در مراکز دانشگاهی و مدارس برگزار شود چراکه امروز دشمن به دنبال شکار نسل جوان و نوجوان ماست.لازم به ذکر است که این نمایشگاه از روز شنبه یازدهم تا پنج شنبه نوزدهم آذر ماه در دانشکده پزشکی جنب بیمارستان امام سجاد (ع) یاسوج پذیرای بازدیدکنندگان است.
کد خبر: ۱۱۸۱   تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۹/۱۱

اوای دنا:مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: نقش رهبر معظم انقلاب به عنوان ولی فقیه در حفظ انسجام ملی بسیار روشن و حساس است اما درک رابطه معنوی بین ایشان و مردم برای دشمنان نظام اسلامی قابل درک نیست.به گزارش مهر ، محمد حسین صفار هرندی امروز در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز با بیان این مطلب گفت: بر همین اساس استقبال پر شور مردم از رهبر معظم انقلاب در خراسان شمالی برای دشمنان مایوس کننده بود و آنها انتظار چنین استقبالی ان نداشتند.وی با اشاره به برنامه ریزی های صورت گرفته از سوی دشمنان برای ایجاد نفاق بین مردم و مسئولان نظام اظهار داشت: در حال حاضر باید توجه داشت که توسل آنها به ابزارهای مختلف برای تحت فشار گذاشتن ملت ایران نتیجه ای نداشته و مردم نیز باید در برابر این توطئه ها هوشیار و آماده باشند.صفارهرندی با اشاره به موفقیت های بدست آمده مجامع علمی کشور در زمینه تولید مقالات علمی در جهان گفت: خوشبختانه با این رویکرد اهداف جمهوری اسلامی ایران در سند چشم انداز ایران ۱۴۰۴ در زمینه فناوری نانو محقق شده و این شور و نشاط علمی کلید ایران در جهان و عاملی برای بالا رفتن وزن ایران بین سایر کشورهاست.وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی با تاکید بر اینکه تحریم ها علیه برنامه هسته ای یک بهانه بیش نیست تصریح کرد: این تحریم ها قبل از این نیز بوده و بار اولمان نیست که با آنها مواجه می شویم.صفارهرندی ادامه داد: هم اکنون برنامه دشمن این است تا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری به ایجاد آشوب در داخل کشور بپردازد اما وفاق ملی ایرانیان به برکت خون شهدا مانع از این امر خواهد شد.
کد خبر: ۱۰۶۴   تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۳۰

اوای دنا-مردمان:پیشرفت و ترقی همه ملت ها جدا از نوع حکومت و ساختار سیاسی، رابطه مستقیمی به نوع فرهنگ، خصوصیات فردی و گروهی مردم دارد. وجود برخی خصایص منفی و نابهنجار در بین انسانها بطور غیر قابل انکاری میتواند در مسیر رشد و پیشرفت جوامع تاثیری شگرف برجای بگذارد. این ویژگی های منفی با نهادینه شدن در فرهنگ و زندگی روزانه موانع بزرگی بر سر راه تغییرات مثبت اجتماعی و سیاسی بر جای میگذارند. صفاتی که عمدتاً ارتباطی به نوع حکومت نداشته و معمولاً ریشه در تربیت، شخصیت و اعتقادات مردم دارد. در ادامه به مجموعه ای از این فاکتورها اشاره میکنیم:1-دروغگویینبود صداقت در گفتار و کردار باعث بوجود آمدن حس بی اعتمادی بین انسانها در زمینه های مختلف مانند روابط خانوادگی، تجارت و سیاست میگردد. در چنین محیطی دیگر براحتی نمی توان به دیگران اعتماد کرد و نوعی حس نا امنی در جامعه شکل می گیرد. دروغ توسط افرادی سست عنصر و ضعیف گفته میشود که مایلند با طی کوتاه ترین مسیر به اهدافشان دست یابند.2- ریا کارییکی نبودن ظاهر و باطن، آنچه که در درون میگذرد با آنچه که در بیرون اتفاق می افتند متفاوت است. خصیصه ای که بذر نفاق و دورنگی را در نهاد انسانها میکارد و محصولی جز ناامیدی و احساس عدم اطمینان در بر نخواهد داشت. فقدان خلوص نیت در انجام کارها و دو رویی چهره ای زشت از انسانها بر جای گذاشته و ارزش عمل انجام شده را بسیار کاهش خواهد داد. فاصله گرفتن از اهداف اصلی و کشیده شدن به سمت فرعیات از جمله پیامدهای این خصیصه است.3- چاپلوسیاشاعه فرهنگ چاپلوسی بخصوص در محیطهای کاری صدمات جبران ناپذیری به بخش اقتصاد و ساختار اداری کشورها وارد می آورد. انسانها باید بیاموزند بدون اغراق و صریح و با صداقت صحبت کنند ولو اینکه به ضررشان باشد. چرب زبانی صرفاً برای گرفتن امتیازات در هر زمینه ای امری نکوهیده است. هر فردی باید بتواند بدون واهمه به انتقادات سالم از دیگران بپردازد و مصالح را قربانی منافع خود نکند.4- تنبلیافراد تنبل انسانهای منفعل و بی تحرک هستند که چه در کارهای گروهی و چه فردی عامل بزرگی در کندی پیشرفت کارها محسوب میشوند. کسانی که در زندگی شخصی و شغلی خود از هر فرصتی برای کم کاری استفاده میکنند و این را نوعی زرنگی می پندارند باید بدانند که نتیجه منفی این عمل ابتدا گریبانگیر خودشان خواهد شد.5- زیاده خواهیقناعت و رضایت از داشته ها شرط اصلی رسیدن به خوشبختی است اما بسیاری هستند که هر چه دارند باز احساس کمبود میکنند و حرص و طمعی بی پایان برای جمع آوری مادیات در آنها موج میزند. آنها برای بدست آوردن از هیچ راهی چشمپوشی نمیکنند و اشتهای سیری ناپذیرشان باعث میشود تن به هرکاری بدهند حتی اگر به حق کشی و صدمات جدی به دیگران بینجامد. اگر هر کس به حق خود قانع باشد چه دنیای زیباتری خواهیم داشت.6- حسادتخاموش کردن شمع کسی هرگز باعث نخواهد شد شمع شما درخشانتر نور افشانی کند. حسادت یکی از ویرانگرترین خصیصه های انسانها است که هم خود رنج می برند و هم باعث رنج دیگران میشوند. فرد حسود خودش را در موقعیتی پایین تر از نفر مقابل می یابد و در خود احساس ضعف میکند و بجای رفع کاستی های خود شروع به ضربه زدن به او میکند. وسعت اثرات این خصیصه آنقدر بزرگ است که میتواند زندگی افراد را از هم بپاشاند.7- تنگ نظریاینکه کسی از موفقیت، شادی و داشته های دیگران ناراحت و از شکست و مشکلات و غم آنها خوشحال شود نوعی اختلال روانشناختی محسوب میگردد. افراد مبتلا کلاً نمی توانند تاب بیاورند که کسی به موقعیتی بهتر دست یابد و در این راه سعی می کنند سنگهای فراوانی بسمت وی پرتاب کنند. شاید در ظاهر خوشحال بنظر برسند ولی درونشان شعله های آتش فوران میکند. هدف اصلی زندگی انسانها کمک به هم نوع برای رسیدن به موفقیت آنها است و نه برعکس. بنابراین انسانهای تنگ نظر بر خلاف رودخانه پیشرفت حرکت میکنند و جریان آنرا کند می نمایند.8- دنیا پرستیمرگ به عنوان حقیقتی انکار ناپذیر جدا کننده انسان از این دنیا است. حقیقتی که همه انسانها به آن باور دارند ولی در هنگامه روزمرگی آنرا به دست فراموشی  میسپارند. آنقدر به دنیا و متعلقات آن چنگ میزنند که گویی جاودان زندگی خواهند کرد. احساس تعلق به دنیا و جاذبه های آن باعث میشود که بسیاری از ارزشهای دیگر نادیده گرفته شوند و هدف تنها ارضای هوای نفس و رسیدن به خواسته های بی اهمیت گردد. آنها به زندگی دو روزه دنیا دل خوش میکنند و با قدرت و مادیات خود را سرگرم میکنند. اینجاست که هوای لجام گسیخته نفس فرمان انجام انواع و اقسام ظلمها، بدرفتاریها، سوء استفاده ها و بی عدالتی ها را صادر میکند.9- ساده لوحیجامعه ای که مردمانش انسانهای ساده لوح و زودباور باشند بسیار آسیب پذیر و متزلزل خواهد شد. مانند یک کشتی که امواج، مسیر آنرا تعیین میکنند به هر سمتی کشیده میشود مگر اینکه خود را به بادبان آگاهی و تفکر مجهز نماید. انسانها میتوانند از زودباوری دیگران به راحتی برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند. هیچ حرفی را بدون تعقل و منطق نباید پذیرفت و همیشه انگیزهایی که در ورای بیان برخی سخنان مخفی شده است را باید مد نظر قرار داد. کلاهبرداران نه به دلیل هوش و ذکاوتشان، بلکه به دلیل ساده لوحی و زود باوری مردم از آنها سوء استفاده میکنند.10- خود خواهیشرط اصلی و عمده هموار شدن مسیر پیشرفت و رفع همه مشکلات این است که "خود خواهی" را به سمت "دیگر خواهی" سوق دهیم. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم بسیاری از معضلات و ناهنجاری های رفتاری مردم ریشه در این خصیصه دارد.  وقتی منفعت شخصی بر منفعت همگانی ارجحیت پیدا کند شاهد آن خواهیم بود که بی قانونی، هرج و مرج، مشاجرات و ناامنی رشد چشمگیری پیدا میکند.11- تجمل گراییمصرفی شدن جوامع عامل اصلی کاهش رشد اقتصادی و افزایش بدهی ها، فشارهای مالی و استرس است. این می تواند زنگ خطری برای آینده یک جامعه محسوب گردد. مردمی که بر اثر جابجا شدن ارزشهای فرهنگی با سرعتی سرسام آور به سمت تجمل گرایی و مصرفی شدن پیش می روند، در حقیقت منابع مالی خود را در اختیار بازارهای فرصت طلب قرار میدهند که این خود فشارهای همه جانبه ای را از لحاظ مالی و روحی به افراد وارد خواهد آورد. امروزه می بینیم که مردم برای چشم و هم چشمی و خریدن اتومبیل لوکس تر، گوشی موبایل پیشرفته تر، اسباب زندگی گرانتر، لباسهای مارک دار و غیره در رقابتی تنگاتنگ با هم قرار گرفته اند. تجمل گرایی به هر قیمتی: وام، شغل دوم و سوم، استقراض، استرس و ....12- ثروت اندوزیثروت اندوزی و انباشتگی ثروت بطور غیر متعارف و وسواسگونه افراد میتواند ضرری جبران ناپذیر به بدنه کل جامعه وارد کند. جمع شدن بخش وسیعی از ثروت در درست افرادی معدود، امکان دسترسی سایرین را به این منابع غیر ممکن میکند. انسانها باید به این درک برسند که ثروت نه برای انباشتگی بلکه ابزاری است برای تحریک سیستم اقتصادی و تولید یک کشور. ثروت اندوزان معمولا کسانی هستند که خود به ندرت از ثروتشان استفاده میکنند و فقط حرص جمع آوری آنرا می زنند.13- فریبکاریآیا میتوان تصور کرد ملتی را که در آن مردمش در روابط عاشقانه، تجارت، سیاست و مراوداتشان از انواع و اقسام مکرها، حیله ها، خیانتها و فریبکاریها استفاده کنند اما در عین حال مسیر پیشرفت را بپیمایند؟!14- شخصیت پرستیشخصیت پرستی را می توان در جوامع امروزی برای بت کردن افراد و ایجاد شخصیتی بی بدیل، افسانه ای و قابل پرستش در عرصه های مختلف مانند ورزش، سینما و سیاست به وضوح مشاهده کرد. آفت شخصیت پرستی باعث میشود که مردم چهره ای قهرمان از فرد مورد نظرشان مجسم کنند که هیچ ایراد و انتقادی به وی وارد نیست. در حالت کلی همه انسانها ممکن است اشتباه کنند و آگاه ترین افراد میتوانند تصمیمات اشتباه بگیرند و این یعنی "انسان بودن."15- خرافه پرستیشاید از ابتدای خلقت بشر، خرافات و عقاید بی اساس یکی از عواملی بوده که تا به امروز در دنیای تکنولوژی و صنعت هنوز گریبانگیر بسیاری از افراد است. عقایدی که نسل به نسل و بدون هیچ پشتوانه علمی، دینی و منطقی منتقل شده و سبب گردیده مشکلات و گرفتاری های زیادی برای نوع بشر بوجود آید.در انتها باید گفت که کلیه عوامل فوق قابل اصلاح می باشند. برخی از آنها ممکن است بصورت غریزی و غیر ارادی در انسانها وجود داشته باشند و نمی توان از کسی که با آن مبتلا است خرده گرفت ولی زمانی باید به انتقاد پرداخت که شخص مبتلا هیچ تلاشی برای رفع آنها انجام ندهد. مسلماً نمیتوان انتظار داشت که جامعه ای وجود داشته باشد که مردمانش خالی از این خصوصیات باشند اما میتوان با به حداقل رساندنشان راه را برای پیشرفت و رسیدن به جامعه ای سالم هموار کرد. در این میان باید اذعان داشت که تنها راه حل، اطلاع رسانی و آگاهی بخشی مداوم و همه گیر به آحاد مردم می باشد.
کد خبر: ۹۷۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۶/۱۸

اوای دنا:چاپلوسي از ديگران، کاري ناشايست و سبب تشويق ديگران به ادامه کارهاي ناروايشان و نيز برانگيزنده غرور زيان آفرين انسان هاست. تملق، راهي کوتاه و بي هزينه براي کسب منزلت دروغين در اجتماع است. ريشه اصلي و چاپلوسي و ستايش نابجا، حقير بودن شخصيت فرد است. بدين ترتيب، کسي که احساس کمبود در خود نمي کند، هرگز لب به چاپلوسي تأييد نادرست ديگران نمي گشايد.چاپلوسي، عزت نفس فرد چاپلوس را از او مي گيرد و شخص ستايش شونده را نيز به غرور و تکبر واهي گرفتار مي سازد، نيز بر ادامه جرم و گناه دامن مي زند.بي اعتنايي به رفتار چاپلوسان، از عوامل مهم ريشه کني تملق در جامعه است. شيوع فرهنگ چاپلوسي، تصدي افراد غير کارآمد و نالايق بر منصب هاي اجرايي را در پي دارد هر انساني با تعريف و تمجيد موافق است او آهسته آهسته احساس غرور کاذب نموده و خود را منجي جامعه مي داند. رفته رفته و با تکرار اين گونه رفتارها از سوي افراد متعدد، آن فرد به تملق شنوي عادت مي کند و از آن پس اگر کسي بسيار محترم و به طور منطقي خواسته خود را بيان کند به او اعتنائي نخواهد کرد! در نزد مسئولين هم تملق گوئي زياد است. برخي براي دستيابي به اهداف بلند پروازانه که قطعا همچنين افرادي از عزت نفس برخوردار نمي باشند ـ به طور غير باورانه اي دست به ريا و تظاهر مي زنند. آن قدر تملق مي گويند تا شايد وي را ارتقا سازماني دهند و يا به مقامي بالاتر برسد. اين جاست که شايسته سالاري جاي خود را به مدح و ثنا گوئي مي سپارد. درارتباط بين مسئولين و مراجعين هم طرح ديگري از ريا و تظاهر در حال نمايش است. مسلم است اگر ارباب رجوع، توصيفات مسئول را بيش از آن چه مستحق است بيان کند ممکن است آن مسئول از حالت طبيعي خود خارج و کاري خارج از حدود و ضوابط و موازات انجام دهد. اقتصاد ضعيف و در مقابل آن رشد فزاينده رفاه طلبي، تقابل غني و فقير و فاصله اين دو طبقه از هم؛ براي زورگيران خشونت؛ مجرمان سرقت، و براي افراد معمولي تظاهر و مدح و ثنا به ارمغان مي آورد. جونز چاپلوسي را يک سري رفتارهاي استراتژيک مي داند که به صورت نامشروع براي نفوذ بر يک فرد خاص، با توجه به ويژگي ها و جذابيتهاي شخصي، طراحي شده اند. وارتمن و لينزنمير چاپلوسي را نوع رفتار استراتژيک تعريف مي کنند که توسط فرد براي افزايش جذابيتهاي خويش در نزد ديگران انتخاب مي شوند. رندي گوردن چاپلوسي را يک نوع استراتژي رفتاري مي داند که فرد از آن براي کسب وجهه مناسب و در نتيجه پيشرفت و ارتقاي شغلي بهره مي گيرد و اگر با زيرکي انتخاب گردد کارکنان را به جلو سوق مي دهد. اين تعريف، چاپلوسي را نوعي رفتار منفي و نامشروع نمي داند و به افراد پيشنهاد مي کند که از چاپلوسي به عنوان وسيله اي براي افزايش محبوبيت و جلب توجه استفاده کنند. از نظر تدسکي و ملبورگ چاپلوسي يک دسته از رفتارهاي خود آگاهانه است که افراد آن را با هدف کسب رضايت اشخاص مجهز به کنترل پاداشها و منابع مورد نياز به کار مي گيرند. اين تعريف متعادلي است و ماهيت رفتار چاپلوسي را به عنوان يک رفتار پويا و آگاهانه که براي افزايش احتمال دريافت پاداشهاي مورد نظر استفاده مي شود، به خوبي روشن مي کند و به راحتي آن را به محيط سازماني مربوط مي سازد. همچنين چاپلوسي را نبايد جزو رفتارهاي دغلکارانه و فريبکارانه محسوب کرد.دکتر کاظمي پور جامعه شناس معتقد است چاپلوسي و تملق در بين افرادي ديده مي شود که تخصص و اطلاعات کافي ندارند و با اين روش سعي مي کنند خود را حفظ يا ارتقا بخشند (ولي آنچه به رواج اين عادت رفتاري دامن مي زند شرايط جامعه خصوصاً سيستم اداري ما است و ما شاهديم که افراد متملق از جايگاه و موقعيت ويژه اي برخوردارند و البته مديران و رؤسا نيز از اين رفتار (احساس رضايت مي نمايند) اين رفتار ها در جوامع جهان سوم بيشتر به چشم مي خورد و دليل آن هم حاکميت رابطه به جاي ضابطه و قانون است. بنابراين چاپلوسي راه حلي براي برقراري ارتباط با افراد قدرتمند و بانفوذ قرار مي گيرد.)دکتر اميد ناصري روان شناس مي گويد: «تملق و چاپلوسي در جامعه اي رشد مي کند که جايي براي اظهار نظر آزاد و انتقاد وجود نداشته باشد. هم جامعه و هم خانواده در بروز اين رفتار مؤثرند».مليحه امنعي کارشناس ارشد روانشناسي با اشاره به نقش خانواده و نظام آموزشي مي گويد: «تملق و چاپلوسي نوعي رفتار است که آموخته مي شود و خانواده و مدرسه و رسانه هاي گروهي به عنوان کانون هاي مهم آموزشي و تأثير گذار به صورت مستقيم و غيرمستقيم در اين زمينه مؤثرند».همچنين در خانواده نيز عواملي مانند مردسالاري ايجاد محدوديت اجبار و تحميل، نظرخواهي نکردن از کودکان در مورد مسائل مربوط خودشان و در نتيجه مشارکت نداشتن آنها در انجام امور از جمله عوامل ايجاد کننده روحيه تملق است.همچنين در مطالعه چنگ رابطه بين جو سازماني و ميزان رفتار چاپلوسي بدين صورت بيان گرديده که کارمنداني که معتقدند جو سازماني آنها منفي است، تمايل بيشتري به استفاده از رفتار چاپلوسي نسبت به کارمنداني که احساس جو و فرهنگ سازاني مثبتي مي کنند، دارند. مطالعات ليندن و ميچل: علاوه بر اين ليندن و ميچل نشان داده اند در سازمانهايي که داراي سياستهاي پرسنلي کمي هستند و يا در سازمانهايي که اين سياستها در آنها وجود دارد اما به نحو مطلوبي کنترل و نظارت نمي شوند، رفتار چاپلوسي بيشتري دارد. حجت الاسلام جعفر پژوم سعيدي- پژوهشگر متون ادبيات، معنا و بازخورد واژه هاي تملق و چاپلوسي را چنين مي خواند: «تملق کلام غيرواقع جلوه دادن حقيقت و چاپلوسي نوع تزوير و خدعه براي فريب مخاطب است. بيان مسئله و موضوعتعاريف- در فرهنگ لغت دهخدا، چاپلوسي يعني تملق. چرب زباني. خوشامدگويي.- ستايش و ستودن کسي که در انجام وظايف خود سهل انگار است، چاپلوسي نام دارد. اين کار نوعي آفت زباني و اجتماعي است. - چرب زباني نيروي زيرمجموعه اش، يک غرور مافوق انساني در کالبد مدير توزيع مي کند. - چاپلوسي يک نوع باج دادن به طرف مقابل است. - احساس کمبودي است که فرد براي جبران آن لب به تأييد ديگران مي گشايد.- هنر افرادي است که با به کارگيري روش هاي عادي و بهنجار جامعه يا محيط کار خود قادر به کسب موفقيت دلخواهشان نيستند و با توسل جستن به راه هاي گوناگون چاپلوسي، زبان بازي، خبرچيني، جاسوسي، دورويي، نوکر صفتي و خيانت مي کوشند خلأ ناشي از ضعف هاي شخصيتي و تخصصي مورد نياز خويش در جامعه يا محيط کار خود را جبران کنند. گاهي تملق گويي، نتيجه عادت هاي رفتاري برگرفته از تربيت خانواده باشد و در موارد نيز ممکن است افرادي به دليل نداشتن مهارت در برقراري روابط درست اجتماعي، به اين حالت حرکتند. در هر صورت چاپلوسي، ناشي از حقارت شخصيت فرد يا به گمان خود آنان، ره آورد زرنگي و هوش و تدبير ايشان است. - چاپلوسي، حالتي است برخاسته از ضعف نفس و نوعي اسارت روحي انسان که در برابر ديگر آدميان براي جلب منافع و کسب امتيازهاي مادي صورت مي گيرد.-  تملق، راهي کوتاه و بي هزينه براي کسب منزلت دروغين در اجتماع است.- ستايش و ستودن کسي که در انجام وظايف خود سهل انگار است چاپلوسي نام دارد.اين کار نوعي آفت زياني و اجتماعي است.- واژه تملق در فرهنگ معين به معني «چرب زباني کردن، چاپلوسي و اظهار فروتني و محبت کردن» است در جامعه اي که راه هاي دستيابي به امکانات و منزلت اجتماعي بسته باشد و تمرکز در دست گروهي خاص، توزيعش معقول نبوده  هرکس در جاي واقعي خود قرار نداشته باشد يعني تصاحب منزلت ها و مناصب اجتماعي تناسبي با شايستگي افراد نداشته باشد يکي از وسايلي که ابداع مي شود تملق است زيرا راهي کوتاه و بي هزينه است.- تملق دروغي است زشت که جامه زيبا بر آن مي پوشانند و در نظر مديران مي آرايندو به عنوان کالا آن را مي فروشند تا موقعي مناسبتر بدست آورند. تملق نوعي دروغ است و چاپلوسي نوعي ريا.انواع چاپلوسي: بدون توجه به قصد و نيت فرد خود شيرين از اين رفتار، چهارنوع تاکتيک چاپلوسي عمده عبارتند از:الف- تعريف و تمجيد: در اين تاکتيک فرد خودشيرين به بيان نظرات و قضاوتهاي مطلوب درباره فرد هدف مي پردازد، چرا که اين حالت رواني در افراد وجود دارد که چنانچه متوجه شوند مطلوب و مورد توجه ديگران هستند، خود به خود تمايل و علاقه ويژه اي نسبت به آنها پيدا مي کنند. رفتارهايي مانند تحسين و چاپلوسي از اشکال ديگر اين تاکتيک هستند.ب- لطف و مرحمت: دومين شيوه لطف و مرحمت است. در اين شيوه که معمولاً به صورت ترکيب با تعريف و تمجيد به تکار مي رود، فرد خودشيرين، با لطف و مرحمت در موارد مختلف نسبت به فرد هدف و برآوردن نيازهاي وي علاوه بر آنکه خود را فردي انسان دوست نشان مي دهد، وي را نسبت به خود مديون مي سازد. ج- همسويي عقايد: در همسويي عقايد فرد خودشيرين، خود را همسو و هم جهت با نظرات، عقايد و ارزشهاي فرد هدف نشان مي دهد. همسويي براساس اين فرض شکل مي گيرد که انسانها افرادي را دوست دارندکه داراي ارزشها و عقايدي نظير خودشان هستند. براي مثال، زير دستاني که مي داند مافوقشان از همتاي خويش راضي نيست و از وي در برابر مافوق خود انتقاد مي کنند، از اين شيوه غيرمستقيم چاپلوسي و رفتار چاپلوسي استفاده مي کنند. د- خودنمايي: ‌چهارمين شکل از رفتار چاپلوسي خودنمايي است. يعني رفتار به شيوه اي که از نظر فرد هدف مطلوب و مناسب است و يا رفتار به شيوه اي که فرد را داراي ويژگي خاصي نشان دهد و وي را براي فرد هدف جذاب کند. آسيب هاي ناشي از چاپلوسي1-    مانع پيشرفت خلاقيت مي شود2-    باعث ايجاد باورهاي کاذب مديران مي شود3-    باعث پرورش افراد نان به نرخ روز خور مي شود4-    تحول و پيشرفت و بديع سازي را به چالش مي کشاند5-    چاپلوسي، عزت نفس فرد چاپلوس را از او مي گيرد 6-     سبب تشويق ديگران به ادامه کارهاي ناروايشان و نيز برانگيزنده غرور زيان آفرين انسان هاست.7-    تکبر را سبب مي شود و شخص را از عزت دور مي سازد.8-    بي انگيزگي9-    از بين رفتن خلاقيت10- عدم استاندارد  11- آلودگي هاي فکري  12- عدم بهره ورياين حرکت، براي ستايش شوندگان دروغين فخرفروشي و خودبيني بار مي آورد و براي ستمگران و خيانتکاران نيز، نوعي تأييد و تشويق عملي به شمار مي آيد. گروهي از افراد، از چاپلوسي ديگران مغرور مي شوند و خود نيز به باوري بي اساس از خويش مي رسند. اينان در وظايف و مسئوليت هاي خود، سستي و خيانت روا مي دارند و در عين حال؛ خود را وظيفه شناس، امانت دار و فداکار در راه مردم مي پندارند و از آنان انتظار تأييد و سپاسگذاري دارند.            اهميت و ضرورت پژوهشچاپلوسي در سازمان، سبب آلودگي فرهنگي و اخلاقي محيط کاري مي شود و به مرور، افراد غير کارآمد سرپرستي امور را به دست مي گيرند که کاهش ارتباط افراد سالم و کاردان و نيز پايين آمدن بهره وري در نتيجه فرو پاشي سازمان را منجر خواهد شد.چاپلوسي و يا آفات اخلاقي در هر مجموعه اي نشانگر ناسالم بودن روابط و مناسبات و هنجارهاي حاکم بر آن جامعه است. چنين فضايي در جامعه زماني شکل مي گيرد که منزلت ها و نقش ها آن گونه که شايسته افراد است توزيع نشود و در واقع شايسته سالاري به معني واقعي آن وجود ندارد. اگر هر شخص در جايگاه در خور نشان خود قرار گيردو مطابق با منزل واقعي اش از نقش اجتماعي مناسب برخوردار شود، مناسبات در روابط اجتماعي نيز از سلامت کافي برخوردار خواهد شد. انگيزه هاي چاپلوسي با کندوکاو درباره تملق و علل بروز آن در جوامع، در مي يابيم که در آن جوامع، فرديت رشد نکرده و افراد هويت خود را هضم شدن در جمع يا اشخاص بزرگ مي جويند. در جامعه اي که راه هاي دست يابي به امکانات و منزلت اجتماعي بسته باشد و تمرکز قدرت در دست گروهي خاص، و تصاحب جايگاه ها و منصب هاي اجماعي تناسبي با شايستگي افراد نداشته باشد، يکي از ابزارهايي که براي رهايي از اين تبعيض پديد مي آيد، تملق است؛ راهي کوتاه و بدون هزينه براي رسيدن به خواسته هاي که نه شايستگي مي خواهد و نه زحمت و کوشش. علل پيدايش چاپلوسي 1-       عدم احساس مسئوليت2-       فقدان باورهاي اخلاقي3-       نبود وجدان کاري4-     پايبند نبودن به تعهدات خود در قبال سازمان5-        حاکميت ارزشهاي مادي در برابر ارزشهاي معنوي6-        تجمل پرستي مدير7-        خلأ منزلت و نبود شايسته سالاري در ساختار اداري 8-       شدت زياد تضاد طبقاتي9-       سيستم اداري و بوروکراسي10-       ضعف مديريت سازمان در حاکميت رقابت سالم11-       ضعف مديريتي و سبک مديريتي 12-        عوامل فردي- شخصيتي 13-         متغيرهاي وضعيتي14-       تمرکز قدرت   راههاي جلوگيري از چاپلوسيروش بزرگان دين در برخورد چاپلوسانپيشوايان اسلام نه تنها از چاپلوسي و ستايش نابجا بيزار بودند، بلکه مدح آميخته به تملق را نيز عيب اخلاقي مي شمردند. آنان در برابر رفتار و گفتار ذلت باري که با غرور و شرف انساني مغاير بود، سکوت نمي کردند و اگر کسي مرتکب چنين عمل خلافي مي شد، از او انتقاد مي کردند مؤلف کنزالعمال، روايتي بدين مضمون آورده که:جماعتي از قبيله «بني عامر» به محضر پيامبر وارد شدند و شروع به مداحي و ستايش آن حضرت کردند. پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم به آنان فرمود: «سخن خود را بگوييد، ولي مواظب باشيد که شيطان شما را به زياده روي در کلام وادار نسازد». حضرت با اين سخن حکيمانه، گوشزد مي کند که هرگاه زبان را به حال خود واگذاريد، بيم آن مي رود که از حد خود تجاوز کند و زياده بر آنچه شايسته است، بگويد. در عين حال، به پيروان خود هشدار مي دهد که حتي درباره شخصيتي چون پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم نيز از ستايش و چاپلوسي بپرهيزند. خاموشييکي از بهترين و مناسب ترين روش هاي برطرف سازي رفتارهاي تملق آميز، اعتنا نکردن و پاسخ مثبت ندادن به رفتار چاپلوسان است که در حيطه روان شناسي، «خاموشي» ناميده مي شود. بدين ترتيب، اين گونه افراد، روش به ظاهر کارآمد خود را غير مؤثر و تحقيرآميز مي يابند و به اجبار، با تجديدنظر در شخصيت خود، سعي خواهند کرد رفتارهاي مناسبي را جايگزين رفتار پيشين خود نمايند.همانگونه که پيامبراکرم صلي الله عليه و آله وسلم در نکوهش چاپلوسي و مدح بي جا مي فرمايد: «اَحْثُّوا التُّرابَ عَلي وُجُوهِ الْمَدّاحينَ؛ به صورت چاپلوسان و مدحان خاک بپاشيد».تقويت مثبت در مقابل، توجه و نيز پاسخ دهي مثبت به رفتارهاي مناسب و اصلاح شده اين گونه افراد، روش مکمل براي تکنيک خاموشي است و اين تکنيک، در اصطلاح روان شناسان «تقويت مثبت» نام دارد.پيامدهاي اجتماعي چاپلوسيچاپلوسي و تملق، غرور مي آورد و مغرور به پند ناصحان گوش نمي دهد و اگر اين حالت او با قدرت همراه شود، هرکس را به سختي و بدبختي مي افکنند. بر اين اساس، پيامبر گرامي اسلام صلي الله علي و آله وسلم فرمود: «اذا مدحت اخاک في وجهه امررت علي حلقه موسي؛ هرگاه برادرت را پيش رويش بستايي، چنان است که تيغ بر گلوش نهاده اي». فرد چاپلوس، افزون بر اينکه مرتکب دروغ، نفاق و ميدان دادن به ستمگران مي شود، به نسبت موقعيت ستمگران و آثار ناگواري از تملق و چاپلوسي او پديد آمده، خود يکي از عوامل فساد و شريک جرم زيان ها و خسارت هاي وارد شده از اين ناحيه به شمار مي رود. هرکس به مقدار دخالت، همکاري، تأييد و تشويق خود از ديگران، در پيدايش فساد و ارتکاب جرم ها و ظلم، سهيم و شريک است. چاپلوسي، عزت نفس فرد چاپلوس را از او مي گيرد و شخص ستايش شونده را نيز به غرور و تکبر و واهي گرفتار مي سازد، نيز بر ادامه جرم و گناه دامن مي زند. راه هاي کاهش تملق و چاپلوسي1-    بايد به تدبيري براي حفظ و پاسداشت حريم حقوق و اخلاق فردي همت گمارد تا آن که اخلاق انسان دستخوش مطامع قدرتمند واقع نشود.2-    تنها مي بايد شايستگي کامل- هرچه بيشتر- کامل، مبناي نيل به امکانات قرار گيرد. در اين زمينه، کم کاري و کم لطفي متوليان امور جامعه را هم نبايد دست کم گرفت.3-    اصلاح ساختاري اداري و همچنين عملي و نه در حد شعار، باور به شايسته سالاري مي تواند به از بين بردن عادات ناپسند ديرين چاپلوسي، کمک زيادي کند. 4-    علت وجود تملق گويي در اين است که مديريت نتوانسته است رقابت سالم در امور سازماني خود به وجود آورد و يا نتوانسته است خلاقيت ها را کشف کند که در حقيقت، نشانگر ضعف مديريت است. اين مسئله سبب مي شود که کارکنان چاپلوسي، دروغگو و چرب زبان شوند. 5-    مدير بايد هنر حرفه اي بودن در کار موظف خود را ياد بگيرد. مسئوليت پذير باشد. در آن صورت، زيرمجموعه او هم مسئوليت پذير خواهد شد. 6-     مدير مي بايد تجارب کارکنان سازمان تحت مديريت خود را مورد توجه خود قرار بدهد و حالت مشورتي و تأملي داشته باشد نه آن که فرضاً يک مديريت خشک، بدون انعطاف و خودرأي باشد چرا که در چنين فضايي، جو چاپلوسي به وجود مي آيد. 7-    يک مدير پيش از هر اقدامي بايد زمينه سازي محيط کار را مورد توجه قرار دهد و برآموزش و بهسازي منابع انساني تأکيد داشته باشد تا جريان بهره وري و کارايي سازمان را بالا رود. وقتي که يک مدير داراي منابع انساني کارآمد باشد، ديگر جايي براي حرف و حديث، چاپلوسي و چرب زباني باقي نمي ماند. 8-    اصل تکنولوژي در اختيار مدير و نه مدير در اختيار تکنولوژي، معطوف به ابهام زدايي در سيستم مديريتي است.9-    بي اعتنايي به رفتار چاپلوسان، از عوامل مهم ريشه کني تملق در جامعه است.10-      شيوع فرهنگ چاپلوسي، تصدي افراد غير کارآمد و نالايق بر منصب هاي اجراي را در پي دارد11-      وجود مديران مستحکم12-      پرورش فرهنگ شايسته سالاري13-      گسترش آزادي نقد و انتقاد14-      اصلاح ساختارها و عملکردها15-      رشد افراد غيرمتملق16-ايجاد فضاي مناسب و سالم عوامل مؤثر بر جلوگيري و محو چاپلوسي:1) شيوه هاي تربيتي حاکم بر خانواده نقش بسيار مؤثري در بروز اين ناهنجاري ها دارد. 2) اصلاح روابط مناسب اجتماعي افراد از طريق آموزش و پرورش و متحول کردن ارزشهاي اجتماعي 3) تأمين نيازهاي مادي به منظور آلوده نشدن به اعمال غير قانوني ضروري به نظر مي رسد. 4) رفع کمبود هاي رواني و مديريتي که موجب آگاهي افراد مي شود. 5) داشتن روحيه انتقاد پذيري مسئولان که باعث تکامل و خلاقيت کارکنان مي شود تا آنان را براساس لياقت و شايستگي شان مورد محک و ارزيابي قرار دهند. امامي- پژوهشگر علوم ارتباطات، درباره دلايل ديگر بروز چاپلوسي به ضعف مديران سازمان در حاکميت رقابت سالم اشاره مي کند و مي گويد: «علت وجود تملق گويي در اين بوده که مديريت نتوانسته است رقابت سالم در امور سازماني خود به وجود آورد و يا نتوانسته است خلاقيت ها را کشف کند که در حقيقت، نشانگر ضعف مديريت است. اين مسئله سبب مي شود که کارکناني چاپلوسي، دروغگو و چرب زبان شوند...             دلايل رفتار چاپلوسي: چاپلوسي مي تواند دو دسته دليل داشته باشد:1- دلايل تدافعي: رفتار چاپلوسي تدافعي به منظور حفاظت شخصي از نتايج عملکرد ضعيف صورت مي گيرد. در اين حالت فرد ممکن است به منظور برانگيختن حس دلسوزي سرپرست خود به اين گونه رفتار کند. 2- دلايل سوداگرانه: رفتار چاپلوسي سوداگرانه واکنشي نيست. بلکه اهداف بلندمدتي را دنبال مي کند و اغلب توسط فرد به عنوان وسيله اي براي ارتقاء و يا شيوه اي براي دستيابي به اهداف شخصي استفاده مي شود.  تملق مانع پيشرفت خلاقيت فرهنگ تملق و تکريم هاي بودار برخي از کنارکنان لطمه زياد به تحرک و شيوه کاري مي زند به خصوص زماني که مدير يک اداره يا شرکت آدمي باشد که از تشويق ها و تعظيم و تکريم هاي زيرمجوعه اش همواره استقبال مي کند اما هيچ اقدام مؤثر در پيشرفت و توليد تحت نظارت خود به عمل نمي آورد. کارفرما و رئيس ضعيف النفس خيلي لذت مي برد که کارگر يا کارمند تحت امرش از او تمجيد کند و چشم و گوش بسته فرامين او را اطاعت کند. چرب زباني نيروي زيرمجموعه اش، يک غرورمافوق انساني د رکالبدش توزيع مي کند. تکرار اين کرنش و پذيرش، انرژي و قواي فعالانه انساني در تحول و پيشرفت و بديع سازي را به چالش ميکشاند و خمودگي در روحيه همه افراد جايگزين کوشش براي خلاقيت حرفه اي مي شود نتيجه اين شيوه هاي منع تحولات محيط کار، جامعه و گسترده کشور، درجازدگي، مصرف گرايي و مهار نوآوري مي شود. علت عقب ماندگي برخي جوامع، نداشتن سرمايه مادي (سرمايه ملي) نيست، بلکه تخمير انديشه هاي فعال، پژوهشي، تتبعات نوين و در يک کلام، وجود مديريت ستايش پذير و تملق طلب و بدون عرق ملي و تعهد اخلاقي است.  چاپلوسي و تملق معمولاً نسبت به چه افرادي صورت مي پذيرد؟چاپلوسي، اغلب نسبت به کساني صورت مي پذيرد که از توانمندي اقتصادي، سياسي، اجتماعي يا اداري بهره مندند و البته اين وضع محدود به تاريخ معاصر نيست و پيش از اين نيز گفتارهايي از تاريخ کهن وجود دارد که براساس آن مي توان دريافت که چاپلوسي در مناسبات ايرانيان از ديرباز وجود داشته است و جانثاران دروغين زيادي در همه عرصه ها باعث مي شوند تا حاصل زحمات و خدمات ارزنده بسياري از افراد متين جامعه ناديده گرفته شود.  رابطه چاپلوسي و صداقتدر محيط هايي که چاپلوسي متداول است، هر نوع تغييري بايد مورد پسند طبقه خاصي از جامعه باشد. در اين حالت، نتيجه اين مي شودکه صداقت و پايبندي به اصولي که تأمين کننده منافع واقعي مردم است جاي خود را به تحسين مبالغه آميز و در نهايت به چاپلوسي مي دهد.            نتيجه گيري شهوديدر جامعه اي که راه هاي دست يابي به امکانات و منزلت اجتماعي بسته باشد و تمرکز قدرت در دست گروهي خاص، و تصاحب جايگاه ها و منصب هاي اجتماعي تناسبي با شايستگي افراد نداشته باشد، يکي از ابزارهايي که براي رهايي از اين تبعيض پديد مي آيد، تملق است؛ راهي کوتاه و بدون هزينه براي رسيدن به خواسته هاي که نه شايستگي مي خواهد و نه زحمت و کوشش.چاپلوسي، هنر افرادي است که با به کارگيري روش هاي عادي و بهنجار جامعه يا محيط کار خود قادر به کسب موفقيت دلخواهشان نيستند و با توسل جستن به راه هاي گوناگون چاپلوسي، زبان بازي، خبرچيني، جاسوسي، دورويي، نوکر صفتي و خيانت مي کوشند خلأ ناشي از ضعف هاي شخصيتي و تخصصي مورد نياز خويش در جامعه يا محيط کار خود را جبران کنند. گاهي تملق گويي، نتيجه عادت هاي رفتاري برگرفته از تربيت خانواده باشد و در مواردي نيز ممکن است افرادي به دليل نداشتن مهارت در برقراري روابط درست اجتماعي، به اين حالت حرکتند. در هر صورت چاپلوسي، ناشي از حقارت شخصيت فرد يا به گمان خود آنان، ره آورد زرنگي و هوش و تدبير ايشان است.چه بسا کساني که با ستايش ديگران، فريب خوردند، ستايش بي اندازه(تملق گويي)خودپسندي مي آورد و انسان را به سرکشي وا مي دارد. آدمي که حيثيت و نفس انساني اش را ولو در نگاه آشنايان و همکاران خرد ميکند در مقابل شخصي به هر صورت توانمند و داراي تيتر کلاسيک و يا سازماني تبديل به يک موجود ذيروح مفلوک مي کند تا مثلاً مشغول کاري شود، رتبه بگيرد، ارتقاء پست نصيبش شود و يا خلاصه به اصطلاح نورچشمي فلان مدير و بهمان صاحب کارخانه و ... شود، اين آدم هيچ گاه مورد اعتبار اخلاقي و دلبستگي از سر صدق و صفا واقع نمي شود و او به فردي که نان را به نرخ روز مي خورد معروف است. - تملق و چاپلوسي نشاندهنده عدم توانايي فرد است زيرا فردي که توانايي دارد نياز به چاپلوسي ندارد. - مديراني که به چاپلوسي و تملق کارکنان خود اهميت مي دهند جوي پر از رويا و دروغ را در سازمان خود ايجاد مي کنند که در خاتمه به ضرر سازمان خودشان تمام مي شود. - بي اعتنايي به رفتار چاپلوسان، از عوامل مهم ريشه کني تملق در جامعه است. - شيوع فرهنگ چاپلوسي، تصدي افراد غيرکارآمد و نالايق بر منصب هاي اجرايي را در پي دارد منابع: حوزه نت،مسائل جاري مديريت
کد خبر: ۸۲۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۴/۰۶

اوای دنا-علی بازیار: با نزدیک شدن به انتخابات مجلس نهم نامزدهای انتخابات فعالیت های خود را آغاز کرده اند .رایزنی ها، برگزاری همایش ها ،نشست ها ،هم اندیشی ها. خود حکایت از داغ شدن تنور انتخابات دارد . اما برای بسیاری از مردم بخصوص  سیاسیون،فرهنگیان،دانشجویان ،آگاهی از دیدگاه ها، بیان نقطه نظرات و مبانی فکری نامزدهای انتخاباتی بسیار مهم است . اینکه نامزد مورد نظرشان در کدام طیف سیاسی جای دارد. جایگاه جریان سیاسی را تاچه اندازه متناسب با مسائل روز جامعه مورد ارزیابی قرار میدهند . آیا کاندیدای مورد نظرشان اصول گراست یا اصلاح طلب:یکی از نامزدهای انتخاباتی این دوره آقای حجه الاسلام شیخ خلیل نظری است که بسیاری از اقشار مختلف جامعه در مورد جایگاه ایشان و اینکه در کدام طیف سیاسی قرار دارد ، سؤالاتی دارند . درمورد اصلاح طلبی:آقای نظری در بحث اصلاح طلبی روشن ترین و بارزترین اندیشه را تمسک به بیان شیوا و روشنگرانه امام حسین (ع) می داند که در نامه اش به برادرش محمد حنفیه به هنگام  قیام تاریخی و سراسر حیات عاشورایی بیان می کند . همانا هدف من اصلاح امت  جدم رسول الله یعنی امر به معروف و نهی از منکر است 1.وی عقیده دارد اگر اندیشه اصلاح طلبی امام حسین (ع) در مرامنامه اعتقادی و سیاسی ما گنجانده شود ،هرگز به کژ راهه و انحراف دچار نمی شویم – تبیین اندیشه های ناب اسلامی که بر گرفته از کلام سراسر نور و رحمت الهی قرآن کریم و مبانی اعتقادی و عبادی اولیاء الله می باشد تنها راه سعادت بشر از سقوط در منجلاب دنیاپرستی و دنیا طلبی است وی معتقد است : آنچه امروزه با نام اصلاح طالبی در بخشی از جامعه سیاسی ما وجود دارد نه تنها اصلاح طلبی نیست بلکه تخریب بنیادهای ارزشی دین و انقلاب اسلامی وگذر از آرمانهایی است که ما را به جای آنکه به سر منزل مقصود برساند به بیراهه می برد .اگر در پاره ای از مسائل سیاسی و اعتقادی ،افراطی صورت گیرد نیاز است که به اصلاح آنها بپردازیم و خطاهای خودرا کاهش دهیم اما نمی توانیم به نام اصلاح طلبی ارزشهای سیاسی اسلام و مبانی دینی را زیر سؤال ببریمدر مورد اصول گرایی : آقای نظری اعتقاد دارند بسیاری از اصول گرایان با استفاده ابزاری از دین ؛ارزشها ؛ اصول انقلاب ؛و آرمانهای امام؛ پای از دایره اصول گرایی بیرون نهاده اند و در واقع به بیراهه رفته اند اگر افراط و تفریط صورت نمی گرفت و اگر پای بندی ما وسیاسیون به آنچه که معمار بزرگ انقلاب حضرت امام (ره) به عنوان انقلاب اسلامی تبیین کرده اند بیشتر می شد امروز گرفتار این اختلافات و این گونه تنشهای سیاسی نبودیم . وی معتقد است : کسانی هستند که با نام اصول گرایی .شعارمی دهند اما وقتی پای عمل به میان می آید پاسخگو نیستند . در حالیکه : قرآن کریم بیان می فرماید : ((یا ایها الذین امنو لم تقولون ما لا تفعلون کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون ))2 .ای کسانی که ایمان آورده اید چرا چیزی را به زبان می آورید که در مقام عمل خلاف آن می کنید ؟بترسید از این عمل که خدا را سخت به خشم می آورید از اینکه سخنی بگویید و خلاف آن عمل کنیدوی معتقد است در میان اصول گرایان و اصلاح طلبان کسانی هستند که برای رسیدن به مقام و موقعیت های مورد نظر خود از هیچ تلاش و کوششی حتی مذموم دریغ نمی کنند در حالیکه مردم را به کارهای نیک و امور خیر دعوت می کنند اما خود فراموش می کنند خودشان با کدام نردبان بالا رفته اند .(( اتأمرون الناس بالبروتنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلاتعقلون ))3 آیا مردم را به نیکی امر می کنید و خود را فراموش می کنید ، در حالی که شما قرآن را تلاوت می کنید چرا تعقل نمی کنید ؟ به قول حضرت حافظ واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند                    چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنندبه رغم بسیاری از کسانی که وضعیت موجود را ایده آل بیان می کنند آقای نظری اعتقاد دارند وضعیت فرهنگی سیاسی کنونی راضی کننده نیست  وی عقیده دارند در حوزه فرهنگ ما به آنچه که باید می رسیدیم فاصله ای بسیار طولانی داریم و برای رفع نقیصه های فرهنگی باید تلاش و کوشش بیشتری داشتچراکه ما باتوجه به منابع سرشار فرهنگی هیچ چیز برای مان توجیه پذیر نیست که از کنار مسائل فرهنگی براحتی بگذریم و چشم خود را بر حقایق ببندیم . و در حوزه سیاسی : آقای نظری عقیده دارند آنچه که امروز بنام ((فتنه)) خوانده می شود نتیجه زیاده خواهی ها و انحصارطلبی های سیاسیون در دوقطب قدرت اصول گرایی و اصلاح طلبی است وی بر این عقیده است : برخی بجای اینکه آب برآتش اختلاف و تنش ها بریزند خود هیزم آتش می شوند که حاصلی  جز ایجاد اختلاف نخواهد داشت : وی به این کلام گوهر بار امام علی (ع) اعتقاد دارد که می فرماید :((کن فی الفتنه کابن البون .لاظهر فیرکب ولاضرع فیحلب ))5: در فتنه ها و آزمایشات مانند بچه شتر  باشید که نه پشتی برای سواری دارد و نه پستانی برای دوشیدن شیرآقای نظری عقیده دارد مهمترین ابزار مؤلفه برای تلطیف و تعادل امور کشور ایجاد همدلی و همنوایی در همه عرصه هاست . اختلافات صرفاً سلیقه ای نباید ابزار ایجاد تفرقه و نفاق بین مسئولین و دلسوزان نظام شود . بهرحال آقای نظری عقایدی دارد که می تواند برای برون رفت از وضعیت کنونی چه در منطقه و چه در کشور از آنها بهره جست . ویژگی دیگری آقای نظری توجه به توانمند بودن مدیریت است نه همگرایی و هم جناحی بودن  . وی عقیده دارد ممکن است توانمندیها و خلاقیت هایی در مدیران منتقد یک تفکر وجود داشته باشد که به صرف هم فکری نبودن و هم جناحی نبودن ،جامعه از آن محروم می شود و سیستم مدیریت  به صورت یکجانبه نگری  و تکصدایی باعث رکود مدیریتی می شود وی چنین عقیده دارد وقتی مدیریت یک مجموعه از یک گروه و یا جناح خاص باشند این شائبه پیش می آید که به صرف هم جناحی بودن بودن ؛امکان نقد مدیریتی کاهش یافته ؛و بروز اشتباهات مدیریتی را سبب می شود و این نتیجه ای جز انحصار طلبی و انباشته شدن قدرت در دست یک گروه خاص نخواهد داشت و ره آورد این انحصار طلبی پدیده شوم فساد اداری و ایجاد روابط به جای ضوابط است .
کد خبر: ۳۱۰   تاریخ انتشار : ۱۳۹۰/۱۰/۰۷

اوای دنا- بهرام پارسا:مدیر محترم سایت وزین آوای دنا با سلام ،مطلبی را دریکی از سایتهای استانی ملاحظه نمودم که فکر میکنم که اگر به آن جواب ندهم کمی قصور وکوتاهی  کردم . من هر دو مقاله راخواندم ((1-آقای مژدهی پور بازی را ازدو سر باخت 2-فیاض بخش با رای ندان به  مژدهی پور ...شد)) مقاله ی اول بسیار زیبا وجامع وکامل بود ولی مقاله ی دوم   فقط تهمت ودروغ وافترا بود . اگر نویسنده ی متن طیبی  است که فکر نکنم طیبی باشد یرای خودم متاسف هستم واگر هم طیبی نیست خواهش دارم شما کینه ی نفاق را دامن نزن جناب مژدهی وجناب فیاضبخش از بچه های خوب ایل طیبی وتقریبا همفکر ولی آزادی درانتخابات بحثش جداست وبرادر بزرگوار شما که مطلب مینویسی حداقل حرمت قلم را حفظ کن ،چون خداوند در قرآن به قلم سوگند یادکرده است ونمیدانم شما کی هستی که برای ایل طیبی کاسه ی از آش داغتری ؟ مردم زمانی هم به شخصی رای میدهند وبعد ثابت میشه آنجوری نیست که مردم انتظارش را داشتند ودلیل نمیشه بگوییم فلانی چون به بهمانی رای داد توهین به او وارد کنیم .دراینکه من وامثال من میبایستی از جناب مژدهی حمایت میکردیم شک نیست والان خود داریم تاوان آن راپس میدهیم ولی اینجور صحبت کردن اصلا ادبیات درستی نیست. زمانی ما به بنی صدر رای دادیم وبعد ازمدتی آن پیر فرزانه فهمیدندکه ایشان به بیراهه میرود وامام باآن تدبیرش چگونه برخورد کرد. ونمایندگان دیگری که ما به آنها رای دادیم و برادر عزیز ملاک فعل افراد است و از سایت .... که البته دلش میخواهد چنین موضوعاتی مطرح شود چون شناختی از ایل بزرگ طیبی ندارد تمنا دارم حرمت قلم را نگهدارد وهمه ی مطالب را در دید قرار ندهد. ومن به جد میگویم امثال مدیر سایت.... دوست ندارند کسانی همانند مژدهی پور عزیز وفیاضبخش عزیز  چنین رشد کنند وشاید هم خیلی سنگ اندازی بکنند . ومن بعنوان یک طیبی به هر دوی این عزیزان افتخار میکنم  وانشا الله هرجاکه هستند برقرار ودشمنانشان خوار باشد . امیدوارم که خداوند به همه ی ما سعه ی صدر دهد وعاقبت همه ی مارا ختم به خیر کند. واما یک نصیحت به خودم ونویسندگان چنین مطالبی در چنین احوالی خدارا ناظر برکارهایمان بدانیم چون او خیلی نزدیک است واز دامن زدن به این کارها جدا" خودداری کنیم که ثواب وصلاح نیست .
کد خبر: ۲۸۰   تاریخ انتشار : ۱۳۹۰/۰۹/۲۶

اوای دنا-محمدصادق زماني:ياران امام حسين(ع) همه اهل نماز بودند و بندگي خدا. آنها هم كه حسين(ع) و يارانش را مظلومانه به شهادت رساندند، نماز مي‌خواندند و گرد و خاك ادعاي دينداري‌شان، چشم را كور مي‌كرد!در سريال مختارنامه هم اين اشتراك‌ها بين مختاريان و يزيديان به زيبايي به تصوير كشيده شده بود. پس چرا نمازگزاران يزيدي عليه نمازگزاران حسيني شوريدند و سرهاي اين قافله جوانمرد و اهل دين را بر سر نيزه‌ها كردند؟! براي پاسخ به اين پرسش بايد شخصيت و رفتار نمازگزاران يزيدي را از زاويه تحليل روانشناختي مورد بررسي قرار داد تا روشن شود كه اين افراد چه نوع شخصيت و چه خلق و خويي داشته‌اند. ۱- دورويي و چندچهرگي: يكي از ويژگي‌هاي رفتاري نمازگزاران يزيدي، نفاق و دورويي آنان بود. همان زمان، افرادي در جامعه اسلامي زندگي مي‌كردند كه نه اهل نماز بودند و نه ادعايي درباره مذهبي بودن داشتند؛ آنان يك رو داشتند نماز نمي‌خواندند و به هنجارهاي مذهبي پايبند نبودند. هرچند رفتار اين دسته هم قابل نقد است، اما چون، دو‌چهره نبودند تشخيص نوع تفكر و شخصيت آنان كار ساده‌اي بود. اما يزيديان، ظواهري مذهبي داشتند و ادعاي مذهبي بودن مي‌كردند و تشخيص باطل بودنشان بسيار دشوار بود. كمرشكن‌ترين ضربه‌ها را بر پيكره مذهب و جامعه، افراد داري نفاق و چندچهرگي وارد مي‌سازند. تشخيص باطل بودن و خطرشان- چون نفاق دارند و در هر جمعي قرار مي‌گيرند به خاطر منافع‌شان همرنگ آن جمع مي‌شوند ـ مانند تشخيص حركت يك مورچه است بر روي يك سنگ سياه آن هم در يك شب سياه و تاريك! ۲- دروغگويي: در ميان همه صفات بد و مورد نكوهش، دروغ جايگاهي نكوهيده‌تر دارد. هيچ وقت نشنيده‌ايم كه «دزد، دشمن خداست» ، هميشه شنيده‌ايم كه بزرگان ما گفته‌اند: «دروغگو دشمن خداست». در كنار دروغ، تنها يكي از رفتارهاي ضدارزش در قامت دروغ معرفي شده است: «رباخواري» (رباخواري، اعلان جنگ به خدا و رسولش است/ قرآن كريم.) افرادي كه در سپاه يزيد مثلاً نماز مي‌خواندند، مبتلا به بيماري دروغگويي بودند و تفسيرهاي دروغين به مذهب مي‌بستند تا اهداف خود را پيش ببرند. آنها به دروغ، امام حسين(ع) را خارج شده از دين معرفي مي‌كردند و به ايشان تهمت مي‌زدند. ۳- منفعت‌طلبي و قدرت‌طلبي: يزيديان چون منفعت‌هايشان در بقاي يزيد بود و از آنجا كه افرادي قدرت طلب بودند، حقيقت را قرباني منفعت‌هاي شخصي و حرصشان به قدرت كردند در مقابل، نمازگزاران حسيني افرادي راستگو و جوانمرد بودند كه خشنودي خدا را بر هرچيز ديگري ترجيح دادند، چراكه آنان ايمان داشتند:« طاعت آن نيست كه بر خاك نهى پيشانى/ صِدق پيش آر، كه اخلاص به پيشانى نيست.»
کد خبر: ۲۴۰   تاریخ انتشار : ۱۳۹۰/۰۹/۱۲

ارتباط با معبود و همکلام‌شدن با معشوق در ضمیر هر انسانی نهفته است و دل طوفانی هر فردی به یاد او آرام می‌گیرد و ملجأ و پناه درماندگان است، راز و رمزی بین عاشق و معشوق است که جز آن دو نمی‌دانند. هر ارتباطی با معشوق، الفبایی و رمزی دارد که عاشق باید آن را بداند...
کد خبر: ۱۴۸   تاریخ انتشار : ۱۳۹۰/۰۸/۲۴

جناب ‌آقای استاندار شهر من لنده و مردمان سختکوش آن در گمنامی دفن می شوند و اینجاست که باید شاهد مرگ تدریجی اصالت ها باشیم ...    
کد خبر: ۱۳۶   تاریخ انتشار : ۱۳۹۰/۰۸/۲۴