" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا 

      
جمعه ۱۹ تير ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۵   |   Friday 10 July 2026
کد خبر: ۳۸۱۶۷
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۵۰
واکنش سید علی‌اکبر زاهدیان به بیانیه میرحسین موسوی درباره اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴:

اشک تمساح یا چراغ سبز به دشمن؟

اشک تمساح یا چراغ سبز به دشمن؟
در حالی که اعتراضِ معیشتی حق انکارناپذیر مردم است، هم‌صدایی با اغتشاش و سکوت در برابر تهدید و تجاوز دشمن، مرز حق‌طلبی را به نفاق نزدیک می‌کند. بیانیه اخیر میرحسین موسوی، با نادیده گرفتن نقش آمریکا و صهیونیسم و هم‌زمانی معنادار با مواضع گروه‌های معاند، بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داده است: آیا این موضع‌گیری، دفاع از مردم است یا همسویی با دشمنان ایران؟

پایگاه خبری آوای رودکوف|یادداشت حاضر پاسخی است تحلیلی و انتقادی به بیانیه اخیر جناب میر‌حسین موسوی پیرامون رخدادهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در کشور. سید علی‌اکبر زاهدیان فعال سیاسی و اجتماعی، در این متن با استناد به نمونه‌های تاریخی و سیاسی، تلاش کرده تا تفاوت میان «اعتراض بحق مردمی» و «اغتشاشات سازمان‌دهی‌شده» را روشن ساخته و مواضع موسوی را با برخی جریان‌های معارض گذشته و حال مقایسه نماید. لحن نوشته دردمندانه، صریح و از موضع وفاداری به انقلاب و آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی ایران است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

امام علی(ع):

«إِنَّمَا أَخَافُ عَلَیکمُ اثْنَتَینِ اتِّبَاعَ الْهَوَى وَ طُولَ الْأَمَلِ…»

من بر شما از دو چیز می‌ترسم: پیروی از هوای نفس و طولانی بودن آرزو.

اعتراض حق مردم است و هیچ‌کس نمی‌تواند منتقد این اعتراض بحق مردمی باشد که زیر بار فقر و تورم دست‌وپا می‌زنند.

اما اغتشاش غیرقابل دفاع است، و دفاع از اغتشاش به بهانه اعتراض نیز نفاق محض است.

تمامی ملل جهان، منافع ملی، فرهنگی، دینی و… خاص خود را دارند و دفاع از آن‌ها وظیفه آحاد جامعه است.

وقتی بیانیه جناب میر‌حسین موسوی را مشاهده کردم،

از یک‌طرف به یاد جنگ جمل در تاریخ اسلام افتادم که با آتش‌بیاری عایشه، جامعه اسلامی را به انحراف سوق داد. ماحصل آن فتنه، کشتار و قتل و مظلومیت امام علی(ع) بود!

از طرف دیگر به یاد بیانیه رجوی، سرکرده سازمان منافقین در سال ۶۰ افتادم که هم‌زمان با تجاوز صدام به میهن اسلامی، بر علیه انقلاب و امام صادر کرد، بدون آنکه تجاوز صدام را محکوم کند!

که مبین انحراف و همدستی او با استکبار جهانی و صدام بود!

کما اینکه نهایتاً هواداران سازمان منافقین به عراق فرار کرده و در صف ارتش بعث قرار گرفتند!

امروز نیز در حالی جناب میر‌حسین اقدام به صدور بیانیه می‌کند که ارتش آمریکای جنایتکار اطراف کشور ما خیمه زده و ترامپ همان‌گونه که به اغتشاشگران وعده داد، با رجزخوانی تصمیم دارد با تجاوز به ایران، به ندای نداکنندگانی امثال موسوی بشتابد!

نشان به این نشان که موسوی در بیانیه‌اش، مانند رجوی در دهه ۶۰، هیچ اشاره‌ای به محکومیت دشمن تجاوزگر یعنی آمریکا و اسرائیل ندارد!

حق هم دارد، چون پرده‌ها کنار رفته و به انتظار این تجاوز نشسته!

نمی‌خواهم بگویم مسئولان در تورم اقتصادی که تبدیل به غائله کنونی شد، تقصیری ندارند؛

اما انصاف داشته باشیم و بپذیریم که ریشه این کدورت‌ها و اغتشاشات خشن به فتنه ۸۸ برمی‌گردد، و اولین شخصی که در ریختن خون هم‌وطنان متهم است خود موسوی است که با بالا بردن پیراهن عثمان، بنیان آتش کدورت و گسست اجتماعی را در جامعه فراهم کرد!

شاید نفاق رجوی کمتر از موسوی باشد، چراکه رجوی همان اوایل انقلاب نقاب از چهره انقلابی خود برداشت و راه خود را از مردم و انقلاب جدا کرد؛

با وجود اینکه سابقه مبارزاتش قبل از انقلاب چند برابر موسوی بود،

اما موسوی مدتها با چهره منافقانه و نفوذ به عالی‌ترین مسند، سال‌ها به‌عنوان نخست‌وزیر انقلابی و حزب‌اللهی بر گرده مردم و انقلاب سوار بود، و بعد از سال‌ها سواری، این‌گونه نقاب از چهره منافقانه خود برداشت.

خیانت کنونی وی هرگز قابل مقایسه با خدمتش در گذشته نیست، چراکه با حمایت اخیر سازمان منافقین از وی، دم‌خروس بالا آمد و همه خدمات گذشته‌اش را تباه کرد.

بیانیه اخیر وی چیزی جز مهر تأیید بر هم‌سویی با آمریکا و صهیونیسم و همگرایی با سازمان منافقین نیست!

اگر غیر از این بود، چرا در برابر بیانیه سازمان منافقین و اخطار ترامپ برای حمله به ایران، سکوت اختیار کرده و خود را از همراهی تبرئه نکرد؟!

دهه ۶۰ را بیاد دارم، موسوی به‌عنوان نخست‌وزیر حزب‌اللهی، علی‌الظاهر به خون اعضای سازمان منافقین و مسعود رجوی تشنه بود!

اما این سؤال اکنون اذهان عمومی را به خود مشغول کرده:

چه شده که سازمان منافقین از دشمن دیروز خود، علناً علاوه بر حمایت، خواستار حفاظت از وی و همسرش شده است؟!

آیا سازمان منافقین از مواضع و اقدامات تخریبی قبلی خود بر علیه مردم ایران پشیمان شده و به انقلاب برگشته؟!

یا میر‌حسین موسوی دچار انحطاط شده و به سوی سازمان منافقین غش کرده؟!

کدامیک؟!

آنچه هویداست این است که:

اشک تمساح موسوی در این بیانیه نه از سر همدردی با کشتگان، بلکه چراغ سبزی به تجاوز استکباری آمریکا و هم‌سویی با سازمان منافقین و دیگر گروه‌های معاند و تجزیه‌طلب است!

یقین بدانید، همان‌گونه که اهوای نفسانی ابن سعد را در آخر عمر به طمع گندم ری سوق داد اما هرگز از حلقومش پایین نرفت،

لجاجت و نفس امّاره موسوی را نیز به طمع قدرطلبی به فتنه‌انگیزی و هم‌سویی با سازمان منافقین کشانده است.

شک نکنیم، او هم به خاطر نفاق، بی‌وفایی به مردم و خیانت به خون مطهر شهدا، مانند مرید سَلَفَش ابن سعد، به گندم ری نخواهد رسید،

و تمام آرزوهای نفسانی را با خود به گور خواهد برد!

و جمهوری اسلامی ایران نیز با اتکال به خداوند منّان، در ظلّ سایه حضرت ولیّ عصر(عج)، و با تدابیر داهیانه مقام معظم رهبری، با کمال سرافرازی از تمام گردنه‌های صعب و سخت عبور خواهد کرد، إن‌شاءالله.

--------------------

۱۱ بهمن ۱۴۰۴

سید علی‌اکبر زاهدیان

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۲
رضا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۱۹ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۱
0
0
احسن.عالی بود..مرگ برآمریکا واسراییل ومنافق وفتنه گر...
سید
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۲۷ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۲
0
0
عالی بود مرگ بر آدمهای لجوج و فتنه گر
نظرات بینندگان
captcha