" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
پایگاه خبری آوای رودکوف|در روزگاری که بازار کتاب بیش از آنکه در تسخیر معنا باشد، درگیر هیاهوی تبلیغ است، گاه آثاری متولد میشوند که نه از ضعف، بلکه از نجابت، گمنام میمانند. آثار استاد علی لشنی، متخلص به «تیام»، از همین جنساند؛ نوشتههایی ریشهدار در تاریخ، فرهنگ و جغرافیای زاگرس که بیهیاهو خلق شدهاند و بیتبلیغ، به حاشیه رانده شدهاند.
علی لشنی نویسندهای است با چهار اثر چاپشده و یک کتاب در آستانه انتشار؛ نویسندهای که قلمش نه برای جذب بازار، بلکه برای حفظ حافظه تاریخی و هویتی این سرزمین حرکت کرده است. با این حال، پرسش اساسی همچنان باقی است:
چرا قلمی چنین متعهد، کمتر دیده شده است؟
علی لشنی، متولد ۱۰ شهریور ۱۳۵۳ در روستای ترشاب از توابع شهرستان دورود استان لرستان است. دوران ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش گذراند و برای ادامه تحصیل راهی شهر دورود شد. هرچند علاقهاش در مسیر هنر و ادبیات بود، اما بنا به شرایط، در هنرستان فنی شهید بهشتی تحصیل کرد و در سال ۱۳۷۴ دیپلم گرفت.
همان سال به خدمت سربازی رفت و پس از آن به استخدام یکی از سازمانهای دولتی درآمد. زیست در شرایط سخت، تجربه فقر، و لمس رنجهای معیشتی، بخش جداییناپذیر زندگی او بود؛ تجربههایی که بعدها، بیواسطه، به جان نوشتههایش راه یافتند.
پس از ازدواج و رسیدن به آرامشی نسبی، لشنی مسیر تازهای را آغاز کرد: مطالعه عمیق تاریخ ایران و ادبیات. این سالها، سالهای انباشت اندیشه بودند؛ تا آنکه قلم به حرکت درآمد و نخستین رمانهای آرکائیک او شکل گرفتند.
رمانی ۱۹۰ صفحهای با رویکرد تاریخی–آرکائیک که ریشه در فرهنگ کاسیها (لرهای باستان) دارد و در جغرافیای اشترانکوه و دشت سیلاخور میگذرد.
داستان، خواننده را به مقطع حساسی از تاریخ، همزمان با افول ماد و خیزش کوروش هخامنشی میبرد.
قهرمان داستان، سنبران، مردی کوهنشین است که زخمخورده از جنگ و بیعدالتی، میان انزوا و مسئولیت تاریخی معلق مانده. مواجهه او با «بهمن»، سردار سپاه هخامنشی، داستان را به تقابل اخلاق، قدرت و سرنوشت میکشاند.
رمانی تاریخی در ۱۶۰ صفحه که به دوره اردشیر سوم هخامنشی و جنگهای ایران و یونان میپردازد.
«کانداش»، نوجوانی از تبار کاسیها، قهرمانی است که در دل روایت، مخاطب را به همزادپنداری با پهلوانان گمنام ایران باستان فرامیخواند.
اثر، تلفیقی است از حماسه، عشق، آیینهای بومی و روح پهلوانی.
مجموعهداستانی ۱۱۶ صفحهای شامل پنج داستان.
داستان نخست با رویکرد رئالیسم جادویی نوشته شده و دیگر داستانها، رئالاند.
داستان پایانی با عنوان «سپاه دانشی»، تصویری تلخ و انسانی از زیست روستایی در دوره پهلوی ارائه میدهد؛ روایتی از مردمانی که یا سالخوردهاند یا دیگر در میان ما نیستند، اما ردپایشان هنوز در خاک مانده است.
کتابی ۱۲۶ صفحهای با الهام از اساطیر میترائیسم.
روایت نبرد ازلی میان سپنتا مینو (نیکی) و انگره مینو (بدی) که از آغاز چله زمستان تا نوروز ادامه مییابد و در سیزدهبهدر به پیروزی روشنایی ختم میشود.
این اثر، بازخوانی اسطورهای از فلسفه نوروز، زندگی و امید است.
یاران انگره مینو: اپوش، اهریمن، تاریکی، دروغ، آز
یاران سپنتا مینو: آناهیتا، مهر، راستی، بهار، باران
علی لشنی کتاب دیگری نیز در دست چاپ دارد با عنوان «شوریده در فصل پنجم» که امید میرود بهزودی منتشر شود و حلقه آثار این نویسنده بومیگرا را کاملتر کند.
آثار علی لشنی، نه فریاد میزنند و نه خودنمایی میکنند؛ آنها آرام، ریشهدار و صبورند؛ درست شبیه زاگرس.
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسیدن «چرا دیده نمیشوند؟»، بپرسیم:
ما چرا ندیدهایم؟
گردآوری و نگارش:
✍️ زانا کوردستانی