" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
پایگاه خبری آوای رودکوف|
از بعد از جنگ دوازدهروزه تا امروز،
و بهویژه پس از غائلهی دیماه ۴۰۴،
هرچه بیشتر به جامعه نگاه میکنم،
کمتر میتوانم ساده قضاوت کنم
و بیشتر مجبورم عمیقتر بفهمم.
واقعیت این است که
ترس راندن مردم از دین،
نتیجهاش همین آمارهایی میشود که امروز با آن روبهرو هستیم؛
وقتی گفته میشود از هر ده نفر،
هشت نفر در تهران طلاق را تجربه میکنند،
این فقط یک عدد نیست،
این نشانهی یک زخم اجتماعی است.
آسیب اجتماعی بیدلیل رشد نمیکند.
وقتی ارزشها تضعیف میشود،
وقتی رابطهی صمیمی با جامعه قطع میشود،
وقتی بهجای گفتوگو، از بالا دستور میدهیم،
این حوادث طبیعی است.
اینجاست که حرف حاج قاسم معنا پیدا میکند؛
بیپرده، صریح و پدرانه.
او میگفت:
«دخترِ کمحجاب هم دخترِ من است، دخترِ شماست.»
نه برای شعار،
نه برای عقبنشینی از ارزشها،
بلکه برای یادآوری مسئولیت.
حاج قاسم اصلاً قبول نداشت
که در جامعهی حزباللهی،
آدمها را با برچسبها قضاوت کنیم؛
اینکه بگوییم
این آدم چون ظاهرش اینطور است،
یا چون لغزشی داشته،
دیگر از ما نیست.
از نگاه او،
دخترِ کمحجاب،
دخترِ خاصِ من یا تو نبود؛
دخترِ ما بود.
و فراتر از آن،
او میگفت:
جامعه، جامعهی ماست.
جامعه را نمیشود رها کرد،
نمیشود از بالا به آن نگاه کرد،
نمیشود فقط با خودیها رابطه داشت.
رابطهی «حزباللهی با حزباللهی» که معنا ندارد
اگر نتواند
با آن کسی که ضعیفتر است،
لغزیده،
یا فاصله گرفته،
رابطهای صمیمی و اصلاحگر برقرار کند.
جامعه با افراط درست نمیشود.
با حذف، با تحقیر، با ترساندن،
نه دین حفظ میشود
و نه مردم.
این روزها اما چیز دیگری دیدیم.
دیدیم که وفاداری به ایران،
محدود به یک قشر نبود.
از اقوام مختلف،
از تیپهای گوناگون،
از باحجاب و کمحجاب،
از کسانی که همیشه در متن بودند
تا آنهایی که سالها در حاشیه ماندند
یا حتی مجال حضور در رسانهها را نداشتند؛
همه، در لحظهی حساس،
پای ایران ایستادند.
این یعنی مردم،
با همهی تفاوتها،
دلشان با این خاک است.
حالا وقت آن است که
متولیان، مسئولان و صاحبان تریبون،
این پیام را جدی بگیرند.
وقت آن است که
بهجای تشدید شکافها،
به وحدت فکر کنیم؛
بهجای افراط،
به عقلانیت؛
و بهجای تبعیض،
به عدالت و همدلی.
جامعه، امانت است.
ایران، ملک یک سلیقه نیست.
ایران، خانهی همهی ماست.
و همهی مردم ایران،
مردمِ ما هستند.