" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا 

      
شنبه ۲۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۰   |   Saturday 11 July 2026
کد خبر: ۳۸۲۳۱
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۵
فراق خورشید ؛

مرثیه‌ای در سوگ رهبر آسمانی

مرثیه‌ای در سوگ رهبر آسمانی
تاریخ، عزادارِ قامتِ رعنای هدایت است. خنجرِ بزدلیِ دشمنان، نه فقط جسمِ مبارکی را هدف گرفت، بلکه شریانِ امیدِ مستضعفان را قطع کرد. ای سَروِ بلندِ ایمان، شهادتت همچون فرو ریختنِ کوهی از صلابت بر شانه‌های جهان است؛ و اینک، سکوتِ سنگینِ بیت‌الولایت، خود گویاترین مرثیه بر داغِ فراقِ بزرگترین آزادی‌خواهِ عصر ماست.
فتاح
نویسنده: فتاح بدری

پایگاه خبری آوای رودکوف| ای سَروِ بلندِ قامتِ آزادی، ای روحِ پُرشورِ هدایت!

امشب، آسمانِ ایمان بر زمین سایه افکنده است و قلبِ تاریخ، در خود می‌پیچد.

از بیتِ ولایت، نوری کبود برخاست؛ نوری که چراغِ راهِ مظلومانِ جهان بود.

آمریکا و اسرائیل، این شَهرِ ویرانگرِ عدالت، باز هم خنجرِ بزدلی بر پیکرِ پاکی فرود آوردند.

اما نه! این شهادت نیست، این پروازی است به سوی ابدیت؛ تکرارِ حکایتِ خورشیدی که از غربت، به ملکوت اعلا پیوست.

ای رهبر کبیر!

تو که ستونِ خیمه‌ی حق بودی، چگونه دل‌های ما تابِ این خلأ را آورد؟

چشم‌های تو، آینه‌ی ایمانِ هزاران سالِ شیعه بود؛ نگاهی که از عمقِ رنجِ کربلا برمی‌خاست و بر قامتِ استکبار می‌لرزید.

صدای تو، رعدی بود که در گوشِ مستضعفین طنین می‌انداخت و خوابِ ظالمان را آشفته می‌ساخت.

حالا، جای خالیِ آن دستِ مقتدری که بر سرِ شجاعت می‌کشید، چه کسی را آرام خواهد کرد؟

فغان از این وداع! فغان از این داغِ سنگین بر شانه‌های امّت!

ای آزادی‌خواهانِ جهان!

بنگرید که چگونه رهبرِ عدالت، قامتش را خم نکرد تا زیرِ بارِ ستم برود.

او رفت، اما میراثِ ایستادگی‌اش، سنگر به سنگر، کوچه به کوچه، در جانِ ما باقی است.

این خونِ پاک، بذرِ خشمِ مقدس است؛ بذری که زیرِ چکمه‌ی غاصبان، ریشه خواهد دواند و روزی درختِ آزادی را به ثمر خواهد نشاند.

ما گریه می‌کنیم، نه برای پایانِ یک انسان، که برای آغازِ یک حماسه.

آری، گریه می‌کنیم، زیرا قلبِ فرزندانِ زهرا (س) از فراقِ پدرِ معنوی‌اش، خون شده است.

اما بدانید! این اشک‌ها، سیلاب خواهد شد و دیوارِ ستم را خواهد شست.

سلام بر تو، ای شهیدِ همیشه زنده!

در آغوشِ رحمتِ یار آرام بگیر، که ما این راه را تا به آخر، با یادِ تو، ادامه خواهیم داد.

مرگ بر ستمگر، و جاودان باد نام و یادِ تو در سینه‌ی تاریخ.

نظرات بینندگان
captcha