" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا 

      
شنبه ۲۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۶   |   Saturday 11 July 2026
کد خبر: ۳۸۲۷۴
تاریخ انتشار: ۰۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۹
سروده: راضیه آرچین:

در سوگِ آفتابِ خاموش

در سوگِ آفتابِ خاموش
این شعر مرثیه‌ای آکنده از اندوه و دلتنگی است که فقدان شخصیتی روشن و الهام‌بخش را روایت می‌کند؛ آفتابی که با رفتنش، دل‌ها را در غبار اندوه فرو برده اما یاد و اثرش همچنان در جانِ زمانه باقی است.

پایگاه خبری آوای رودکوف|«این شعر مرثیه‌ای آکنده از اندوه و دلتنگی است که با بهره‌گیری از تصویرها و استعاره‌های شاعرانه، به سوگِ امام شهید امت می‌نشیند؛ آفتابی که با شهادتش دل‌ها را در غبار اندوه فرو برد، اما نور راه و یاد او همچنان در جانِ زمانه و مسیر بیداری امت جاری است.»

سروده: راضیه آرچین:

ای آفتابِ رفته به ابرِ غبارِ ما
وی نخلِ سوخته ز دمِ تندبادِ ما

پشتِ تو را به سجده، کدامین ستاره دید؟
برگِ تو را به باد، کدامین بهارِ ما؟

ما را به آتشِ سحرِ عاشقانه سوخت
آن لحظه‌های آخرِ این انتظارِ ما

صد حیف از آن شبی که به زانو درآمدیم
افسوس از آن سحر که شکست ایستارِ ما

در حنجره، ترانه به ماتم گره خورد
در سینه، شعله در هوسِ اشکبارِ ما

ما مانده‌ایم و عطرِ نفس‌های روشنش
در کوچه‌های خلوت و در جاده‌بارِ ما

آری، چراغِ مجلسِ ما گرچه رفت، لیک
از دودِ آن چراغ، بس است اشتیارِ ما

هر صبح، از افق، قدَرِ او سوال کن
کز آفتاب، روشن شد این روزگارِ ما        

نظرات بینندگان
captcha