" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
پایگاه خبری آوای رودکوف| گاهی تاریخ، اندوه خود را نه در گزارشها بلکه در شعر روایت میکند. این شعر مرثیهای است برای ۱۶۸ دانشآموز میناب که همچون ستارههایی روشن در آسمان آینده این سرزمین میدرخشیدند، اما نعرهی موشک، نورشان را خاموش کرد. «ستارهها» روایت شبی است که آسمانش بیستاره شد؛ شبی که کودکان، ستارههای امید فردای این سرزمین بودند و نامشان برای همیشه در حافظهی مردم باقی خواهد ماند.
شهوهو ئەستیرەیک نەمایە
تاکو قەژی خەۆی
بەسەر شانەی مانگ شانە بکات
هاژەی هاژەک
ناڵەی هەمویان بڕاند...
شەوەو ئەستیرەیک نەمایە
تاکو فرمیسک بیرژینیت
بیکات بە واران و بیرژینی بە سەر زەوی
هاژەی هاژەک
چاوەی چاۆی رووناکی هەمویان داچۆڕاند...
شەوەو ئەستیرەیک نەمایە
تاکو رۆناکیی خەۆی بپێچنی
شەو و شەرو رەشایی و نووتەک بخنکێنی
هاژەی هاژەک
نوری کوژاند
باشەی کوژاند
ستیرە کوژاند
شهوهو ئەستیرەیک نە،
ئەستیرەکان بە هاژەی هاژەک
بێسەرو سەودا بوون
۱۶۸ ئەستیرە کوژرانەوە
هەتا ئافتار نەکوژریتەوە...
◇◇◇◇◇◇◇◇
شب است و ستارهای نیست،
تا که گیسوانش را
بر شانهی ماه شانه کند!
زیرا نعرهی موشک،
زمزمهی همهیشان را خاموش کرد...
شب است و ستارهای نیست،
تا اشک بریزد و
باران شود و بر سر و روی زمین بباراند!
زیرا نعرهی موشک،
چشمهی چشمان روشنای همهیشان را خشکاند...
شب است و ستارهای نیست،
تا پرتوافشانی کند و
شب و سیاهی و شر و ظلمات را نابود کند
زیرا نعرهی موشک،
روشنایی را خاموش کرد
چراغ را خاموش کرد
ستاره را خاموش کرد
شب است و ستارهای نه،
بلکه ستارهها،
با نعرهی موشک
خاموش و بیپرتو شدند...
۱۶۸ ستاره بیسو شدند
تا آفتاب غروب نکند...
زانا کوردستانی