متن کامل یادداشت:
باعرض سلام و گرامیداشت ایام تاسوعا و عاشورای حسینی،
هفته گذشته در پیامی عنوان نمودم جنگ ما با امریکا تمام شدنی نیست چرا که جنگ بین دو کشور نیست بلکه جنگ دو فرهنگ و دو تمدن بزرگ هست. صریح بگویم: «جنگ اسلام با اومانیسم غرب» یا جنگ ولایت اسلام با ولایت شرک است. که پایان جنگ، شکست یکی و غلبه دیگری را رقم خواهد زد.
اختلاف کنونی ما با امریکا و رژیم صهیونیستی، اختلاف ماهیتی است و به تبع آن جنگ اجتنابناپذیر و محتوم بود. همانگونه که اندیشمندان بزرگی امثال فوکویاما در نظریه پایان تاریخ، یا هانتینگتون در نظریه جنگ تمدنها، با پیشبینی افول اومانیسم، ظهور فرهنگ اسلام (شاخه شیعهگری در ایران) را به سیاسیون غرب هشدار داده بودند!!!
حادثه 11 سپتامبر 2001، انهدام برجهای دوقلو، هجوم امریکا به افغانستان و عراق، تشکیل داعش، سقوط سوریه، اغتشاشات داخلی ایران و… و… نهایتاً جنگهای 12 روزه و رمضان فعلی زنجیرهای بههمپیوسته از سناریوهای از قبل طراحی شده برای نجات هژمونی آمریکا و بقاء رژیم صهیونیستی و درنهایت حفظ نئولیبرالیسم و شکست تمدن اسلامی ایرانی بود.
پیشزمینه جنگ رمضان، عملیات ربایش مادرو رئیسجمهور ونزوئلا بهوسیله ارتش امریکا و سرنگونی دولت او بود. بعد از سقوط دولت مادرو همه براین باور بودن که امریکا رهبر مخالفان دولت یعنی خانم کوریناماچادو را که از قضا برنده جایزه صلح نوبل 2025 شده بود و حتی آن جایزه را به ترامپ تقدیم کرده بود، بعنوان اولین گزینه رهبر جدید ونزوئلا انتخاب خواهد کرد. اما در کمال تعجب ترامپ خانم رود ریگرز معاون مادرو را بعنوان رهبریت جدید آن کشور برای بهتر بلعیدن نفت آن کشور معرفی کرد!!!
ترامپ بعد از سرخوشی ناشی از این موفقیت، گام و پلن بعدی عملیات نظامی خود را در 9 اسفند 1404 با ترور مقام معظم رهبری به امید سرنگونی حاکمیت دینی در ایران کلید زد. البته 8 ماه قبل از آن تأسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان را بمباران کرده بود و قصد داشت پروژه اشغال ونزوئلا را در ایران تکرار کند. لذا با شهادت رهبری و تعدادی از سرداران ارشد نظامی، در اولین اقدام، مسئولین کشور را به قصد تسلیم شدن، تهدید به ترور کرد، کما اینکه شهید لاریجانی که از این موضوع پرده برداشت از جمله کسانی بود که تهدید به ترور شده بود. لذا تصمیم داشت بعد از ترور رهبری و ایجاد فضای رعب و وحشت با کمترین هزینه به سبک ونزوئلا، شخصی امثال حسن روحانی را بعنوان رهبر جدید ایران انتخاب کرده تا حاکمیت جدید در ایران را ذیل هژمونی امریکا قرار دهد.
نشان به این نشان، که در بحبوحه جنگ و ایامی که چاهزاده سسخرسی بعنوان پرچمدار اپوزیسیون نظام جمهوری اسلامی خود را در چند قدمی ریاست بر اریکه حکومت جدید میدید، ناگاه ترامپ با دو خبر جدید او را غافگیر و ضایع کرد؛ اول اینکه رهبری جدید در ایران با نظر وی انتخاب میشود!!! و خبر بدتر دیگر اینکه: رهبری جدید اکنون در ایران و در حاکمیت حضور دارد!!! چاهزاده نگونبخت با شنیدن این خبر قطرات اشک حسرت از گونههای متورم و چروکیدهاش سرازیر شد!!!
اما اراده خداوند و پیشبینی زعیم شهید مبنی بر بعثت حضور مردم در صحنه، بعلاوه انتخاب رهبری جوان همتراز قائد شهید و فداکاری و دلاوری رزمندگان و قوای مسلح، بخصوص حملات مرگبار موشکی قوای مسلح ایران در انهدام پایگاههای دشمن صهیونیستی و همدستانشان در خلیج فارس و بستن تنگه هرمز، بطور معجزهآسا ورق را در جنگ بنفع ایران برگرداند و ضمن اینکه تهور و بیباکی ایران در مقابل آمریکا، دنیا را در شوک و حیرت فرو برد، تمام امید و آرزوهای شیطان بزرگ را به یأس بدل کرد.
البته این به معنای پایان ماجرا نبود، زیرا امریکا با عوض کردن تاکتیک نظامی از سوراخ دیگری برای ترمیم شکست هیمنه خود در جنگ و بلعیدن ایران وارد شد و آن هم چیزی نبود جز طرح صلح و مذاکره با وعدههای نسیه و بعضاً مورد دلخواه ایران؛ که پذیرش آن به توصیه زعیم شهید و نگاه مقام معظم رهبری و مردم کف خیابان، و در شرایطی که امریکا بعلت غرور و تکبر حاضر به پاسخگویی نبود، بعلاوه تجربه سالها عهد شکنی و دغلبازی در میز مذاکره بخصوص خروج یکطرفه از برجام و بمباران کشور حین مذاکره هر گونه اعتمادی را به امریکا دشوار کرده بود.
در جبهه مقابل، در حالیکه ایران تنگه هرمز را بسته بود و در جنگ با موشکهای بالستیک نقطهزن تقریبا اکثر پایگاهها، سیستم دفاعی و رادارهای دشمن را در همه جبههها منهدم کرده و با بدست گرفتن مدیریت جنگ دست برتر را داشت و نزدیک بود آخرین سنگرها فتح شود، ناگاه ظریف و روحانی باوجود اینکه هیچ پست و سمت رسمی و قانونی در کشور نداشتند خبرساز شدند. یکی در نقش قاضی بیطرف و داور در فضای رسانهای خبر از صلح عادلانه ایران با امریکا را با پکیجی از اصول طرفین از جمله بازگشایی تنگه هرمز را پیشنهاد داد!!! و دیگری خبر جدید و دست اول از وقوع مذاکرات و صلح شرافتمندانه بین ایران و امریکا در چند روز آینده را به مردم نوید داد!!!
هرچند در رسانهها و فضای مجازی خبرهای غیررسمی از تقاضای امریکا با وساطت بعضی کشورها برای مذاکره ایران شنیده میشد اما در مقابل مسئولین ایرانی تا آن هنگام در مورد صلح و مذاکره همه سکوت اختیار کرده بودند. اما گویا خبر آقای روحانی به واقعیت پیوست و این چنین ایران به مذاکره جدید کشیده شد. امریکا وقتی دریافت که در جنگ نظامی عملا از ایران شکست خورده و «گزینه نظامی روی میزش»، در جنگ اخیر شکاف عمیق برداشت، بر آن شد تا آنچه را که نتوانست در میدان جنگ بدست آورد در میدان مذاکره دنبال کند.
شوق و شعف روحانی در تشویق و تمجید مذاکرات پیش رو که خسارات جبرانناپذیری را قبلا بوسیله برجام بر کشور وارد کرد جای تعجب نداشت. برجامی که روحانی آنرا فتحالفتوح لقب داده بود هرچند به تاریخ پیوست اما چک بلامحل آن هنوز در دست مسئولین میچرخد و آثار شومش گریبانگیر کشور است تا جایی که سه کشور فرانسه و انگلیس و آلمان هنوز هم با چماق «اسنپ بک» دست از تهدید ایران برنمیدارند.!!! برجامی که حتی اگر با ترکمنچای قیاس شود حداقل فتحعلی شاه این شهامت را داشت که متن ترکمنچای را به فارسی منتشر کند اما حاکمان جمهوری اسلامی معالاسف بعد از گذشت یک دهه هنوز حاضر به انتشار رسمی فارسی برجام نشدند!!!
آنچه در این جنگ برای همه مردم جهان عیان شد دو عبرت بود:
- اصول و قواعد بینالمللی بوسیله امریکا و رژیم صهیونیستی منسوخ و تباه گردید و بجایش قانون جنگل حاکم شد.
- برای ملل جهان ثابت شد تنها زبانی که میتوان با امریکا و رژیم صهیونیستی صحبت کرد زبان زور است.
بعلاوه اثبات شد روی آوردن آمریکا به مذاکره، یا از روی ترفند و خدعه هست یا از سر اجبار و استیصال!!! مثلا علیرغم تعهد امریکا در آتشبس لبنان، هفته گذشته رایزنیهای متعدد کشورها نتوانست مانع بمباران وحشیانه جنوب لبنان شود اما سپاه پاسداران با بستن تنگه هرمز، متجاوزان را فورا مجبور به توقف بمباران مردم جنوب لبنان کرد.
در مورد مذاکرات فعلی دو نگاه متفاوت وجود دارد:
- نگاه بدبینانه
- نگاه خوشبینانه
نگاه بدبینانه بر این باور است که طرح مذاکرات فعلی تلهای است که امریکا با وعدههای توخالی و مشوقهای محدود و کمهزینه که ایران را برای مدت چندماه سرگرم کرده، تا هم نفت و سوخت مورد نیاز خود را ذخیره کند و هم جام جهانی فوتبال را با آرامش و امنیت برگزار کند و مهمتر از اینها مکان رهبری را رصد کرده تا در فرصت مناسب با ترور رهبری و تجهیزات بیشتر و عملیات بسیار شدیدتر به کشور مجددا حملهور شود!!!
برعکس، نگاه خوشبینانه بر این باور است که امریکا در این جنگ خرد شده و هیمنهاش شکسته شد، اقتدارش نابود شد و مجبور است برای جلوگیری از تبعات منفی داخلی و خارجی بیشتر، جنگ را با هر هزینهای پایان دهد و لازم است از موقعیت بوجود آمده کمال بهرهبرداری را نمود.
اما هرچه باشد خدا را شاکر باشیم که اکنون مهمترین ابزار فشار ما به دشمن در این جنگ، اهرم قدرتمند تنگه هرمز است که خداوند آنرا در دست مدافعان ایران گذاشته است.
خطری که اکنون مذاکرات را تهدید میکند نفوذ و احتمال سکانداری غربزدگان در مذاکرات هست. یقیناً اگر سکان ماشین تفاهمنامه فعلی بدست غربزدگان بیفتد به دره سقوط منتهی خواهد شد. مردم مبعوث شده این دغدغه را دارند که اگر خدای نکرده رئیسجمهور محترم یا هیات مذاکرهکننده بجای توجه به رهنمودهای حکیمانه مقام معظم رهبری و درخواست مردم مبعوث شده در میادین، چشم براه غربزدگانی شوند که بعلت وابستگی و علاقه شدیدی که به غرب دارند، به حداقل امتیاز از دشمن متجاوز قانع میشوند، زیرا اصل برایشان صلح و آشتی با دشمن به هر قیمتی است!!!
بیدلیل نبود که آقایان سریعالقلم و نیلی، مشاور و معاون وقت روحانی، نه تنها دغدغهای برای گرفتن امتیازی از دشمن متجاوز ندارند، بلکه برعکس خواستار تمکین ایران به پذیرش چهارچوب و شروط ترامپ شدند!!! این درد را باید کجا و پیش کی برد!!!؟
همه میدانیم این تفاهمنامه 14 بند یا به عبارتی 14 خوان دارد. فعلا ایران توانسته با گشودن تنگه هرمز، از آنها چند امتیاز بگیرد و در حالیکه مذاکره در میانه بند اول جریان دارد، ترامپ حتی در حین مذاکرات گهگاهی مجددا شمشیر را بر علیه ایران بالا میبرد!!! معلوم است که عبور از 13 خوان دیگر به این راحتی نیست!!!
اما آنچه مایه شعف و دلگرمی است، عاقبت جنگ و نوید رهبر و زعیم شهید مبنی بر پیروزی مردم مبعوث شده از جانب خداوند منان در این جنگ هست.
والحمدلله رب العالمین
=================
فرهنگی بازنشسته
سیدعلی اکبر زاهدیان
2 تیرماه 1405
عین واقعیت
اجرت با امام حسی(ع)