" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا 

      
شنبه ۲۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۳   |   Saturday 11 July 2026
کد خبر: ۳۸۴۶۰
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۸
مرثیه‌ای به قلم «حیات‌ پایانی» در فراقِ آموزگارِ جان و زبان، استاد افضل مقیمی ؛

معماری که «واژه‌ها» را به «هویت» پیوند زد/ نام «استاد مقیمی» باید بر تارکِ شهر یاسوج بدرخشد

استاد افضل مقیمی درگذشت
در حالی که زاگرس در اندوهِ خاموشی یکی از فرهیختگانِ تراز اولِ خود، استاد افضل مقیمی، رخت سیاه بر تن کرده است، یادِ آن ادیبِ فرزانه و زبان‌شناسِ دغدغه‌مند، به مثابه چراغی روشن در سپهرِ علم و ادب ایران باقی می‌ماند؛ استادی که با پژوهش در گویش‌های بومی و تدوین کتاب‌های درسی، عمری را وقفِ اعتلای جان و زبانِ این سرزمین کرد.

پایگاه خبری آوای رودکوف-حیات پایانی :در گستره‌ی فرهنگ و زبان فارسی، نام‌هایی هستند که فراتر از یک فرد، به مثابه یک جریان علمی و فرهنگی قابل تأمل‌اند؛

زنده‌یاد استاد افضل مقیمی از جمله این چهره‌های ممتاز بود. فقدان ایشان، نه تنها ضایعه‌ای برای جامعه دانشگاهی، بلکه خلأیی محسوس در سپهر مطالعات زبان‌شناسی و ادبیات فارسی، به‌ویژه در حوزه گویش‌های بومی، به‌شمار می‌آید.

این نوشتار، تلاشی است برای ادای احترام به مقام علمی و فرهنگی استادی که عمر خویش را وقف اعتلای زبان، ادب و آموزش این مرز و بوم نموده است .

در این هنگامه‌ی اندوه‌بار، که زاگرسِ سترگ در سکوتی سنگین فرو رفته و روزگار مرثیه‌خوانِ خاموشیِ یکی از فرزندان فرهیخته‌ی خویش است، ما مانده‌ایم و داغی که نه با واژه تسکین می‌یابد و نه با گذر زمان فراموش می‌شود.

زنده‌یاد استاد «افضل مقیمی»، آن چشمه‌ی زلال دانایی، آن نگین درخشان فرهنگ و زبان، آن متانت سر به زیر چشم از جهان فروبست و آسمان دانش این دیار را در غروبی جانکاه فرو برد.

او از آن تبارِ نادرِ مردانی بود که علم را با جان زیستند و ادب را با خون دل نوشتند. نامش در سپهر زبان‌شناسی، به‌ویژه در پژوهش‌های ژرف و ماندگار پیرامون گویش اصیل بویراحمدی، چون ستاره‌ای تابان خواهد درخشید؛ چرا که او به‌خوبی دریافته بود زبان، صرفاً مجموعه‌ای از واژگان نیست، بلکه حافظه‌ی تاریخی یک قوم، شناسنامه‌ی هویتی یک ملت و آیینه‌ی روح جمعی یک سرزمین است.

تلاش‌های او در ثبت و تحلیل این گویش، در حقیقت صیانت از ریشه‌هایی بود که در خاک بویراحمد دوانده شده و با جان مردم این خطه درآمیخته است.

آثار مکتوب او، هر یک سندی زنده از ذوق، دانش و رنجِ آگاهانه‌ی یک ادیب‌اند.

استاد مقیمی در جایگاه استاد دانشگاه، چراغ‌دارِ اندیشه و راهنمای نسل‌های جویای دانش بود.

کلاس‌های او، صرفاً محل انتقال معلومات نبود، بلکه مجالی برای بیداری ذهن، پرورش نگاه انتقادی و شکوفایی ذوق ادبی به‌شمار می‌آمد.

شایسته است شهرداری و شورای محترم شهر یاسوج، با نام‌گذاری یکی از خیابان‌های این شهر به نام «استاد افضل مقیمی»، یاد او را در گذر روزگار زنده نگاه دارند.

او از استادانی بود که حضورش، خود درسی بود؛ درسی از فروتنی، تعهد و عشق به دانایی.

و چه افتخاری بالاتر از آن‌که ، معلمِ سال‌های نوجوانی ام بودند ؛

دبیر زبان و ادبیات فارسی که با کلامی گرم و نگاهی روشن، بذر عشق به ادب را در جان شاگردانش می‌کاشت.

اینجانب، به‌عنوان یکی از شاگردان او، به روشنی به یاد دارم که چگونه یک جمله‌ی تشویق‌آمیز، یک لبخند صمیمی و یک نگاه امیدوارانه‌ی او، مسیر زندگی‌ام را دگرگون ساخت و مرا در راه ادبیات استوار کرد.

او نه‌تنها آموزگار درس، که معمار روح و اندیشه‌ی شاگردانش بود.

نقش بارز ایشان در تألیف کتاب‌های درسی زبان و ادبیات فارسی در دوره دبیرستان، برگ زرینی دیگر در کارنامه‌ی پربارش می باشد

نسلی پس از نسل دیگر، با کلمات و آموزه‌های او بالیدند و با زیبایی‌های زبان فارسی آشنا شدند.

این خدمت، خدمتی است ماندگار که اثرش در جان و زبان هزاران دانش‌آموز این سرزمین باقی خواهد ماند.

اکنون که این سرو بلند قامت علم و ادب در خاک آرام گرفته است، وظیفه‌ی ماست که نام و یاد او را از گزند فراموشی مصون داریم.

شایسته است شهرداری و شورای محترم شهر یاسوج، با نام‌گذاری یکی از خیابان‌های این شهر به نام «استاد افضل مقیمی»، یاد او را در گذر روزگار زنده نگاه دارند.

همچنین نصب تندیسی از سیمای فرهیخته‌ی او در یکی از میادین شهر، می‌تواند تجلی‌گاه احترام به علم، ادب و معلمی باشد؛ تا هر رهگذر، در برابر آن، لحظه‌ای به تأمل در ارزش دانش و فرهنگ بایستد.

برگزاری یادواره‌ هایی درخور شأن این استاد بزرگ، با حضور دانشگاهیان، ادیبان و شاگردانش، فرصتی خواهد بود برای بازخوانی میراث علمی و ادبی او و انتقال این میراث به نسل‌های آینده.

و چه نیکوست اگر آرامگاهی در شأن مقام والای ادبی او بنا شود؛ آرامگاهی که نه فقط مأمن پیکر او، که زیارتگاه اهل دل و ادب باشد.

امروز، زاگرس در سوگ او می‌گرید؛ رودها آرام‌تر می‌گذرند، بلوط‌ها سر به اندوه خم کرده‌اند و آسمان کهگیلویه و بویراحمد، رنگی از دلتنگی به خود گرفته است. اما در پس این اندوه، یقین داریم که نام و یاد استاد مقیمی، همچون نسیمی جاودان در کوچه‌پس‌کوچه‌های این سرزمین خواهد وزید و در جان شاگردانش، چون آتشی مقدس، روشن خواهد ماند.

او رفت، اما کاروان اندیشه‌اش جاریست.

روحش شاد، یادش جاودان و راهش پررهرو باد

🌧

در ملکِ ادب گوهرِ دردانه مقیمی ست

آن نادره ی فاضل و فرزانه مقیمی ست

با خامه ی خود قصّه ی فرهنگ رقم زد

در دفترِ ایّام ، بس افسانه مقیمی ست

دیشب سخن از عرش بپا گشت ، کسی گفت:

آوای خوشِ حضرتِ جانانه مقیمی ست

رندانه گذر کرد از این ملکِ ریایی

بی روی و ریا " افضلِ " این خانه مقیمی ست

افسوس که در غربت ما ترکِ وطن کرد

در حافظه ی حسرتِ کاشانه مقیمی ست

اکنون که ز ما رفته و در پرده نهان شد

تا صبح ابد شعله ی رندانه مقیمی ست

وقتی سخن از میکده و آبِ حیات است

همواره دلش بسته ی میخانه مقیمی ست

#حیات_پایانی

نظرات بینندگان
captcha