" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا 

      
شنبه ۲۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۴   |   Saturday 11 July 2026
کد خبر: ۳۸۴۶۶
تاریخ انتشار: ۱۳ تير ۱۴۰۵ - ۰۰:۵۷
در سوگ رهبر فقید و مقتدای مستضعفان جهان که با لبی تشنه در ماه ضیافت الهی آسمانی شد؛

وداع با قامتی که هرگز خم نشد / امتی در سوگ پدری از تبار باران و حماسه

آیت الله خامنه ای
این روزها جهان اسلام و پهنه‌ی گیتی، شاهد وداع با شخصیتی است که بیش از چهار دهه با صلابت و اقتدار، کشتی توفان‌زده‌ی نظام را هدایت کرد و سرانجام پرواز سرخ خود را با لبانی تشنه در ماه مبارک رمضان به تماشا گذاشت.
فتاح
نویسنده: فتاح بدری

این روزها زمین، گویی سنگین‌تر از همیشه می‌چرخد و هوا سرشار از اندوهی است که در واژه‌ها نمی‌گنجد. ایران، رخت سیاهی به تن کرده که تارهایش از جنس بغض و پودهایش از اشک است. بدرقه و تشییع پیکر رهبر فقید، که در این روزهای پیاپی روانه‌ی آغوش خاک می‌شود، وداع با مردی است که فراتر از ردای رهبری، تکیه‌گاه یک ملت و مرادِ دل‌های خسته‌ای بود که به صلابت نگاه او آرام می‌گرفتند.

اما این اندوه جان‌کاه، محصور در مرزهای جغرافیایی ایران نمانده است؛ داغِ این فقدان، امتی را در پهنه جهان اسلام عزادار کرده است. از دلِ ویرانه‌های غزه و خانه‌های سرافراز جنوب لبنان، تا کوچه‌های مظلوم صنعا، دمشق، بغداد و دورترین نقاط جهان که در آن‌ها دلی برای عدالت و حریت می‌تپد، پرچم‌های عزا افراشته شده است. مسلمانان و مستضعفان جهان، امروز پدر معنوی و بزرگ‌ترین حامی و فریادرس خود را در برابر ظلم ستمگران از دست داده‌اند و شانه به شانه در این ماتم عظیم می‌گریند.

۱. دستی که جانباز بود و قامتی که برای بیگانگان خم نشد

سال‌ها پیش، در مسجد ابوذر، بخشی از وجودش را پیش از خود به قربانگاه فرستاد و با دستی جانباز، پرچم هدایت را به دوش کشید. او مردی بود از جنس استقامت؛ چشمانش در برابر تهدیدها و طوفان‌های سهمگین جهان هرگز هراسی به خود راه نداد و شانه‌هایش هرگز زیر بار سنگین استکبار خم نشد. او استقلال میهن را نه با واژه‌ها، که با تمام وجود حراست کرد تا ایران، سرفراز و رها بماند. او به همه یاد داد که می‌توان در محاصره بود، اما تسلیم نشد؛ می‌توان تنها بود، اما آقایی کرد.

۲. در تلاقی علم و احساس؛ تحلیل‌گر و شاعری با نگاه بارانی

او در عین حال که فقیهی ژرف‌نگر، دانشمندی متبحر و تحلیل‌گری بی‌بدیل بود و با کلام و تدبیر خود نقشه‌های پیچیده‌ی بدخواهان بین‌المللی را نقش بر آب می‌کرد، قلبی آکنده از لطافت داشت. همان چشم‌هایی که جهان را با نگاه راهبردی رصد می‌کرد و لرزه بر اندام مستکبران می‌انداخت، در شب‌های شعر با شنیدن بیت زیبایی از اشک تر می‌شد. او با کلمات، انس و الفتی دیرینه داشت و روح لطیف شاعرانه‌اش، همواره آرام‌بخش خستگی‌های روزهای سخت و الهام‌بخش اهل معرفت بود.

۳. پدری برای فرزندان شهدا و مأمنِ دست‌های خالی

او هرگز از مردم فاصله نگرفت. سرکشی‌های بی‌ریایش به خانه‌های کوچک و باصفای شهدا، بوسه‌های صمیمانه‌اش بر پیشانی فرزندان یتیم و حضور آرامش‌بخشش در میان آوار مصیبت‌زدگان زلزله و سیل، تصویر پدری مهربان را در ذهن‌ها حک کرده است. او در اوج اقتدار، متواضع‌ترین در برابر مستضعفان و محرومان بود؛ دستی که بر سر یتیمان می‌کشید، همان دست مقتدری بود که کاخ‌های ستمکاران را به لرزه درمی‌آورد.

۴. امیدی برای مستضعفان و آزادگان جهان

صدای او، فریادِ رسای مظلومان عالم بود. هر زمان که نام مظلومی در هر گوشه از دنیا بر زبان جاری می‌شد، او نخستین کسی بود که به یاری برمی‌خاست. برای جوانان مقاوم در بند، برای ملل ستمدیده‌ای که زیر چکمه‌های استعمار نفس می‌کشیدند، او نماد امید، شجاعت و افقِ روشن آزادی بود. امروز نه فقط تهران و مشهد و قم، بلکه محراب‌ها و سنگرهای مقاومت در سراسر گیتی، سرخ از اشکِ وداع با فرمانده بزرگی است که هرگز امت اسلام را در برابر ظلم تنها نگذاشت.

۵. غروب در ماه ضیافت؛ با لبی تشنه به دیدار معشوق

او که از تبار شهادت بود و بوی یاران شهیدش را می‌داد، سرانجام در زیباترین و سرخ‌ترین تقدیر ممکن، در ماه مبارک رمضان، با لبانی تشنه به دیدار معبود شتافت. تشنه‌کامیِ لحظه پروازش، دلسوختگان را به یاد مولایش اباعبدالله الحسین (ع) انداخت تا شهادتش نیز مانند زندگی‌اش، الهام‌بخش، تکان‌دهنده و سراسر حماسه باشد. او رفت تا پس از دهه‌ها مجاهدت و بی‌خوابی، در جوار حق آرام گیرد و به برادران و یاران شهیدش بپیوندد، در حالی که ما را با بار سنگینی از دلتنگی بر جای گذاشت.


مراسم تشییع بی‌نظیر او که در این روزها در جریان است، شبیه‌ترین تصویر به یک رود خروشان از دل‌های داغدار در سراسر جهان است. این اشک‌ها که بی‌وقفه بر گونه‌ها جاری می‌شوند، شهادت می‌دهند که او عاشقانه زیست، مقتدرانه ایستاد و سرفرازانه رفت. یادش در جان‌ها جاودانه و راه استقلال، مقاومت و خداباوری‌اش، همواره پر رهرو باد.

 
نظرات بینندگان
captcha