" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
پایگاه خبری آوای رودکوف - عیسی محتشم : در حالی که اتاقهای فکر غربی و صهیونیستی با استفاده از ماشین جنگی و تبلیغاتی خود میکوشند «جبهه مقاومت» را مجموعهای ایستا و در حال انفعال معرفی کنند، بیعتِ اخیر دبیرکل و رزمندگان حزبالله لبنان با رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنه ای، نه تنها خط بطلانی بر این توهمات کشید، بلکه پرده از واقعیتِ «بلوغ راهبردی» این جبهه برداشت. این بیعت، بیش از آنکه یک کنش تشریفاتی باشد، یک پیام اقتدار در شطرنج پیچیده غرب آسیاست.
۱. جهاد: راهبردِ بقا، نه انتخاب تاکتیکی
اشارهی صریح رهبر معظم انقلاب در پیام خود مبنی بر اینکه «راهی جز جهاد و مقاومت پیش رو نمانده است»، پاسخی است حکیمانه به کسانی که در داخل و خارج، دیپلماسی را در برابر «جنگهای وجودی» به عنوان راهکاری جایگزین مطرح میکنند.
امروز برای حزبالله و کل جبهه مقاومت، جهاد یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه یک «ضرورت وجودی» است. دشمن صهیونیستی در پی حذف فیزیکی و سیاسی این جریان است؛ لذا ایستادگی، تنها راه حفظِ دژهای تسخیرناپذیری است که در سالهای گذشته با عقلانیت و حکمت بنا شدهاند.
حزبالله، اکنون با درک موقعیت تاریخی خود، صحنه گردانِ اصلی تحولاتی است که نظم نوین منطقه را رقم میزند.
۲. جمهوری اسلامی: پشتیبانیِ تمدنی، نه حمایت ابزاری
بخش دوم پیام معظم له، تبیینِ جایگاه جمهوری اسلامی در این نبرد تمدنی است. تعیین «دفاع از مجاهدان مظلوم و مقتدر به عنوان سیاست راهبردی نظام))، نشاندهنده تغییر پارادایم در سیاست خارجی ایران است.
بر اساس «نظریه نظام انقلابی» که شاهبیتِ بیانیه گام دوم انقلاب است، جمهوری اسلامی دیگر درگیرِ محاسباتِ کوتاهمدت یا معاملاتِ میز مذاکره برای رها کردن متحدان خود نیست.
رهبریِ جمهوری اسلامی نشان داده است که در طراحی جدیدِ تمدنی، اضلاعِ مقاومت، «پارههای تنِ تمدنساز» ایران هستند.
این حمایت، به معنایِ «تقویت و بروزرسانی» مداوم برای رویاروییهای بزرگ است. در واقع، جمهوری اسلامی با این راهبرد، به دشمن تفهیم میکند که هیچ جبههای را رها نخواهد کرد و در کوران جنگهای شبهجهانی، به سمتِ هدفِ نهایی، یعنی تمدن نوین اسلامی در حرکت است.
این بیعت، حامل یک پیام تعیینکننده برای نظام بینالملل است: که جمهوری اسلامی از دورانِ «انفعالِ مبتنی بر تهدید» به عصرِ «کنشگریِ مبتنی بر اراده» عبور کرده است.
باور عمیق توانایی حل مسئله که اکنون بر قلوب مجاهدانِ جبهه مقاومت فرود آمده، نتیجهیِ پیوند میانِ ایمانی راسخ به نصرت الهی و استراتژی نظامیِ دقیق است.
لذا در شرایطی که دشمن سعی دارد با ایجاد شکاف و ترور، زنجیرهی مقاومت را بگسلد، این بیعت، نمادِ پیوستگیِ ناگسستنی و عزمِ راسخ برای ادامه مسیر است. جبهه مقاومت امروز بیش از هر زمان دیگری، «پیشقراولانِ نظم جدید منطقهای» هستند که با سلاح ایمان و تدبیر، در حالِ تغییرِ چیدمان قدرت در جهاناند.
این یعنی، آینده نه در اتاقهای مذاکرهیِ تحمیلی، بلکه در میدانهایی رقم میخورد که در آن، حقطلبان، سلاح را بر زمین نمیگذارند. و خلع سلاح نخواهند شد.