" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
پایگاه خبری آوای رودکوف|خبر کوتاه است و جانکاه؛ درست مانندِ خطی که ناتمام بماند و مرکبش بر کاغذ خشک شود. شهر لنده در سوگ هنرمندی نشسته است که زیباییِ کلام را با طراوتِ اخلاق درآمیخته بود؛ سید محمد تقویزاده، مردی که نامش با «هنر» و «سادگی» گره خورده بود، دیگر در میان ما نیست.
سید محمد، تنها یک هنرمند خوشنویس نبود؛ او خوشنویسِِ «اخلاق» و «مردمداری» بود. او که سالها با ظرافتِ دستانش، زیباترین خطوط را بر صفحاتِ بیجان مینشاند، حالا خودش به خطِ تقدیر تن داد و به سوی ابدیت پرکشید. چه زود، این گلچینِ روزگار، این گلِ سرسبدِ معرفت را از باغِ زندگی چید. عجب خوشسلیقه است این روزگار که همیشه بهترینها را زودتر از موعد به یغما میبرد.
او «ساده» بود، به سادگیِ آب؛ «بیریا» بود، به زلالیِ چشمه. در لنده، او را نه فقط به هنرِ دستخطش، که به وسعتِ قلبش میشناختند. در حیرتم از تقدیری که چنین شتابان، دفترِ زندگیِ مردی را بست که هنوز صفحههای بسیاری از مهرورزی و مردمداری در پیش داشت.
حالا، قلمها در لنده برای تو میگریند، سیدِ هنرمند!
رفتی و داغی بزرگ بر دل خانواده، دوستان و تمام کسانی که با تو آشنا بودند، گذاشتی. جای خالیات در میان هنرمندان شهرمان، تا ابد حس خواهد شد.
ای مسافرِ ابدیت؛ اگرچه دستانت از نوشتنِ زیباترین کلمات بازمانده، اما «نیکنامیِ» تو بر لوحِ جانِ مردمِ لنده حک شده است. آسوده بخواب که یادِ تو، همچون خوشنویسیهایت، ماندگار خواهد بود.
روحت قرین رحمت واسعه الهی و نامت تا ابد بر تارکِ هنرِ لنده مانا باد.