کد خبر: ۳۲۳۳۳
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۲۲:۲۳
یاداشت به قلم غلامحسین رنجبرها؛
نامه سرگشاده به مسئولین استان خوزستان در موضوع مهم احداث سد آبریز که باعث مرگ مارون می شود

پایگاه خبری آوای رودکوف:نامه سرگشاده غلامحسین رنجبرها به مسئولین استان خوزستان در موضوع مهم احداث سد آبریز که باعث مرگ مارون می شود:

مارون را به سرنوشت تلخ کارون مظلوم ، مبتلا نسازید!

محضر مبارک نماینده ولی فقیه معظم در استان خوزستان و امام جمعه معزز خوزستان، جناب آقای آیت الله موسوی فرد ، و استاندار محترم و ویژه خوزستان ، جناب آقای دکتر خلیلیان

سلام علیکم :
احتراما ، استحضار دارید که آب ، مترادف با آبادانی است ، آبادی بدون آب ، به معنای هوای بدون اکسیژن برای زیست انسان است، تمدن ها و شهرها و از جمله تمدن باستانی ارجان ، در جوار مارون سخاوتمند در جلگه خوزستان ، آفریده شده است.

متاسفانه پر آب ترین استان کشور یعنی جلگه حاصلخیز و دشت وسیع خوزستان با خاک تراز ممتاز ، امروز پر تنش ترین استان کشور در مقوله آب و حتی آب شرب روستایی است. کرخه و کارون را تعمدا در آستانه نابودی قرار داده اند و اینک رودخانه دائمی مارون ، با بزرگترین تهدید حیات تاریخی خود ، مواجه شده است. خبر تاسف بار احداث سد مارون 2،در نقطه آغازین و سرچشمه های رودخانه مارون بزرگ ، موجب بیم و هراس و دغدغه بیش از 1/5 میلیون نفر جمعیت بهره مند از برکات پر‌بار رودخانه مارون از لنده ، سوق تا بهبهان‌ ، جایزان ، خلف آباد ،آغاجاری ، رامشیر ، شادگان ،ماهشهر و آبادان می باشد.

مارون را به سرنوشت تلخ کارون مظلوم ، مبتلا نسازید.!

آثار و تبعات ناگوار احداث سد مارون 2 :

1-براساس مطالعات اولیه سد مارون یک توسط مشاورآمریکایی بنام هارزاد ، در اوایل دهه چهل شمسی ، به استناد آورد آب آن زمان رودخانه مارون، گنجایش سد را 1/6 میلیارد متر مکعب در مطالعات خود طراحی نمودند ، لیکن در فاز دو و سه مطالعات ، متوجه شدند دبی و آورد آب مارون ، کفاف این گنجایش را نمی دهد ،لذا در مطالعات فاز بعد ، گنجایش اسمی سد را به 1/2 میلیارد مترمکعب تقلیل دادند. این فاکتور، یک مستند تاریخی ، کاستی میزان آورد آب مارون ، تلقی می گردد.!!

2 - در24 سال عمر بهره برداری از سد مارون یک ، آورد آب رودخانه ، بحدی کم بوده است که فقط و فقط یکبار این سد خاکی به حد نرمال گنجایش اسمی خود معادل یک میلیارد و دویست میلیون متر مکعب رسیده است به استناد داده های آماری در اکثر سالهای ماضی بعلت دبی پائین رودخانه ، ظرفیت سد حتی به نصف هم نرسیده است. و گزارشات حاکیست که هم اکنون ، 64 درصد حجم مخازن کل سدهای خوزستان ، خالی است.!! آیا این خالی بودن مخازن سدهای موجود ، درس و عبرت برای حامیان سد آبریز نمی باشد؟

3- سد مارون یک برای آبیاری 55 هزار هکتار اراضی 4 دشت بهبهان ، ، جایزان ،( خلف آباد - رامشیر) و شادگان طراحی و اجرا شد ، لیکن سد مارون 2،را برای آبیاری 33 هزار هکتار در حوزه دهدشت شرقی ، طراحی کرده اند که تحقیقا و بر اساس مستندات اعلام شده شرکت مهاب قدس سال 98 گزارشات آبیاری و هیدرولوژی مارون 2 ، 14177 هکتار آن کاملا کوهستانی و جنگل پر تراکم و حتی تقریبا غیر قابل عبور (NC ) می باشد، که این حجم وسیع تخریب جنگل ، خود ،فاجعه کاهش شدید ذخایرسازی آب باران در منطقه را سبب می شود.

4- 18/8هزار هکتار زمین باقیمانده ، مستندا به لحاظ تپوگرافی ، بطورکلی در حوزه آبریز زهره ( سد کوثر) واقع شده است . یعنی متاسفانه، سد مارون 2 را جهت انتقال آب میان حوزه ای طراحی و پیش بینی کرده اند و می خواهند تراژدی و تجربه بسیار تلخ انتقال آب میان حوزه ای ، از سر شاخه های کارون و دز به اصفهان و ... را دوباره در حوزه بالادست مارون تکرار نمایند. آیا غارت حقابه چند هزار ساله مردمان حوزه مارون و انتقال اب از حوزه مارون به حوزه ای دیگر ، انصاف است ؟ و همزمان منجر به یک فاجعه زیست محیطی و شورش اجتماعی و پدیده امنیتی خسارت بار نخواهد گردید؟

 5- رودخانه مارون چند سر شاخه منفک از هم با EC متفاوت ، آب شیرین ، آب شور و حتی آب تلخ هم دارد، سد آبریز را بر روی سرشاخه اصلی مارون که شیرین با ایی سی 400 است قبل از تقاطع آبریز و رود سور طراحی کرده اند ، همانطور که از اسمش پیداست ، رود سور ، آبی با کیفیت بسیار بد است و EC آن در فصول گرم ، حتی به بالای 3000 میکروموس می رسد.!! سرشاخه دیگری بنام رود تلخ هم بعد از سد مارون 2 ، واقع شده است. هم اکنون آب مارون با وجود برکات شاخه شیرین آن ، در مقطع لنده و بهبهان ، قابل شرب نیست. ولی برای کشاورزی قابل استفاده است و EC آن قریب دو هزار میکروموس می باشد ، لیکن چنانچه سد مارون 2 بهره برداری گردد ، چون از شاخه آب شیرین آن با EC 400 میکروموس محروم خواهد شد ، در حوزه بهبهان ،EC از سه هزار میکروموس تجاوز و در انتهای رودخانه و منطقه شادگان به 7 هزار خواهد رسید. لذا ، این آب قابلیت استفاده در کشاورزی را نخواهد داشت، و چون اب مارون ، عملا شورابه خواهد شد ، نه تنها تولیدات کشاورزی در طول کل حوزه مارون تعطیل خواهد گردید ، بلکه این کیفیت آب ، اکوسیستم شرق ، جنوب شرق و جنوب خوزستان را کاملا بهم میریزد.‌و ساختار خاک را تغییر خواهد داد و خشم و طغیان طبیعت را تحریک خواهد کرد.!! عواقب برپایی سد آبریز ، کاهش قطعی کمیت آب (دبی آب) و همزمان تتزل شدیدکیفیت آب ( EC ) را بدنبال دارد به نظر می آید دستی مرموز‌در کار‌است که خوزستان را با ورشکستگی آب و بحران سازی مستمر مواجه سازد.

6 - در صورت احداث سد آبریز ، مهجوریت مارون ، شبیه کارون مظلوم ، اسباب تغییر ساختار جمعیتی و مهاجرت اجباری قریب صدها هرار نفر از امتداد حاشیه مارون را فراهم می آورد که این چرخه ی باطل ، خوزستان را بتدریج از جمعیت تهی ساخته ، و به سرزمین سوخته تبدیل خواهد کرد.!

7- برآورد کارشناسان سفارش ناپذیر و مستقل ، مبین آنست ‌که احداث سد آبریز در سالهای خشکسالی، ابتدا موجب سکته تالاب غنی و سرشار از برکت شادگان‌ و سپس مرگ ‌تدریجی این گنجینه ثروت خیزتر‌ و اشتغال آفرین تر از نفت و گاز خواهد گردید ، و زیست بوم طبیعت حوزه مارون را‌با انواع ناهنجاری های بیماریزا مواجه خواهد ساخت . یکی از پیامدهای وحشتناک خشکاندن تالاب بین المللی شادگان ، پیدایش صحرای پهنا‌ور ظهور و خیزش وسیع تر کانون ریز‌گردها ، مرگ و دفن دسته جمعی پر‌ندگان ، آبزیان ، حیوانات و افزایش دمای منطقه بویژه در فصل گرمای سوزان تابستان خواهد گردید . ثابت شده است ، بیش از 70 درصد تولید و پراکنش ریزگردها ، منشا داخلی دارند. از یک طرف هزینه ی ملی صرف می شود تا کانون های برخاستن ریزگرد ، مهار شوند و از سوی دیگر همزمان با خشکاندن تالاب شادگان ، به استقبال تشدید کانون های جدید تولید ریزگرد ، می شتابند .!!! این تعارض مشهود ، از سوء مدیریت در مقوله آب و سد و محیط زیست ، حکایت دارد

8- خاطر نشان می گردد ، گنجینه های تجدید پذیر تالاب ها ، تنظیم کننده اکسیژن ، دما و رطوبت منطقه و بسان ترموستات خودکار و طبیعی وکولر آبی خوزستان‌و چهار استان همجوار آن از جمله خود استان کهگیلویه و بویر احمد عمل می کنند. محیط زیست ، مرز تعریف شده جغرافیایی انسان ساخته را، نمی شناسد. دامنه اثرگذاری پیامدهای زیانبار مستقیم تغییر ساختار زیست بوم مارون بزرگ ، یقینا کل پهنای جنوب ، جنوب غرب ایران و حتی جنوب عراق را هم فرا خواهد گرفت. !! لذا مرگ تالاب ها، مرگ خوزستان و استانهای همجوار خوزستان است.

9- تراز جاده دهدشت - پاتاوه.1020.متر از سطح دریاست و تراز سد مارون 2 ، 1060متر از سطح دریا می باشد ، یعنی احداث سد آبریز ، قسمت مهمی از این جاده ملی و استراتژیک هزینه شده نجومی را ، از حیز انتفاع خواهد انداخت .!

10 - با عنایت به کاهش چشمگیر روش آبیاری غرق آبی و اجرای گسترده آبیاری تحت فشار ، سد مارون یک ، عملا آب 110 هزار هکتار را تامین می نماید. ساخت سد بالادست مارون یک ، بر روی شاخه آب شیرین آن ، 110 هزار هکتار زمین دایر را بایر و لم یزرع خواهد کرد.

 11- هدف اصلی از ساخت سد آبریز ، تامین آب صنایع آب بر همچون پتروشیمی دهدشت ، کارخانه سیمان و سایر صنایع آب دوست می باشد ، تامین آب کشاورزی منطقه دهدشت ، بهانه و هدف ثانویه است.!

 12- به فرمایش امام جمعه محترم بهبهان ، وفق صراحت رساله حضرت امام خمینی (ع) ،اگر اختلافی بین دو نفر و یا دو گروه در زمینه حقابه رخ دهد ، حق با اوست که سابقه و مدت زمان بیشتری در برداشت آب دارد.

13- متولیان احداث سد آبریز ، مدعی هستند که چون سرچشمه های رودخانه مارون در کهگیلویه است پس باید برای سهم آنان ، سدی در سرچشمه بنا شود ، مثل آنست که ما خوزستانی ها ، ادعا کنیم که چون بیش از هفتاد درصد نفت و گاز کشور از خوزستان است، پس باید درصد عمده عایدات نفت و گاز برای خوزستان باشد،!!! رودخانه مارون در میان منطقه ای فوق العاده کوهستانی و دره های عمیق واقع شده است ، اگر کائنات صلاح می دانست خود دشت های وسیع جهت کشت و ذرع در کهگیلویه تعبیه و مسیر حرکت آب را دهدشت شرقی قرار می داد ، سلب حقوق چند هزار ساله حقابه پائین دست مارون ، هیچ توجیه عرفی ، شرعی ، فنی ، اقتصادی ،اجتماعی و زیست محیطی ندارد. و دود آتشی که شعله ور ساخته اند قطعا به چشم خودشان خواهد رفت.!

 14- التفات داشته باشید ، جنون سد سازی توسط مافیای آب ، برای نابودی آب و هستی طبیعت ایران ، شمشیر را از رو بسته است و
تخریب و تعدی افراطی به ذات قانونمتد طبیعت ، خشم طبیعت را بر می انگیزاند و کائنات هوشمند این تجاوز بی رویه را بی پاسخ نمی گذارد!

15- تحلیل راهبردی و کاربردی :
تجمیع عواقب سیاسی تشنج آفرین و پیامدهای زیان بار اقتصادی ، اجتماعی ، زیست محیطی برپایی سد مارون 2 بلاشک، موجب :
▪️- ریزش شغلی انبوه و جمعی
▪️- کاهش تولید مایحتاج غذایی منطقه و کاهش امنیت غذایی
▪️- فاجعه زیست محیطی فراگیر جنوب ایران
▪️- تحمیل موج مهاجرت سهمگین
▪️- تولید انفجار گونه ریزگردها ،و
▪️ -ایجاد بستر خیزش و شورش اجتماعی خودجوش و فراگیر و
▪️- شادمانی صهیونیسم جهانی برای آماده سازی بستر گسست و تجزیه خوزستان از ایران ، را فراهم می آورد.
این جنبه نقش صهیونیسم بوسیله جاسوسان داخلی خود و همکاری نادانان داخلی در بحران سازی مستمر در خوزستان محروم را، جدی بگیرید!

 احداث سد مارون 2 به صورت دستوری ، بدون ارزیابی های علمی و کارشناسی مستقل و توجیه اقتصادی ، اجتماعی و زیست محیطی بوده و یک خودزنی بزرگ ملی تلقی می گردد، معاونت سازمان محیط زیست کشور ، تحت فشار لابی ها و اعمال نفوذها و به صورت کاملا دستوری ، اعلام کرده‌است که مجوز احداث سد مارون 2 صادر خواهد گردید ، خاطر نشان می گردد ، بدون اخذ مجوز سازمان محیط زیست و حتی مجوز ماده 23 ، امکان ساخت سد موصوف ،-متاسفانه کاملا میسر است.

حکمران ها به نداشتن مجوز های ماده 23 و محیط زیست سد مارون 2 ، دل خوش نکنند چرا که مدیر مجری سد مارون2 معین ، محور و محل اجرای سد انتخاب ،مشاور آن ، شرکت مهاب قدس و پیمانکار اجرایی سد مزبور، شرکت دولتیآب نیرو و بودجه آن از محل اعتبار 6 هزارمیلیارد تومانی وزارت نیرو ، تعیین گردیده است
به تعبیری پازل سد را در خاموشی مدیران استان خوزستان ، تکمیل کرده اند ، لیکن علاج واقعی و درمان ممانعت از ساخت این پروژه ویرانگر، تصویب ممنوعیت ساخت سد آبریز در شورای تامین استان خوزستان و با امضای هیجده نماینده محترم استان و امام جمعه محترم استان و انعکاس به رئیس جمهور محترم و اخذ دستور موکد رییس جمهور محترم مبنی‌ بر عدم ساخت این سد خسارت بار، ارزیابی می گردد.

 خوزستان خود به لحاظ فقر فراگیر و محرومیت های بازمانده از جنگ تحمیلی و تنش های آبی اخیر و تحریکات دشمنان خارجی ، آتش زیر خاکستر و آماده تنش ها و طغیان های کور اجتماعی است ، خشکاندن و محروم ساختن تعمدی حقابه های چند هزار ساله تمدن حاشیه مارون بزرگ، برای نظام ،عواقبی بس سنگین و غیر قابل جبران خواهد داشت.

 خداوند دانا و مدبر، طی میلیون ها سال ، برای دشت مستعد با خاک مرغوب و جلگه مسطح و وسیع خوزستان ، آب های شیرین تعبیه نموده است تا امنیت غذایی بشر مخلوق خود را تضمین نماید و برای مناطق کوهستانی کهگیلویه ، برکات و نعمات ویژه متفاوت تری لحاظ نموده است،!

ناگفته نماند که رعایت حقوق و شاخص های محیط زیست یکی از پازل ها و ملزومات اصلی توسعه پایدار و متوازن ، تلقی می گردد..!

درایت و هوش هیجانی بلند دلسوزان واقعی سرنوشت انقلاب اسلامی و حصول ثبات سیاسی مهمترین منبع تولید ارز کشور یعنی خوزستان را ، طلب می نماید.

خوزستان دین خود را در جنگ ادا کرده است، آیا سزاوار است با امنیت اجتماعی‌، اقتصادی و زیست محیطی این استان محروم ، این چنین بی مهری و جفا گردد.؟!

خوزستان همزمان با خشکسالی مضاعف مواجه است، خشکسالی اقلیمی و خشکسالی مدیریتی در آب !!.

 

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: