پایگاه خبری آوای رودکوف :گاه یک روایت کوتاه، تصویری روشنتر از صدها ساعت سخنرانی و هزاران صفحه گزارش میسازد؛ روایتی که نه از جنس سیاست، که از جنس سلوک و انسانیت است. ماجرای فرزند نوجوان سید روحالله موسوی، نماینده سه حوزه انتخاباتی لردگان، خانمیرزا و فلارد، از همین دست است؛ ماجرایی که صدای بیصدای اخلاق را از دل یک حادثه تلخ به گوش جامعه میرساند.
در این روایت، نکتهای ساده اما ژرف رخ مینماید: پسر یک نماینده مجلس، همانند هزاران جوان دیگر، برای گذران زندگی «پیک موتوری» یک رستوران بوده است. نه نشانی از امتیاز ویژه دیده میشود و نه کمترین اثر از تکیه بر جایگاه پدر. این سادگیِ زیست، خود یک پیام اخلاقی است؛ پیامی که نشان میدهد شأن مسئولیت نه در قابها و شعارها، بلکه در نحوه تربیت و نوع رفتار آدمی جلوه میکند.
اما تلخی ماجرا آنجاست که این جوان ۱۶–۱۷ ساله در حادثهای ناگهانی و جانسوز، هنگام سوختگیری موتورسیکلتش، دچار آتشسوزی شده و جان میبازد؛ تراژدیای که فراتر از یک فقدان خانوادگی، زخمی بر دل جامعه متأثر از فاصلههای طبقاتی مینهد. شگفتآورتر اینکه کارفرمای او دو روز پس از فوتش تازه درمییابد که این جوان، فرزند یک نماینده مجلس بوده است. همین نکته کوچک، بزرگترین سند صداقت و فروتنی در شیوه زیست خانوادهای است که قدرت را مایه امتیاز نمیدانند.
این روایت، از آن جنس داستانهایی است که معیارها را جابهجا میکند. از خود میپرسیم: «نماینده شریف» یعنی چه؟ انتخاب اصلح یعنی چه؟ مگر نه اینکه رفتار آدمی، گویاتر از تریبونها و شعارهاست؟ جامعه ما در بزنگاههای انتخاباتی بسیار نیازمند چنین نشانههایی است؛ نشانههایی که یادآوری کنند انتخاب درست، نه از مسیر طایفه و نسبت و رفاقت، بلکه از مسیر سنجش اخلاق و سلوک مسئول میگذرد.
شاید ارزش این ماجرا، نه در ستایش یک فرد، بلکه در تلنگری باشد که به ذهن جامعه میزند: اگر معیار انتخاب چنین باشد، بسیار از آسیبها و شکافهای اجتماعی، خودبهخود فرومینشیند. در روزگاری که مردم بیش از هر زمان دیگری تشنه صداقتاند، همین نوع رفتارهاست که اعتماد را بازسازی میکند.
و در پایان، چه نیکوست اگر جامعه ما روزی بهجای آرزوهای دور و دستنیافتنی، چنین شیوه زیستی را در میان مسئولان خود امری بدیهی بپندارد؛
انگار که بتوان با لبخندی آرام گفت:
چه خوش بود اگر در هر گوشه از این سرزمین، مردمانی چنین، نمایندگانی با چنین سلوکی را نه بهعنوان استثنا، که بهعنوان قاعده تجربه میکردند.